Jump to ratings and reviews
Rate this book

حصار: ایجاد

Rate this book

402 pages, Paperback

First published January 1, 2019

7 people want to read

About the author

محمدعلی میقانی

1 book1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (16%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
4 (66%)
2 stars
0 (0%)
1 star
1 (16%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for نیما اکبرخانی.
Author 3 books151 followers
May 4, 2020
ممکنه دوست داشته باشید هم علمی تخیلی بنویسید و هم فانتزی
لکن مجبورید انتخاب کنید
Profile Image for محمد فرد.
Author 5 books66 followers
April 27, 2020
اولین نقد یا ریویو روی این کتاب رو دارم می‌نویسم. به همین خاطر قبل از اینکه نظرم رو پیرامون کتاب بگم، لازمه بگم اصلا این کتاب چیه و...

و اینکه قرار نیست اسپویل کنم. چیزی که می‌گم همون خط اول داستان بیان می شه پس بدون ترس بخوندی. دی:
ایجاد در واقع داستان به وجود اومدن حصاره. فرض کنید صبح زود از خواب بیدار شدید و می‌خواید برید دستشویی، اما بعد از اینکه در اتاق رو باز کردید به یه مانع نامرئی برمی خورید. قرار نیست شما به دستشویی برسید.
داستان با همچین چالشی شروع می شه. اینکه یه حصار به وجود اومده که میان شما و باقی افراد مهم زندگیتون فاصله انداخته. حالا با این حصار چی کار می کنید؟

بیشتر از این از داستان نمی گم. فقط اینکه داستان رنگ و بوی مذهبی هم داره.
(این برای معرفی کتاب؛ که حالا جدا از نظر بنده اگه تونسته جذبتون کنه که خدا رو شکر. امتحانش کنید)

اما نظر من پیرامون کتاب.
برای نیمه ی اول کتاب باید به نویسنده تبریک بگم. تا حد خوبی داستانش رو درست تعریف می کنه. قواعد ژانر رو رعایت می کنه و در کل داستان استانداردی رو به مخاطب ارائه میده. اما درست از نیمه های داستان و از جایی که سعی می کنه گره گشایی کنه همه چیز به هم می ریزه. یعنی ما شاهد المان های خیلی شدید مذهبی توی کتاب می شیم که رنگ و بوی فانتزی هم به خودشون می گیرن. به خودی خود بد نیست این ماجرا. اما چیزی که من رو در نیمه ی دوم داستان قدری پس زد این بود که نویسنده توی داستان علمی تخیلی ای که پایه ریزی کرده این انتظار که قواعد فانتزی بخواد مسئولیت گره گشایی داستان رو بر عهده بگیره رو ایجاد نکرده. یعنی داستان در ابتدا تا نیمه های کار کاملا علمی تخیلیه اما بعد تبدیل به یه اثر دیگه می شه و همین باعث می شه خواننده قضیه رو تا حدودی پس یزنه.

مورد بعدی که قدری من رو اذیت کرد تبدیل شدن صفحات کتاب به خطابه و میز سخنرانی بود. چیزی که هم سرعت داستان رو می گرفت و هم داستان رو دچار سکته می کرد. جدا از اینکه سخنرانی های خیلی گیرایی هم نبودن.

یه مشکل دیگه که البته اونقدرا هم شدید نیست این بود که نویسنده برای اینکه بخواد داستانش رو به سمت علمی تخیلی سخت ببره، کلی اضافه ی بیانی می سازه مثل چاقوی نانویی، پله های یونی و همه ی این ها رو هم توی متن توضیح می ده. که واثعا خیلی وقتا لازم نیست اسم این وسایل رو بدونیم یا بدونیم از چه تکنولوژي خاصی ساخته شدن. می گم مشکل بزرگی نیست اما چون زیاد تکرار می شه لازم دونستم بگمش.

