نمایشنامه در ۱۲ پرده ژاندارک از همان کودکی دختری پاکدامن و پارسا بود و بیشتر اوقات خود را در کلیسا و محراب میگذراند. در قرن ۱۱ میلادی ارتش انگلستان با کمک و پشتیبانی بورگونیونها که بر قسمتی از خاک فرانسه تسلط داشتند، فتوحات خود را در سرزمین فرانسه وسعت داده و پاریس و اورلئان و سایر نواحی مجاور را اشغال کرد. شارل هفتم فرزند ارشد پادشاه فرانسه نتوانست در مقابل آنها مقاومت کند. ژاندارک زمانی که در محراب کلیسا برای استقلال کشور خود به مناجات میپرداخت، یک نوع الهام غیبی به او فرمان داد برای نجات فرانسه قیام کند. این الهام غیبی در سن ۱۳ سالگی واقع شد او در ۱۹ سالگی سعی کرد به وسیله سرداران قشون، خود را به محضر پادشاه فرانسه برساند اما روبرت دوبودریکورد، سردار قشون فرانسه به تقاضای او توجه نکرد زیرا نمیتوانست باور کند که یک دختر جوان دهقان بتواند کشوری را که در حال سقوط است نجات دهد. بعد از اینکه اورلئان از طرف انگلیسیها اشغال شد، در مقابل اصرار زیاد ژاندارک تسلیم شد و او را به اتفاق چند تن از افسران مورد اطمینان خود، به بلوک نشین روئن که در آن تاریخ محل اقامت شارل هفتم بود روانه کرد. ژاندارک با شجاعت تمام پادشاه فرانسه را وادار کرد که به او کمک کند و شارل هفتم با اینکه کاملاً از پیشرفت خود ناامید بود، او را به ریاست یک عده از سربازان انتخاب کرد و به میدان جنگ فرستاد. بعد از نبرد اورلئان، ژاندارک نیروی انگلیس را شکست داد و پس از تصرف اورلئان با فتح و پیروزی، در شهر رمس، برای شارل هفتم تاجگذاری کرد. بعد از آن تصمیم داشت تا نیروی دشمن را دنبال کرده و پاریس را اشغال کند اما چون شارل هفتم مرد ضعیفالنفسی بود مانع او شد. ژاندارک در همان زمان متهم به خروج از دین شد و در نهایت، چون حاضر نشد از آنچه که ادعا کرده بود صرفنظر کند، در سال ۱۴۳۱ میلادی در شهر روئن، مانند جادوگران، زنده زنده سوزانده شد. نویسنده در این نمایشنامه تمام زندگی ژاندارک را به تصویر نکشیده است اما با این حال این اثر از آثار فاخر زبان فرانسه محسوب میشود
Maurice Polydore Marie Bernard Maeterlinck (also called Count Maeterlinck from 1932) was a Belgian playwright, poet, and essayist who was a Fleming, but wrote in French.
He was awarded the Nobel Prize in Literature in 1911 "in appreciation of his many-sided literary activities, and especially of his dramatic works, which are distinguished by a wealth of imagination and by a poetic fancy, which reveals, sometimes in the guise of a fairy tale, a deep inspiration, while in a mysterious way they appeal to the readers' own feelings and stimulate their imaginations".
The main themes in his work are death and the meaning of life. His plays form an important part of the Symbolist movement.
گرچه کتابهای متعددی از سوی نویسندگان فرانسوی و غیرفرانسوی در مورد زندگی نامه عجیب ژاندارک به رشته تحریر در آمده ولی موریس مترلینگ با قلم جادویی خودش و دیدگاه فلسفی و قلم روان و سلیسش که به خوبی در دیگر آثار نوشتهاش هویدا است به شرح ماجرای ژاندارک و اتفاقت عجیبی که بر سر راه این دختر بوجود میایید، پرداخته. نکته قابل توجه برای من در زندگی ژاندارک زمانی بود که او را با توجه به موفقیتهای که در جنگهای بین فرانسه و انگلستان نصیب کشورش کرده بود، محاکمه کردند و هنگامی که قاضی او را مورد بازخواست قرار میداد به ناگاه در آن بحبوحه صدایی ماورایی به گوش دیگران میرسد که خبر از بیگناهی و اثبات گفتههای این دختر میداد! ابتدا حاضرین در دادگاه قصد داشتند که به خودشان تفهمیم کنند که این صداها ناشی از توهم است، ولی تکرار دوباره این صدا که کسی نمیدانست از حنجره چه کسی خارج میشود و چرا صدا موجود است و نشانی از حضور صاحب صدا نیست، باعث توحش همگان شد ولی در آن دادگاه ظالمانه باز هم قاضی و حضار که هدفشان محکوم کردن این دختر بینوا بود، منکر صدا شده و حتی عدهای به صراحت گفتند که شیطان در محفل آنان حضور داد و این صدا، صدای کسی نیست بجز شیطان که قصد دارد به نوعی با ایجاد ترس و گواهی دروغ باعث تبرئه ژاندارک شود به همین خاطر با تمام ترسی که وجود قاضی و حضار در دادگاه را فرا گرفته بود، او را محکوم به مرگ و آن هم در آتش کردند چون اعتقادشان بر این بود که شیطان در جسم این دختر حلول کرده! و با تمام اعترافات صادقانه و خدمات بزرگی که ژاندارک به زبان آورد و برای کشورش کرد، او را محکوم به مرگ در آتش کردند.
این کتاب با همین ویرایش، مترجم و طرح جلد، اولین کتابی بود که در زندگی خواندم، در ۸ سالگی، سال ۱۳۶۲. در واقع اولین کتابی بود که با کتابهای کودکانه ای که پیش از آن میخواندم، متفاوت بود. سفری به کتابهای بزرگترها، پرقطر و بدون عکس. کتاب هدیه یکی از همسایه ها بود به من و اصلا برای یک کودک ۸ ساله مناسب نبود. مادرم که دوست داشت، یک فرزند کرم کتاب داشته باشد، خواندنش رو در برنامه من قرار داد، غافل از اینکه در پایان کتاب تحلیلی داشت با عنوان در قلمرو روح و به نوعی روح تسخیر شده ژاندارک رو با مثالهای دیگری که در تاریخ اتفاق افتاده، تفسیر می کرد و برای یک کودک سخت و نامفهوم و حتی ترسناک بود. امروز که تصادفی کتاب رو در گودریدز دیدم، دلم نیامد چند خطی ننویسم، هر چند چیزی از کتاب به یاد ندارم اما فقط نقطه عطف بودن این کتاب برایم ماندنی است.
بیشتر به یک وقایع نگاری می مانست؛ مجموعه ای از روایات جسته و گریخته شبه تاریخی با دخالت نظر نویسنده، گرچه از بخشی از اونها مثل قسمت دادگاه پایانی خوشم اومد.
This entire review has been hidden because of spoilers.