خسرو حمزوی پيش از اين جايزه منتقدان مطبوعات را به خاطر «شهری كه زير درختان سدر مرد» از آن خود كرد. «خشخش تن برهنهی تاك» نيز مجموعهيی چهار داستان كوتاه از اوست كه محور اصليی آنها سرگردانيی و رنج آدمها بين سنتگرایی و نوجويیی است. آنچه خواننده از خلال فرازهايی داستانيی اين مجموعه در میيابد، پختگيی و تجربه نويسندهايی است كه به دور از فرمزدگی مینويسد. چاپ سوم ۱۳۸۶
خسرو حمزوی در سال ۱۳۰۸ به دنیا آمد. او در رشتۀ اقتصاد تحصیل کرد اما از آغاز نوجوانی به نویسندگی دلبسته بود و مینوشت. او کتابهای «خیزران» (مجموعهشعر و قصه ـ ۱۳۳۴) و «پادزهر» (مجموعهداستان ـ ۱۳۳۶) را در دهههای نخست زندگی خود منتشر میکند که خود آنها را «مشقخط» نامیده است و رمان «دلارام» را نیز در سال ۱۳۵۲ منتشر کرده است.
خسرو حمزوی پس از دورهای سکوت، در سال ۱۳۷۱ رمان «وقتی سموم بر تن یک ساق میوزید» را به همت انتشارات روشنگران منتشر میکند و پس از آن چندین رمان و مجموعهداستان از حمزوی منتشر شده است.
رمان «شهری که زیر درختان سدر مرد» را در سال ۱۳۷۹ منتشر میکند که این رمان برندۀ دورۀ دوم جایزۀ منتقدان و نویسندگان مطبوعات و همچنین نامزد دریافت جایزۀ مهرگان در سال ۱۳۸۰ میشود.
«از رگ هر تاک دشت سایهها»، «آسیابان سور»، «خشخش تن برهنۀ خاک»، «به رنگ برگهای سپیدار»، «افسانههای مامیران» و «خانهای در کال سوسن» از دیگر آثار این نویسنده است.
خوب و متفاوت ...خیلی متفاوت با داستان های معمول این روزها ...هرچند که شاید بعضی از خواننده ها تعلیق ها و بی فضا و بی مکانی داستان رو چندان نپسندند اما من دوست داشتم
سالها قبل این کتاب را خواندم.آن چیزی که از محتوای آن به یاد می آورم نبرد بین سنت و مدرنیته که در نوشته پشت کتاب هم ذکر شده بود. در کل احساس خوبی از خوند این کتاب نداشتم. نه این که را دوست نداشته باشم . منظور اینه که لذت از نوع غم انگیز رو تجربه می کردم و در انتهای داستانها خواننده را در نوعی تعلیق و پیچیدگی تنها می گذاشت و باید خودمون تصمیم می گرفتیم چه اتفاقی قراره در ادامه برای شخصیت های اصلی داستانها اتفاق بیفته..............علاوه بر سوژه اصلی داستان کلمات و واژه سازی های این نویسنده هم در ذهنم ماندگار شده است............