سلیمانی عزیز؛ خاطراتی متفاوت و خوانده نشده از سردارشهید حاج قاسم سلیمانی؛ اثری تولیدی و محصول مصاحبهها، گفتگوها و خاطرات شفاهی دوستان، همرزمان و آشنایان شهید سلیمانی که سعی دارد با قلمی ساده و دلنشین، گوشهای از زندگی مرد همیشه در صحنه جبهه مقاومت را پیشکش نگاه خوانندگان کند. برشی از کتاب
زدیم بغل. وقت نماز بود. گفتم: «حاجی قبول باشه.» گفت: «خدا قبول کنه انشاءاللّه.» نگاهم کرد. گفت: «ابراهیم!» نگاهش کردم. ــ نمازی خوندم که در طول عمرم توی جبهه هم نخوندم. ــ حاجآقا شما همه نمازهاتون قبوله. قصهاش فرق میکرد. رفته بود کاخ کرملین. قرار داشت با پوتین. تا رئیسجمهور روسیه برسد وقت اذان شد. حاجی هم بلند شد. اذان و اقامهاش را گفت. صدایش پیچید توی سالن. بعد هم ایستاد به نماز. همه نگاهش میکردند. میگفت در طول عمرش همچین لذتی از نماز نبرده بوده. پایان نماز پیشانیاش را گذاشت روی مهر. به خدای خودش گفت: «خدایا این بود کرامت تو، یه روزی توی کاخ کرملین برای نابودی اسلام نقشه میکشیدند، حالا منِ قاسم سلیمانی اومدم اینجا نماز خوندم.»
-برو خجالت بکش! -چجوری خجالت بکشم؟ -نمیدونم. دیگه اونش مشکل خودته. یه کاری کن خجالت بکشی. این شد که این کتابو رفتم خوندم تا یکم خجالت بکشم. کتاب خوبیه. مجموعه داستان هایی که افراد از حاج قاسم نقل کردن. حقیقتا یک قهرمان ملی که باعث افتخار من است که در زمانه او و در کشور او زندگی میکنم. به این امید که ذره ای از فضائل او در من نیز ایجاد شود.
کارگر گرفتهبودیم. فرستاده بودیمشان بروند سرویسهای بهداشتی را نظافت کنند. حاجی آمد توی بیتالزهرا. مستقیم رفت طبقه پایین پیششان. نگذاشت کارگرها دست بزنند. گفت:«همه برین بیرون.» روکرد بهم گفت: «نذار کسی بیاد.» قدغن کرد حتی خودم بروم. در را بست و خودش ماند تنها. یک ساعت بعد آمد نشست. یک نفس راحت کشید و گفت: «آخیش، منم تونستم به عزاداری حضرت زهرا یه خدمتی بکنم.»
➕ کتاب «سلیمانی عزیز» گوشههایی از زندگانی شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی را از منابع مختلف، چه تلویزیونی چه نشریات و بایگانیهای مختلف تألیف و در همان ماههای اول پس از شهادت این شهید بزرگوار منتشر کرده است. ممکن است تعدادی از روایات و داستانهای آن را شنیده باشید و از نظر نگارشی کار ویژهای روی آن نشده باشد اما به خاطر منبع نویسی ریزِ در ذیل هر داستان خیالتان از معتبر بودن روایت راحت است. و البته بسیاری از مطالب برایتان جدید و تکاندهنده است.
این کتاب رو گذاشته بودم بغل جای خوابم و هرشب چند روایت ازش رو میخوندم. کل کتاب مجموعهای از روایتها و خاطرات شهید از زبان افراد مختلفه. دلم نمیخواست این همدم شبانه تموم بشه:(
خواندن داستانهای کوتاه از زندگی سراسر مجاهدت و استقامت سردار برام خیلی دلنشین بود جلد دوم این کتاب رو هم خواندم «سلیمانی عزیز» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/audiobook/93480