Jump to ratings and reviews
Rate this book

چیدن یال اسب وحشی

Rate this book
برف گرفته بود. حلقه‌ی کوچکی را که آچارها را کنار هم نگه می‌داشت باز کرد. آچارها را یکی یکی پرت کرد توی برف‌ها. خنده‌اش گرفت. نامه‌ی بازنشستگی‌اش را از جیبش در آورد. فندکش را گرفت زیرش و کاغذ آتش گرفته را ول کرد توی هوا. بعد گشت و از توی جیب کاپشنش کارت ملی و کارت شناسایی راه‌آهن و شناسنامه‌اش را در آورد. فندک زد. دود می‌کردند. وقتی شعله دستش را سوزاند، مدارکش را توی هوا ول کرد. چند قدم دیگر رفت. ایستاد. به آرم راه‌آهن روی آستین‌های کاپشنش نگاه کرد. کاپشن را در آورد. پرت کرد روی برف‌ها. نشست و فندکش را گرفت زیر کاپشن و نگه داشت. سوختن انگشتش را روی لبه‌ی فلزی فندک تحمل کرد تا پارچه آتش گرفت. ایستاد به تماشای سوختنش. چشمش افتاد به کفش‌های کار زمختش. آن‌ها را هم درآورد و انداخت توی آتش لباس.

112 pages, Paperback

First published January 1, 2019

3 people want to read

About the author

علی صالحی بافقی

5 books4 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
5 (50%)
3 stars
4 (40%)
2 stars
0 (0%)
1 star
1 (10%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Miss Ravi.
Author 1 book1,185 followers
July 5, 2022
اغلب داستان‌ها فضای مردانه و زمختی دارن که به نظر من توی ذوق می‌زنه؛ اما اون تخیل متفاوت و تصویرهای غیرواقعی که میون داستان‌ها یهو ظهور می‌کنه و ریتم طبیعی روایت رو به‌هم می‌زنه برای من جذاب بود. و همین ویژگی باعث می‌شد داستان با وجود طرح تکراری (مثلاً داستان پدربزرگی که برخلاف همه پدربزرگ‌ها خیلی بددهن و بی‌شخصیت و غیردوست‌داشتنیه) اجازه بده تا تهش بری.

قبلاً فکر می‌کردم که نشر مرکز حداقل‌ ویراستار درست‌ودرمونی داره. با غلط املایی توی کتاب که چندین بار هم تکرار شد، فهمیدم اشتباه می‌کردم.
:)
Profile Image for A Yawner .
96 reviews7 followers
December 18, 2023
برنده بهترین داستان کوتاه این دوره مهرگان


آیا به‌هم‌ریختگی زمانی و رفت‌وبرگشت های مداوم، میان حال و گذشته و یا از واقعیت به دنیای غیرواقعی و خواب‌گونه از ویژگی های داستان مدرن است؟
می‌تواند باشد!

و آیا هر داستان مدرن داستان خوبی است؟
بی‌گمان نه!


نویسنده گاهی اینقدر در مدرنیستی شدن داستان هایش می‌کوشد، که فراموش می‌کند باید در داستان شدن داستانش هم بکوشد. در عمق و معنای داستان! در شناساندن شخصیت یه مخاطب و غرق کردنش در مضمون داستان

1⃣ضعیف ترین داستان مجموعه چیدن یال اسب وحشی شاید همین داستان چیدن یال اسب وحشی است. شخصیت‌ها که درنیامدند. واقعه‌ای که محوریت دارد درنیامده! و گذشته، آینده و حال که بی‌گمان‌تر درنیامده. شخصیت ها اغلب در این رفت‌وبرگشت های زمانی دست‌نخورده اند انگار نه انگار که خام بودند یا پخته شدند. زبانشان، اندیشه‌شان و رفتارشان اغلب همان است که بود و در برابر گذر زمان اغلب مصون به نظر می‌رسند.
صرف خروج از چارچوب داستان آپارتمانی، داستانی درخشان و بدیع نمی‌زاید و انتظار می‌رفت نشانه گذاری های داستانی، افت و خیز های بیشتر و کشش بیشتری در این داستان دیده شود که این پتانسیل از دست رفته.


2⃣دومین داستان، با سگ ها رفیق شو، داستان ساده با طرحی نسبتا تکراری و کلیشه‌ای است. با این همه تسلط نویسنده بر ریتم و به کارگیری آن در این داستان بهتر به چشم می‌اید

3⃣سومین داستان، پدربزرگ لعنتی من، داستانی بود با طرح تکراری و البته پرداختی نسبتا جدید و طنزآمیز که جا داشت بیشتر کنکاش صورت گیرد و می‌توانست داستان به یادماندنی تری بشود


4⃣هات داگ که شاید اوج نمادگرایی در این مجموعه است، بیش از حد طولانی است و گاهی بی‌دلیل در خودش به تکرار می‌رسد و این تکرار نه در خدمت داستان، بلکه در خیانت به آن نمود پیدا می کند چرا که داستان به اندازه کافی از اشاره و نشانه و معنا بارور نشده

5⃣صدای آهن روی آهن. نپسندیدم و ارتباطی نگرفتم.
حیوانات در داستان های این نویسنده پرسه می زنند و هستند.

6⃣ژنرال را بیشتر دوست داشتم. داستان خوبی بود که پختگی قلم نویسنده در روایت هم بیشتر به چشم می‌خورد. شخصیت شکل گرفته بود و می‌شد از پس صفحات کتاب دیدش، شنیدم و با او ارتباط گرفت.

7⃣شور مخلوط، واپسین داستان این مجموعه، بیش از حد و بی دلیل گنگ است؛ به اندازه‌ای که برقراری ارتباط با داستان و دریافتن جملاتی که به شخصیت ها منسوب می شود و یا پیرامون آنان بود را سخت می‌کرد و آدم را دلزده.
و همین برای یک داستان خوب کافی است تا قربانی شود.


با این همه، این مجموعه داستان یک و گردن بالاتر است از رنو۵ و رنو ۵ هم همین وضعیت را در برابر چشم سگ داشت



🟥انتظار بیشتری از برنده مهرگان داشتم.

از این مجموعه، به ترتیب ژنرال، با سگ‌ها رفیق شو و پدربزرگ لعنتی من را پسندیدم
Displaying 1 - 2 of 2 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.