آدمی در فرآیند تحول مدنیِت همواره آرمانها و آماجهایی در پیش روی داشته است. این آرمانها و آماجها گاهی محک عقل خورده و تجربهی عملی را تاب آورده. گاهی نیز سوار بر بال خیال مرزهای واقعیت را درنوردیده است. اندیشیدن به اینگونه آرمانها و آماجها که محصول تخیل و یا تعقل انتزاعی است و از دوران اساطیری تا روزگار چیرگی دانشهای تجربی را دربرمیگیرد، اندیشهی آرمانشهری نام دارد، و محدود به قوم یا ملتی ویژه نیست. آدمی در همهجا و در همهی روزگاران آرزوی جامعهی کامل و رستگار را در سر پرورده است. در ایران نیز اندیشهی آرمانشهری از کهنترین و ناشناختهترین روزگاران تاکنون ادامه داشته و در آینده نیز ادامه خواهد داشت. این کتاب گزارشی است از سیر این گونه اندیشه در تاریخ ایرانزمین.
نکته ی مثبت این کتاب ارائه ی لیست نسبتا (و نه کاملا) خوبی از آثار ادبیات کلاسیک و معاصر فارسی است که می توان در آن ها بازنمودهای آرمانشهر و پادآرمانشهر را یافت. فارغ از این بعد، کتاب تنها به شرح متون پرداخته و هیچگونه رویکرد تحلیلی و انتقادی اجتماعی و فرهنگی به مفهوم آرمانشهر ندارد و حتی نمی توان ان را بعنوان پیشینه ی پژوهشی در این باب به شمار آورد. (خطاب به خانواده ی عزیزم که این کتاب را در لیست خود قرار داده اند: آن را در اولویت مطالعه قرار ندهید)
Utopia in Iranian thoughts and philosophy. با آشنایی مختصر نسبت به تاریخ تفکر و ادیان و باورهای ایرانیان از عهد باستان تا امروز، باور به آرمان شهر، ریشه ای بس عمیق تر و بحث انگیزتر از این دارد که در یک کتاب لاغرو با 160 صفحه به آن پرداخته شود. این تحقیق اگرچه نارسا و مختصر است، اما در حد خود کار ستایش برانگیزی ست.
۵۱۶ هیچ اندیشه ای فراتاریخی نیست و بیرون از ظرف زمان و مکان معنی نمی یابد. و اندیشه آرمانشهری ایرانی نیز از سده نوزدهم بدین سوی، از نگرش خوشبینانه طالبوف و خوش باوری صنعتی زاده کرمانی که آینده جهان را پردیس دانش و فن میداند تا طنز ظریف صادق هدایت در طرح پیروزی دانایی بر ستم و نادانی بدان سان که در قصه آب زندگی آورده، اشعار ناباورانه شهریار و اخوان و فروغ فرخزاد و آرمانشهر عرفانی طبیعت گرای سپهری و سرانجام، افق روشن، سروده شاملو همه متاثر از اوضاع روزگار نویسندگان و سرایندگان است