تهران در آستانهی انقلاب در چه وضعیتی قرار داشت، مشکلات اصلی و علل آن کدام بود؟ «شورای نظارت بر گسترش شهر تهران» در گزارشی در سال 1356 به این پرسشها پرداخت. تهران ـ 56 نسبت به توسعهی نامتوازن، تعمیق نابرابری و کماثری سیاستهای موجود هشدار میدهد و بر لزوم تغییر در الگوی توزیع ثروت در سطح کشور و چگونگی سازماندهی نظام مدیریت شهری تأکید میکند و تصویری از آیندهی تهران را در صورت تداوم روندهای جاری برابر خواننده میگذارد. اکنون که چهل سال از انتشار این گزارشِ فراموششده میگذرد، شهر تهران همچنان با مشکلاتی از قبیل تأمین درآمد پایدار، نظام حکمرانی شهری متناسب با تحولات شهر و تنزل کیفیت زندگی مواجه است. نویسندگان گزارش معتقدند مشکلات تهران راهحل بوروکراتیک ندارند و بهصراحت اعلام میکنند که برنامهریزی، امری سیاسی است و راهحل را باید در مشارکت واقعی مردم، توسعهی نهادهای اجتماعی و تغییر سیاستهای کلان و درپیشگرفتن توسعهی متوازن جستوجو کرد.
وقتی می خواندم دیگر هیچ تردید نداشتم که تغییر کردنِ ما ممکن باشد دیگر. این امید نداشتنِ را چقدر می پسندم و دوست تر دارم از تدبیرها و امیدهای دروغین و زیرکانه؛ اگرچه برای جماعتِ گسترده ای هم چنان کارکرد داشته باشد. و باز هم بیایند که مثلن کسی دیگر را از میدان به در کرده باشند! چه هجو ماندگاری! گزارش تهران 1356، از سوی شورای نظارت بر گسترش شهر تهران، بازخوانی فاجعه است. دومینوی تباهی. برای من خواندنی بود حتا با همان شکلِ نوشتارِ اداری اش. انگار که گرمِ داستان خواندن بودم نه گزارشی که از دلِ سازمانِ برنامه و بودجه بیرون آمده باشد. برنامه هایی که هیچ نادانی جدی اش نگرفت و شد آنچه که نباید و حالا هم پس از خواندن گزارش ردِ همه چیز هست، در پایان اینکه بازنده ی حقیقی ما هستیم که شهرمان را مفت به هیچ فروختیم.
خلاصهای از وضعیت تهران از دید سازمان برنامه و بودجه در سال ۱۳۵۶. برنامهها خیلی کلی و غیررئالیستی بودند. انگار نه توسط کارشناسان، بلکه توسط تعدادی دانشجوی بیتجربه نوشته شده بودند. بسیازی از تحلیلها و پیشنهادها در قسمتهای مختلف تکراری بودند.