فیلمنامه همواره مهمترین عنصر در شکلگیری یک اثر سینمایی و عنصری حیاتی در فیلم کوتاه است. در پی بررسی و آسیبشناسی فیلمهای کوتاه تولید شده در چند سال اخیر، یکی از مهمترین دلایل ضعف و تکراری بودن آثار، فیلمنامههای آنهاست که از الگوی فیلمنامه بلند پیروی کرده و از ساختارهای فیلمنامه کوتاه تبعیت نمیکنند. به بیان بهتر، تعداد زیادی فیلمهای بلند ایرانی، آشکارا فیلمهای کوتاهی هستند که بیهیچ گسترش و پردازشی، یک ایدهی واحد را در وضعیتی محدود پیش برده و به سرانجام مشخصی هم نمیرسند. اغلبِ سازندگان فیلم کوتاه نیز از ایدههایی استفاده میکنند که پیشتر در فیلمهای بلند سینمایی استفاده شده و به نظرشان موفق بوده است. آنچه در این وارونگی جلب نظر میکند، فقدان یا کمبودِ رویکرد نظریهپردازانه در زمینهی تفاوت این دو گرایش در سینمای داستانی است. سالانه بیش از هزار فیلم کوتاه داستانی در ایران ساخته میشود که نسبت به آموزش و کیفیّتِ فیلمسازی رقمی حیرتآور است. با دیدنِ فیلمها، این تعجب به سرخوردگی میگراید. بسیاری از این فیلمها فریاد میزنند تنها دلیل ساخته شدنشان شور و اشتیاق فیلمسازی بوده، و بیاعتنایی به مرحله نگارش فیلمنامه، وجه مشترکِ بیشترشان.
این کتاب فارغ از آنچه در کتابهای دیگر آمده است، به عنوان نمونهای عملی ــ کاربردی، مکمل مناسبی برای دو کتاب ارزشمند «فیلمنامهی کوتاه: فیلم کوتاه از مفهوم تا تولید» نوشتهی دان گرسکیس به ترجمهی حسین فراهانی و کتاب «کم یعنی زیاد» نوشتهی کلودیا هانتر جانسن به ترجمه محمد گذرآبادی است. کتاب، عامدانه و به تناسب موضوع، گاه از فیلمهای کوتاه ایرانی به عنوان نمونههای قابل بحث استفاده کرده و نسبت حکایتهای کهن با روایتهای معاصر را برمیشمارد، زیرا به اعتقاد نویسنده این کتاب به زبان فارسی و برای مخاطب جوان ایرانی نوشته میشود، و اشاره به فیلمنامههای کوتاه ایرانی موفق این سالها، امید به رعایت الگوهای فیلمنامهنویسی را در دل دوستداران فیلم کوتاه زنده نگه میدارد.
کتاب شامل دو بخش است: بخش یکم به رابطهی نظریهپردازی و عمل در فیلمنامهی کوتاه داستانی میپردازد و بخش دوم با استفاده از راهکارهای عملی فیلمنامهنویسی، نشان میدهد که هنگام تدریس فیلمنامهنویسی چه طور میتوان از این آموزهها بهره گرفت. تقریبا تمامی راهکارهای بخش ِدوم، چکیدهی چند دوره تدریسِ «کارگاه فیلمنامهی کوتاه» در نقاط مختلف ایران است که به شکل مدون، و در قالب شیوههای بداههپردازانهی نگارش فیلمنامه، یعنی طرحهایی که از راه گفتوگو و مشارکت گروهی هنرجویان در کلاسها به دست میآید، عَرضه شده است. دوستداران اقتباس از داستان کوتاه نیز میتوانند برای آگاهی از اقتباس ادبی به روش کارگاهی، به درسگفتار پنجم کتاب مراجعه کنند.
سعید عقیقی (متولد ۹ آبان ۱۳۴۹ - کرمانشاه) فیلمنامهنویس، مدرس، منتقد و کارگردان سینما که به خاطر مقالههای صریح و تندش شهرت دارد. عقیقی نویسنده سه فیلمنامه هفت پرده و شبهای روشن و صداها است.