این کتاب روایتگر ماجرای زندگی زنی است که روزگار جوانی اش در بحبوحه روزهای پیش از انقلاب رقم خورده است، آخرین فرزند یک خانواده ی متمول که با مرگ پدر و مادرش تمام ارتباطش با خانواده را از دست می دهد و در اوج جوانی با وجود 6 خواهر و برادر تنهای تنها می شود. این در حالی است فعالیت های سیاسی در سراسر کشور در حال گسترش است و در این میان پریچهر به شکلی تحمیلی مجبور به جاسوسی دانشجویان و دوستان نزدیکش که از مخالفان رژیم وقت هستند می شود. در همین حین که او نمی تواند انسانیت را زیر پا بگذارد، عشق سر می زند، عشقی عمیق که مرهمی می شود بر روح رنج کشیده اش…
منطق داستان لنگ میزد. قلم قوی نبود. ویراستاری کتاب فاجعه بود. به جای نقطه،کل کتاب از سه نقطه استفاده شده بود!فقط تصور کنید چه تصویر آزار دهنده و کلافه کنندهای داشت. هیچ علائم نگارشی درستی نداشت؛طوری که من متوجه نمیشدم الان مونولوگه؟دیالوگه؟اگه دیالوگه از زبان کیه. جملهها یکی در میون ادبی،محاورهای بودن. غلطهای املایی ناامید کننده و به شدت زیادی داشت که واقعا خوندن کتاب رو برام عذاب آور کرده بود. سوالم اینه که آیا این کتاب قبل از چاپ شدن یکبار بررسی شده؟کتاب من چاپ سوم هست و همچنان اشکالات بیشمارش اصلاح نشده و واقعا قابل قبول نیست.
پریچهر... از دید من در دل هر آدمی ... دوست داشتن و عشق به یک نفر ازلی است ...یه جایی توی پیچ و خم های دلش پنهانه...و تا زمانی که اونی که براش مقدر شده رو نبینه... خودش رو نشون نمیده...مثل یک شیشه عطر در بسته میمونه ...تا زمانی که درش رو باز نکرده باشی حسی بهش نداری... و وقتی طرفت رو برای اولین بار میبینی انگار در اون عطر باز میشه...و کم کم بوی خوشش کل دلت رو می گیره ...
. .
تسلسل داستان دختر خان روستایی نزدیک خرم آباد، پریچهر سالاری است که با قبول شدن رشته مکانیک دانشگاه تهران سال 50 به تهران می رود ... همه چیز از دی ماه 53 با فوت ناگهانی پدر پریچهر شروع میشود و با بازگشت پریچهر به تهران و رفتن به دانشگاه و اتاق مدیر گروه مکانیک و دیدن مدیر گروه جدید، زندگی پریچهر دستخوش تغییراتی عظیم میشود که برای خودش هم غیر قابل باور است. کتاب تسلسل در 518 نوشته شده و کشش و تعلیق بالایی دارد قلم نویسنده بسیار جذاب هست و عشق و نفرت به خوبی در کتاب میشه احساس کرد
فکر نمیکردم هنوزم رمان اینترنی فارسی خوووبی باشه که نخونده باشم، قشنگ منو برد به ده سال و اندی پیش و دوران اوج ۹۸یا خونی...همونقدر که دوست داشتم درام داشت، همون قدر چاشنی جنایی و سیاسی اجتماعی، همونقدر قصه رومانتیک، احتمالا میره تو دسته رمانای زرد ولی دوووووسش داشتم و فقط حیف که این نویسنده کم نوشته:(