کتاب خیلی خوبی می بود، اگر کمی زبانش رو ساده تر می کرد. کلمه سازی و گسترش دایره ی واژگانی زبان فارسی خیلی خوبه، به شرطی که مفهوم یک کلمه رو همون اول بیان کنی، نه صفحه ی هفتاد کتاب و پس از بارها و بارها استفاده از کلمه و سرگردان ماندن خواننده. این یک. کتاب برای کسانی که آشنایی کلی با فلسفه و منطق و عرفان اسلامی ندارن، اصلا و ابدا توصیه نمی شه. هر چند کیرکه گور ربطی به عرفان و فلسفه ی اسلامی نداره، ولی نویسنده (مهتاب مستعان) جا به جا در توضیح مفاهیم ابداعی کیرکه گور، از مفاهیم عرفانی خودمان بهره می گیره و اگه یه نفر با این مفاهیم آشنا نباشه، سرگردان تر می شه. چون یه مفهوم مجهول (که کیرکه گور ابداع کرده) با مفهوم مجهول دیگه (که عرفا ابداع کردن) توضیح داده شده. این دو.
اگر این دو مشکل نباشه، کتابِ خیلی خوبیه، خصوصاً در ایران که چهره ی کیرکه گور تقریباً ناشناخته است و جز یکی دو تا کتاب ازش ترجمه نشده و شاید چون اندیشه هاش باب طبع روشنفکرها نیست، بیشتر از نسخه ی بدل غیر دینیش (ژان پل سارتر) ترجمه می کنن تا از این متفکر دینی. کتاب به معرفی کلی و اجمالی نظام فکری کیرکه گور می پردازه. و برای این که مخاطب ایرانی - اسلامی بیشتر با این نظام آشنا بشه، به معادل یابی مفاهیم کیرکه گور در اندیشه های اسلامی دست زده که هر چند شاید این معادل ها خیلی دقیق نباشن، اما خیلی کمک می کنن که یک ایرانی حرف های یک اروپایی رو بفهمه. من تا قبل از این کلیتی از کیرکه گور می دونستم، اما بعد از خوندن این کتاب و مثلاً فهمیدن این که منظورش از مقابله با فلسفه ی هگل و رو کردن به فرد گرایی، همان تقابل فلسفه و عرفان است که بر سر "علم حضوری" و "علم حصولی" اختلاف داشتند، بعد از این ها، تازه احساس کردم که حرف هایش را کمابیش دارم می فهمم.
شاید ضعف کتاب، بخش نخستش بود که به زندگی کیرکه گور پرداخته بود و انگار که داره یه رمان عاشقانه تعریف می کنه، لفاظی و زبان بازی هایی راجع به عشق کیرکه گور به رژین کرده بود که بعید به نظر می رسید کاملاً مطابق واقعیت بوده باشه.
از جمله معدود کتابهای تألیفی دربارۀ کیرکگور که هرچند نواقص ریزودرشتی زیادی داشت (از ترجمۀ مغلق و ناصحیح برخی واژگان تا توصیفات بعضاً ناصحیح) ولی در مجموع بالاتر از سطح معمول کیرکگورشناسیهای ایرانی بود و همدلانه نوشته شده بود. کتاب جزء سری دوم مجوعهای موسوم به فریدیه است که البته از جزئیات آن مجموعه خبری ندارم. ولی آنچه مسلم است آن است که مؤلف عمیقاً متأثر از فردید است و درجایجای بحث در پانویس به ترجمهها و توضیحات فردید اشاره دارد که حاصل حضور او در کلاسهای درس فردید است. از این حیث کتاب خود دارای بار و ارزشی تاریخی است، هرچند بهلحاظ محتوای ضعف کار خصوصاً در پیونددادن اگزیستانسیالیسم و سنت عرفانی پیشین اسلامی هویدا است.
کتاب شامل یک مقدمۀ مفصل از زندگینامه کیرکگور است که هرچند مشخصاً از کتابهای دیگر اقتباس شده ولی درنهایت محصول ارزشمندی بدست آمده است. در فصلهای بعدی چندواژۀ اصلی اندیشه کیرکگور بادقت شکافته میشوند و خصوصاً بر نسبت آن با سنت مسیحی تأکید میشود که بسیار مهم است و غالباً مغفول.
همون طور که از اسم کتاب معلومه، نویسنده کیرکگور را دارای تفکر عرفانی میدونه و سعی میکنه برخی از مفاهیم تفکرش رو به وسیله مفاهیم عرفانی توضیح بده. به نظرم خیلی اشتباهه. به جز زندگینامه مفصلی که داشت و نسبتا خوب بود، بقیه کتاب پر از کلیگویی و توضیحات مبهم و بیفایده است.