خير الأثر در رد جبر و قدر، تاليف حسن حسن زاده آملى، در مساله جبر و اختيار است، به ضمیمه ی دو رساله «کسب» و «اقسام فاعل». اين مساله از مسائل مهم كلامى است كه متكلمين و حكماء كتابهاى زيادى در پيرامون آن به رشته تحرير درآوردهاند. اشاعره كسانى هستند كه به جبر گرايش دارند. اينان معتقدند كه تمام افعال بندگان مخلوق خداى سبحان است و مجازا به انسان نسبت داده مىشود. در مقابل آنها معتزله قرار دارد كه در مشرب آنها، افعال انسانها به خودشان واگذار شده است و خداوند قدرت انجام آن را به آنها داده است و هيچ نقشى در اعمال آنها ندارد. در اين ميان شيعه نظريّه« الامر بين الامرين» را برگزيده است.
حسن طبری آملی أو حسن حسن زاده الآملي من المعاصرین، جامع علوم شتی، ومؤلف کتب ورسائل عدیدة. هو المصنف في العرفان والفلسفة والفقه وفی سائر أنواع العلوم من الطب والهيئة وعلم الفلك وغيرها. لقب بنجم الدين من قبل استاذه الشعراني.
آیت الله حسن حسنزاده آملی (۱۳۰۷_۱۴۰۰ش) مشهور به علامه حسنزاده، عارف، فیلسوف، دانشمند و مجتهد شیعه ایرانی و از مفاخر علمی جهان معاصر بود. این دانشمند نابغه ایرانی از اساتیدی چون مهدی الهی قمشهای، علامه شعرانی، علامه طباطبایی و سید محمدحسن الهی بهره برد و از علامه شعرانی، اجازه اجتهاد و اجازه نقل حدیث دریافت کرد. او، سپس به تدریس آثار فلسفی و عرفانی مانند اشارات، اسفار اربعه و شرح فصوص قیصری و شرح منظومه پرداخت. وی، همچنین حدود ۱۷ سال ریاضیات و هیأت تدریس کرد.
او آثار بسیاری در فلسفه، عرفان، ریاضی، نجوم، حدیث، ادبیات فارسی و عربی دارد و برخی از مهمترین آثار فلسفی و عرفانی چون اسفار اربعه، اشارات، شفا و شرح فصوص الحکم را تصحیح کرده و بر آنها شرح و حاشیه نگاشته است. وی نهجالبلاغه و کشف المراد را تصحیح کرده است. دیوان اشعاری نیز از او به جای مانده است.
فاعل بالتسخیر بودن انسان و این که اختیار انسان در تسخیر خدای متعال باشد و تصمیم های ما مسخر او باشد نظری است که اکثر فلاسفه و برخی عرفا داده اند ولی به نظر حقیر تمام نیست آنچه مشکل «فلله الحجة البالغة» را حل می کند این است که انسان به اذن خداوند واقعا مستقل تصمیم گیری کند (یعنی همان نظریه کسب ابن عربی نه کسب اشعری) و گرنه فردای قیامت، گناه کار می گوید این که من گناه کردم تقصیر من نبود، ذات من ناخواسته تحت اسماء قهریة ات قرار گرفته بود، اگر عین ثابت من عصیان گر است زیر سر اسماء خودت بوده! حال چرا من را عذاب می کنی؟