Jump to ratings and reviews
Rate this book

داستان‌های غریب مردمان عادی

Rate this book
دید قمر راه افتاده، دارد تاتی‌تاتی می‌رود به طرف خمره‌ی آب... آبخوری را پر کرد. نوشید. همان‌وقت بلبلی آمد، پرید دور و بر قمر و او آبخوری گرفت جلوش، بلبل آب نوشید و بنا کرد به آواز خواندن. حالا! عجیب است! رفته بود روی شانه‌ی لاغر قمر نشسته بود و چهچهه، آواز می‌خواند. بلند، یک‌نفس، دلنشین، همه مات ماندند. ساکت شده بودند. قمر و بلبل روی شانه‌اش را نگاه می‌کردند. قمر به راه افتاد. قشنگ و قد بلند شده بود. شده بود عینهو یک دختر جوان زیبا، با آواز بلبل به راه افتاد و رفت... رفت به طرف درخت انار. آرام نشست. بلبل پرید روی شاخه‌های انار، باز هم بلند و قشنگ آواز می‌خواند. قمر دراز کشید. لبخند زد به بلبل، به آسمان، به خورشید... رنگش شد سفید سفید. آه کشید...

166 pages, Paperback

First published January 1, 2011

1 person want to read

About the author

محمدعلی علومی

12 books3 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
2 (50%)
3 stars
1 (25%)
2 stars
1 (25%)
1 star
0 (0%)
No one has reviewed this book yet.

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.