این کتاب شبیه زندگیه، شبیه سفر. گاهی با خوندن بعضی قسمتها غمگین میشی! گاهی دلتنگ و بعضی مواقع هم امیدوار و شاداب. خوندن بعضی قسمتها برام حس سبکی بعد از یه نفس عمیق رو داشت و بعضی قسمتها هم مثل بغضی که توی گلو زندونی میشه سنگین بود. یکبار خوندنش خالی از لطف نیست.
گمان می کردم این کتاب مجموعه داستان کوتاه باشد، اما جملات انگیزشی مختلف است که بعضی از آن ها را می پسندم و خیلی از آن ها را خیر.... به نظرم بیشتر این جملات فقط برای اردشیر رستمی جذابیت دارد نه مخاطب، و در خیلی مواقع جمله ها را با تکه کلامی از بزرگان ادبیات به پایان می برد . چرا؟؟؟