جستارهایی در اسطوره» نوشته عبدالرحمان مجاهد نقی، پژوهشگر معاصر ایرانی است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
نه براساس ادعاها، که براساس واقعیات و مستندات موجود، اکثر ما از اسطوره و گسترهی پهناوری که میتواند در برابر دیدگان ما بگشاید اطلاع بسیاراندکی داریم و در قوالب کلی و روشهای تحلیلگرایانه تصور میکنیم همین که اسمیازاشکبوس و اکوان دیو و گرسیوز به میان آمد وارد عالم اسطوره شدهایم!یک نمونه را دریکی از روزنامهها شاهد بودم که نویسنده با قاطعیت تمام استدلال میکرد: برخلاف تصور آنان کهاشعارفلان شاعر مشخص را اسطورهگرا میدانند، شاعری دیگر ازنمادهای اسطورهای بیشتر دراشعار خود استفاده کرده است. و علت آن؟ شاعر دوم دریک بیت پنج بار از نامهای اسطورهای استفاده کرده است! همین و بس!
در حالی که آنچه باعث میگردد تایک اثر هنری را اسطورهگرا بنامیم، نحوهی رویکرد به اسطوره، نحوهی کاربست آن و روشهایی است کهیک اثر هنری براساس آنها اسطوره را به کار میبندد. صرف وجود تعداد زیاد نمادهای اسطورهای، ارزشهای اثر هنری را نزد منتقد و پژوهشگر افزون نخواهد نمود و چه بسایک بار استفادهی هوشمندانه ازیک نماد اسطورهای در شعریک شاعر، ارزشهای به مراتب بالاتری از نحوهی استفادهی آن شاعر دیگر در استفادهی پنجگانهاش از نمادها را داشته باشد.
مثالی میآورم: نامهای اسطورهای موجود در شاهنامه را حکیم طوس از خداینامهها گرفته است و زمان تولید خداینامهها، از جهات مختلف، کاملاً با زمان تولید شاهنامه تفاوتهای بنیادی دارند؛ چه از لحاظ سیاسی، چه اجتماعی، چه از جنبهی روحیاتی که امروز روحیات ملی مینامیم و چه از لحاظ زبانی و.... بنابراین مسلم است که نگاه فردوسی به این اساطیر، با نگاه موبدانی که در زمان حاکمیت ساسانیان بهطور مؤثر در ساختار قدرت حاضر و سهیم بودهاند، باید نگاهی متفاوت باشد و با توجه به نیازها و تمایلات دورهی خودش به بازسازی اساطیر دست زده، بعضی را کمرنگتر و بعضی را پررنگتر جلوه داده باشد.
جستارهایی در اسطوره کتابیه که برای شروع اسطوره شناسی میتونه خوب باشه. هرچند من نظر نمیتونم بدم چون اولین کتابی هست که در این زمینه میخونم اما به هرحال درعلاقه مند کردن بیشتر من موثر بود. انتقادی که دارم به کتاب اینه که خیلی از این شاخه به آن شاخه میپره و منسجم نیست. دیدگاه نسبی گرایانه و منصف نویسنده رو خیلی دوست داشتم و گاها حتی متعجب شدم. فکر نمیکردم راحت بشه چنین نویسندگانی در ایران پیدا کرد. معمولا افراد نگاه یک جانبه یا متعصبانه ای دارند اما این کتاب کاملا خلاف چنین روندی است.