سهیلا بسکی در سال ۱۳۳۲ به دنیا آمد. پس از اتمام دوره دبیرستان علیرغم علاقه به رشته معماری با توجه به اینکه دیپلمش ریاضی نبود وارد مدرسه عالی مدیریت گیلان شد و در رشته مدیریت شروع به تحصیل کرد. وی پس از اتمام دوره کارشناسی برای تحصیل در رشته اقتصاد به دانشگاه ایالتی میشیگان آمریکا رفت. در سال ۱۳۵۶ به ایران بازگشت و در دانشگاه بوعلی همدان مشغول به کار شد. پس از انقلاب به تهران نقل مکان کرد و در دانشگاه علوم تربیتی تدریس اقتصاد را آغاز کرد.
در این ایام شروع به ترجمه کتاب کرد و در سال ۱۳۶۹ نیز داستاننویسی را آغاز کرد. پس از مدتی در بخش اقتصادی مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری مشغول به کار شد در همین مرکز بود که مسئول انتشار مجله آبادی شد و از سال ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۶ مسئولیت انتشار این مجله را برعهده داشت. پس از خروج از مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری با سرمایه شخصی در تیرماه ۱۳۷۷ مجله معمار را منتشر کرد و در سال ۱۳۸۰ به صورت همزمان مجله شهر را هم روانه بازار مطبوعات کرد.
او مدیر مؤسسه معمار نشر و برگزار کننده جایزه بزرگ معمار نیز بود.
سهیلا بسکی در سال ۱۳۸۲ به خاطر مجموعه داستان کوتاه پارهٔ کوچک برنده جایزه گلشیری شد. هیئت داوران آن دوره از جایزه گلشیری به خاطر دقت در مشاهده و کشف جزئیات داستانی، زبانی روان و پالوده، جان بخشیدن به اشیاء روزمره و خلق داستانهای کوتاهی سرشار از لایههای متعدد معنایی ،پاره کوچک را شایسته دریافت عنوان بهترین مجموعه داستان اول سال ۱۳۸۱ دانستند.
دومین مجموعه داستان او به نام بی بی پیک نیز در سال ۱۳۸۵ نامزد همین جایزه شد.
از ترجمههای او میتوان به زندگینامه ویرجینیا وولف، نوشته کوئنتین بل و آنگونه که من زیستم (خودزندگینامه)، اما گلدمن، اشاره کرد.
از جمله آثار او که اخیرا منتشر شده است می توان به مجموعه داستان عکسهای فوری (۱۳۹۳)، اشاره کرد که از سوی انتشارات ققنوس به بازار کتاب عرضه شد.
او در ۶ خرداد ۱۳۹۴ به وقت دیدار با اعضای خانوادهاش در استانبول درگذشت.
رمان سال 2006 خارج از کشور چاپ میشه. سال 2010، یعنی 1389، از طرف نشر نیلوفر فیپا میگیره. تو شناسنامه س 2200 تا تیراژ زده. ولی قیمت نزده. که یعنی مجوز نگرفته هیچوقت و در مرحلۀ پیش از چاپ گیر افتاده. فایل نشر نیلوفرش تو نِت هست به رایگان.
اسم رمان محتوا رو به کمال توضیح میده. نکته اینکه لحن راوی به شدت آیرونیکه یا به قول بچه ها گفتنی انتقادی و نیشدار. در عین اینکه رخدادها رو روایت میکنه، مدام نقب میزنه به انقلاب و دوره های مختلف رئیس جمهورهای مختلف و مهاجرت ها و برگشتن ها و پیشینۀ خانوادگی خودش و غیره. مثلاً، در شروع رمان اشاراتی میکنه به زلزلۀ بوئین زهرا و بعد طبس و بعد میرسه به زلزلۀ بم. بعد اتفاق های رمان رو داریم که بی سابقه بود برای من در عالم رمان جهان؛ چه فارسی چه غیرفارسی. و میشه یه نمونۀ بسیار پُررنگ دونستش از یه رمان نوشتۀ یه نویسندۀ زن که الگوهای زنانه نویسی، چه فُرمی و چه محتوایی، پیروی نمیکنه که این خودش برای من جالب بود.