اما داستان یه خوبی اساسی داره، و اونم اینه که اگه بخش سخنرانی ها رو کنار بذاریم، داستان شسته رفته و قابل قبولی رو پیش رو می بینیم. داستانی که حرف زیادی نمی زنه و سعی نداره به زور خودش رو مهم جلوه بده. توی خلق موقعیت ها موفقه هر چند قدری توی بسط این موقعیت ها گاهی کم کاری می کنه.
به هر حال داستان قابل قبولیه و کسایی که به خوندن علمی تخیلی مذهبی علاقه دارن می تونن ازش لذت ببرن.
راستش سه و نیم چیزی بود که براش در نظر داشتم. منتها بذارید همچنان همون غول بداخلاق بمونم و سه بدم. دی:

مخلصیم.
Profile Image for Mohammad reza khorasanizadeh.
781 reviews65 followers
February 2, 2022
چند دهه جلوتر از زمان حال و شهری که به آنی دچار حصارهای زیادی می‌شود! حصارها در ابتدا مردم را در کوچه‌ها و محلات گیر می‌اندازند و بعد موجب اتفاقات دیگری می‌شود
کتاب را میتوان در ژانر علمی تخیلی قرار داد و مدام با دستگاه‌ها و امکانات و تجهیزات مختلف به روز آن زمان روبه‌رو می‌شویم که نویسنده به خوبی آنها را ساخته و پرداخته کرده.
از ايرادات کتاب شلوغی بسیار زیاد آن است! هم شلوغی ماجراها و اتفاقات هم داده‌های زیادی که پشت سر هم به مخاطب داده می‌شود و از یک جایی به بعد می‌تواند کمی گیج و خسته کننده بشود
کاش این حجم اتفاقات به مرور در چند جلد ارائه میشد. هرچند میدانم قرار است ان شاء الله جلدهای بعدی این اثر هم منتشر شوند
برخی مطالب دینی و اعتقادی نیز در داستان ننشسته و کمی حالت شعاری پیدا کرده
Profile Image for Fatemeh D.
77 reviews7 followers
January 1, 2023
اول از همه بگم که من این کتاب رو تموم نکردم پس بر اساس نظر من تصمیم به خوندن یا نخوندن این اثر نگیریم، دوم این که من این کتاب رو تموم نخواهم کرد،
از همون شروع داستان، ایده‌ی تکراری و دیالوگ‌های شعاری و سخنرانی‌طورش بدجوری توی ذوقم زد، علی‌رغم این‌که با نگرش مثبت شروعش کردم. من علمی‌تخلی‌خوان و فانتزی‌بازم و وقتی کتاب رو دیدم بسیار خوشحال بودم که یک کتاب در این سبک داریم از یک نویسنده‌ی ایرانی دغدغه‌مند! ولی متاسفانه دغدغه از داستان و روایت پیشی گرفته بود!
این روایت نبود که در خدمت دغدغه باشه و قلم به عنوان ابزار برای خدمت به اون تفکر، بلکه دغدغه هدفی بود برای شروع این کتاب، از تک تک خط‌های داستان می‌شد این رو فهمید، مشخص بود که مسئله‌ی ذهنی نویسنده رو داریم لا به لای دیالثگ‌های شعاری و جمله‌های کلیشه‌ای می‌خونیم، مشخص بود که گفتن خب این چهارتا مورد رو چه‌جوری بدیم به خورد نوجوون‌ها؟ آهان نوجوون‌ها علمی‌تخیلی دوس دارن! ا ما که بلد نیستیم، آهان استیون کینگ بهمون یه ایده داده، خب تمام! همون اتفاق تو ایران افتاده و آینده‌س پس یه چیزایی پرواز می‌کنن و چهارتا کلمه‌ی نانو و اینا هم استفاده کنیم (با توضیحات طولانی که مخاطب بفهمه تحقیقات کردیم!) حرفامون هم از زبون شخصیت‌ها می‌گیم دیگه مهم نیست گل‌درشت و تابلو باشن!
به هر حال اون یک ستاره برای ستایش تلاش نویسنده‌س وگرنه واقعا حالم گرفته شد!
اینم بگم و برم، یه جا شخصیت منطقی و دانشمند و لیدر داستان می‌گه: «سمیرا از ترسش گفت تعجب نکردم چون زنه، اما تو چرا؟»
نمی‌دونم شاید جزو شخصیت‌‌پردازی اون کاراکتر باشه!
حرف زیاده ولی برای این‌که چیزی اسپویل نشه و لو نره دیگه مورد به مورد به فاجعه‌ها نمی‌پردازم!
باشد که هنر بیان دغدغه‌هایمان را داشته باشیم و اگر نداشتیم سکوت کنیم.
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.