Jump to ratings and reviews
Rate this book

دیدار با خورشید

Rate this book
پورجعفری در ۱۳۲۴ در تالش به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تربیت معلم گذراند. کارمند بانک ملی شد و تا بازنشستگی این شغل را ادامه داد. همزمان با کارهای ترجمه‌‌اش داستان هم می‌نویسد. وی داستان نویسی را با انتشار داستان‌هایی در مجله خوشه شروع کرد و از جمله آثارش می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: مجموعه داستان «ردپای زمستان» (۱۳۶۹)، «دیدار با خورشید»، «ساعت گرگ و میش» (۱۳۷۸) که برنده جایزه ادبی منتقدان و نویسندگان مطبوعات و جایزهٔ ادبی یلدا شد، رمان «دهم خرداد پنجاه و دو» (۱۳۷۲)، رمان «ساعت گرگ و میش» (۱۳۷۸)، مجموعه داستان «دیوارها و آن سوی دیوارها» (۱۳۷۹)، مجموعه داستان «تورهای خالی» (۱۳۸۱) و «زبان موج» (۱۳۸۴). وی همچنین در سال ۷۹ جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات ایران را هم دریافت کرده است.

در مجموعه داستان «دیدار با خورشید» با چهار سرفصل روبه رو هستیم. «دیدار با خورشید»، «تب»، «تن» و به اصطلاح «مسخ شدن‌ها»، یا به نوشته پورجعفری متامورفیوس. از این چهار سرفصل، عنوان «دیدار با خورشید» خیلی پیوستگی با متن داستان‌ها ندارد. داستان «دیدار با خورشید» ماجرای پسری است که از نامزدش خداحافظی می‌کند. او همین که می‌خواهد خودش را از ارتفاع به دریا بیندازد، طلوع خورشید را می‌بیند و منصرف می‌شود. نویسنده در این سرفصل یک جور زبان استعاری به کار می‌برد که دیدار با خورشید می‌تواند نور، امید، شادی یا زندگی را تداعی کند. هر چند در داستان «کتک خورم ملس است» موضوع امید چندان جایگاهی ندارد ولی به هر حال در این مجموعه زندگی نقش مهمی را بر عهده دارد و این برخلاف داستان‌های «تب» یا «تن» است. چنانچه به چند جمله اول برخی داستان‌های مجموعه اول نگاه کنیم مانند: «من می‌گویم همه، با هم که حرف می‌زنند بهتر است به چشم‌های هم نگاه کنند»، «همه کتکم می‌زنند»، «شب است»، «حالا از این پنجره به جنگل تو نگاه می‌کنم»، «کیوان آرام آرام به طرف موج شکن می‌رود» و «سراسر روز از من گریخت» به نظر می‌رسد این جملات با قواعدی که برای داستان کوتاه مطرح است، سازگاری چندانی ندارد و اغلب گزارشی و بدون بار خاصی است. در مجموعه «دیدار با خورشید» همه داستان‌ها به نوعی اعتراضی است. در داستان «اسب زخمی» مردی که با دیدن اسبی زخمی یاد دوستش می‌افتد و به او آب می‌دهد و برایش ذوق می‌کند که چقدر شبیه دوستش آب می‌خورد، این داستان خوبی است و خواننده در پایان داستان غافلگیر شده و متوجه می‌شود ماجرا از زبان اسب روایت شده است. وی در مجموعه «تب» و «تن» روایت‌های روزمره‌‌ای را بیان کرده است که در داستان «پسماندهای من» و «شاشباران» به نوعی رها شدن از یک عذاب عمومی است که جزء دغدغه‌های خواننده و نویسنده می‌تواند باشد.

164 pages, Paperback

First published January 1, 2007

1 person is currently reading

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
2 (100%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
No one has reviewed this book yet.

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.