Jump to ratings and reviews
Rate this book

شاید خدا گم شد

Rate this book

774 pages

Published January 1, 2019

2 people are currently reading
20 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
6 (20%)
4 stars
7 (23%)
3 stars
12 (40%)
2 stars
4 (13%)
1 star
1 (3%)
Displaying 1 - 9 of 9 reviews
Profile Image for Imaydahjr.
287 reviews48 followers
June 27, 2021
وقتی رویا بود، خدا هم بود، گم نمی‌شد، انگار جایی همان حوالی به تماشایشان نشسته بود و هوای روزگار ابری‌شان را داشت...!
اتمام
۱۴/اردی‌بهشت/۱۴۰۰
Profile Image for Bookaviz.
129 reviews17 followers
April 9, 2023
بالاخره تموم شد🙂
فعلا نظری ندارم ولی شاید بعدتر اومدم و تلاش گردم یه ریویو بنویسم براش

لینک کتاب در طاقچه👇
https://taaghche.com/book/68043
Profile Image for BAHAR.
136 reviews78 followers
May 30, 2022
وقتی می‌خوندمش، اصلا انتظار چنین مفهوم عمیقی رو نداشتم. یعنی بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای، شوکه شدم!
داستانی از قلب اجتماع، با قلمی روون، توصیفات و پیامی شگفت‌انگیز که منو مجاب می‌کرد مدت‌ها بهش فکر کنم.
به این‌که تا چه اندازه بخاطر حرف‌های مردم، آبرو و پچ‌پچ‌های دیگران، زندگی‌مون دچار فرسودگی می‌شه و خودمون متوجهش نیستیم.
ضمن این‌که شخصیت‌ها توی موقعیت‌های عجیبی قرار می‌گیرن که نشون می‌ده عملکرد آدم‌ها، تا قبل از این‌که توی گرفتاری گیر کنن، کاملا متفاوت از چیزیه که فکر می‌کردن.
داستان خوبی بود. دوسش داشتم❤️✌️

فقط یه سری جاها احساس کردم با منطق همخوانی نداره و ضرب‌الاجلی داره پیش می‌ره که از باورپذیری قضیه کم می‌کرد. و دوست داشتم تکلیف چندتا شخصیت دیگه هم مشخصه می‌شد!
Profile Image for Sarvenaz.
129 reviews5 followers
May 14, 2021
حرف مردم حباب نیس اما همیشه هم اون چیزی که باید باشه نیس طاها. همیشه همه واقعیت نیس. اصلا همیشه حق نیس. حباب نیس اما باد هوا هست. امروز هست٬ دو صباح دیگه اثری ازش نیس. مردم فقط می‌گن… می‌گن و می‌گذرن و یادشون می‌ره. بپا واسه باد هوا حقو ناحق نکنی!
Profile Image for shamim.
187 reviews129 followers
November 30, 2020
از قدیم در فرهنگ ایرانی و در جامعه ای که زندگی می کنیم همیشه حرف مردم زندگیمان را تحت الشعاع قرار داده است. حرف مردمی که امروز هستند اما فردا نه.
شاید خدا گم شد اثر محرابه سادات قدیری(رهایش) در 773 صفحه و به چاپ رسیده از انتشارات سخن در مورد زندگی محمدطاها خسروی است. مردی در ظاهر متعصب و غیرتی که بعد از فوت پدر تمام فکر و ذکرش خانواده و آسایش آنهاست. حدیث خواهر محمدطاها دختری است که از طرف برادر و پدر محبتی را که طالبش است را دریافت نکرده و آن را در بیرون از خانه و از نا اهلش طلب می کند. در این بین شایعاتی در مورد حدیث بین مردم دهن به دهن می شود که آبروی محمدطاها و حاج محسن خسروی، پدر محمدطاها را هدف می گیرد. حال باید دید که محمدطاها آبروی رفته را چگونه به جوی بر می گرداند...
کتاب حاضر معضلات اجتماعی را هدف قرار می دهد. ترس از آبرو و حرف مردم که انقدری در زندگی ما پررنگ هست که گاه باعث می شود دست به کاری بزنی که با وجود اینکه چشم انداز سیاهش را می بینی اما چاره ای جز تن دادن به آن نداری. کارهایی که جرقه شان با حرف مردم می خورد اما زمانی که آتش انجامشان به زندگیت می افتد دیگر خبری از آنها نیست.
شاید خدا گم شد روایت لحظه های سختی است که گمان می کنی خدایت را گم کردی. زمان هایی که انقدر باید ایمانت را قوی نگه داری که خدا را در تک تک لحظاتت حس کنی.
شخصیت پردازی داستان بسیار مناسب بود. از محمد طاها گرفته که مردی بود به شدت آبرومند با تمام نگرانی هایی که برای خانوادش داشت تا علی شوخ، و لحن و کلمات خاصش که با تمام کارهایش باز هم رفیقی بود که پایش می افتاد جونش را هم برای رفاقت می داد.
از دیگر نقاط قوت کار میتوان به توصیفات،فضاسازی و قلم نویسنده اشاره کرد که به تصویرسازی هر چه بیشتر و بهتر مخاطب کمک می کرد.
در نهایت پیشنهاد می کنم اگر به داستان های خانوادگی که بازگو کننده معضلات اجتماعی است علاقه دارید این رمان را از دست ندهید
Profile Image for Oasis.
8 reviews2 followers
September 5, 2022
رمان‌های خانم قدیری جزو مورد علاقه های منه اگه کلیشه های الکی رمان ها خسته شدین پیشنهاد میکنم رمان های ایشون بخونین
Profile Image for Mim Shin.
67 reviews
November 16, 2022
دوست نزدیکتر از من به من است
وینت مشکل که من از وی دورم
Profile Image for Zeinab Naha.
39 reviews
September 3, 2024
نویسنده دغده هایی داره که محترمه و سعی کرده که بهش پرداخت بشه (حرف مردم، غیرت بی جا،..) ولی می تونست انقدر به صورت علنی از زبون شخصیت ها بیانشون نکنه می تونست فقط داستان روایت بشه و نتیجه گیری رو به خواننده واگذار کنه. به قول مهراب در کتاب مدارصفر درجه ی احمد محمود : (داستان باید مثل شعبده باشه ، حرف نباید بزنه، نشان باید بده ، عمل در حرکت)
در کل حجم زیاد ،ریتم به شدت پایین در ابتدا و ریتم بالا در انتهای کتاب و بیان نتیجه گیری از زبون شخصیت ها برام مطلوب نبود .
Displaying 1 - 9 of 9 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.