Bourdieu pioneered investigative frameworks and terminologies such as cultural, social, and symbolic capital, and the concepts of habitus, field or location, and symbolic violence to reveal the dynamics of power relations in social life. His work emphasized the role of practice and embodiment or forms in social dynamics and worldview construction, often in opposition to universalized Western philosophical traditions. He built upon the theories of Ludwig Wittgenstein, Maurice Merleau-Ponty, Edmund Husserl, Georges Canguilhem, Karl Marx, Gaston Bachelard, Max Weber, Émile Durkheim, Erwin Panofsky, and Marcel Mauss. A notable influence on Bourdieu was Blaise Pascal, after whom Bourdieu titled his Pascalian Meditations.
Bourdieu rejected the idea of the intellectual "prophet", or the "total intellectual", as embodied by Sartre. His best known book is Distinction: A Social Critique of the Judgment of Taste, in which he argues that judgments of taste are related to social position. His argument is put forward by an original combination of social theory and data from surveys, photographs and interviews, in an attempt to reconcile difficulties such as how to understand the subject within objective structures. In the process, he tried to reconcile the influences of both external social structures and subjective experience on the individual (see structure and agency).
اجازه بدهید متنم را با تحلیل فرم کتاب آغاز کنم. صحافی کتاب، فونت، اندازه حاشیه صفحهها و همه موارد دیگر مربوط به ظاهر به نظر من چیز خوبی از آب درآمده. حتی آن دو برجستگی در عطف کتاب، که آدم را به یاد کتابهای کتابخانه هریپاتر میاندازد. اما متأسفانه متن کتاب این جذابیت ظاهری را به حاشیه میراند. متن سرشار از غلطهای تایپی و نگارشی است. ترجمه چیزی نزدیک به فاجعه است. هرجا که پیچیدگی متن کمی بیشتر میشود و از توصیف صرف وقایع تاریخی فراتر میرود، ترجمه انگلیسی بسیار گویاتر است. در بخشهای بسیاری، جملاتی در ترجمه انگلیسی وجود دارند که در ترجمه فارسی نیست. بعضا یک بخش در داخل پرانتز که شامل چند خط میشود، به طور کامل در ترجمه فارسی حذف شده و در جاهای دیگر تکجملههایی در ترجمه انگلیسی هستند که در ترجمه فارسی وجود ندارند! به طور کلی، مطالعه این ترجمه را به کسی پیشنهاد نمیکنم.
اما درباره محتوا، محتوای کتاب دوستداشتنی و جذاب است. کتاب در حقیقت مجموعه درسگفتارهای بوردیو در کالج فرانسه در فاصله سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲ است که توسط شاگردانش پیاده شده. موضوع محوری کتاب بررسی خاستگاه دولت و نحوه پیدایش آن، بویژه در فرانسه است. هنگام خواندن کتاب، مدام خودم را سر کلاس بوردیو تصور میکردم. یعنی خود کتاب شما را به حال و هوای کلاس میبرد: گلایههای بوردیو از محدودیتهای ارائه شفاهی به جای انتقال مکتوب مطالب و در مقابل ستایش امکانات سخنرانی در مقابل نوشتن کتاب، نگرانیهایش من باب اینکه نکند زیادی تند پیش برود یا اینکه تعلل بیش از حد، حوصله مخاطب را سر ببرد و غرغرهایش درباره مشکلات وجود مخاطبانی که هر یک سطح و پیشینه علمی متفاوتی دارند. همه اینها چیزهایی است که فضای کتاب را با صرفا یک نوشته مکتوب متفاوت میکند و برای من، به جذابیت مطالعه میافزاید.
تمام تلاش بوردیو در این کتاب این است که به ما هشدار دهد که از سادهسازی مطالب در هنگام تحلیل بپرهیزیم. او مدام دوگانههایی نظیر زیرساختار و روساختار، عاملیت و ساختار و ... را زیرسوال میبرد و تلاش میکند نشان دهد که واقعیت پیچیدهتر از این دوگانههاست و این دوگانهها با سادهسازی بیش از حد، توانایی مشاهده درست واقعیتها را از ما سلب میکنند. مهمترین درس این کتاب هم به نظر من همین است: دیدن روابط پیچیده و تو در تویی که منجر به شکلگیری و تداوم یک واقعیت اجتماعی میشود. واقعیتی که خود را به گونهای نشان میدهد که گویی نه امکانی از میان امکانها، بلکه امری طبیعی و بدیهی است که از ازل به همین شکل وجود داشته است.
یکی از ایدههای محوری کتاب «درباره دولت»، این است که اساس شکلگیری دولت به عنوان نهادی که بانی خیر عمومی است و وظیفه ایجاد همبستگی در جامعه و ادغام همه افراد را در واحد یکپارچهای به نام ملت به عهده دارد، لاجرم متضمن انحصارگرایی است و این دو از یکدیگر جداییناپذیرند. به مجردی که شکل خاصی از سرمایه، به عنوان سرمایهای همگانی معرفی میشود، سرمایهای که عمومی است و باید در اختیار همه قرار گیرد، همه انواع دیگر سرمایه طرد و حذف میشوند. به رسمیت شناختن یک گویش خاص به عنوان گویشی همگانی همه انواع دیگر گویشها را طرد میکند، یکپارچه ساختن نظام آموزش در یک ساختار واحد، افرادی را که بیرون از این نظام آموزشی قرار دارند، از سرمایه فرهنگی تهی میکند و حتی انتخاب یک شهر به عنوان پایتخت، همه شهرهای دیگر را از امتیاز پایتخت بودن، محروم میکند. به تعبیر بوردیو، در فرآیند ادغام و ایجاد همبستگی میان انسانها در واحدی تحت عنوان ملت، امکان سلطه از جایی آغاز میشود که دولت نیازهایی را به عنوان نیازهای همگانی معرفی و تثبیت میکند، اما نمیتواند ابزار رفع این نیازها را به یکسان در اختیار همه قرار دهد. در نتیجه ما با عمومیسازی منافع گروهی خاص مواجه هستیم، در شرایطی که ابزار تأمین این منافع عمومی نیست و همین شکاف باعث ایجاد انحصار و سلطه میشود.
بخش نتیجهگیری کتاب اما بسیار در خور توجه است و حاوی مطالبی بسیار درخشان. بوردیو معتقد است در درون دولت، گروههایی متناظر با گروههای اجتماعی درون جامعه با یکدیگر در کشاکش هستند. او از دست چپ دولت یعنی وزارتخانههای رفاه و آموزش و بهداشت و در اصطلاح وزارتخانههای هزینهبر و دست راست دولت، یعنی وزارت اقتصاد، بانکها و امثال آن یاد میکند که با یکدیگر در تنازع دائمی هستند. در انتها این پرسش را مطرح میکند که پناه بردن به مذهب و افراط گرایی مذهبی آیا ناشی از غلبه دست راست دولت و عقبنشینی آن از ارائه خدمات رفاهی و فقر و بیپناهی حاصل از آن نیست؟