بارون لامبرتو پیرمردی نودوسهساله، ایتالیایی و ثروتمند است که با بیستوچهار بیماری دستوپنجه نرم میکند. او همراه پیشخدمت باوفایش در جزیرهی سنجولیو روزگار میگذراند.
بارون که در آستانهی مرگ قرار دارد و بهدنبال جاودانگی است، یکباره جوان، سرحال و شاداب میشود. راهزنان برای دریافت پول او را گروگان میگیرند، اما هر کاری میکنند بارون جوانتر و سرحالتر از دیروز میشود. چه رازی در میان است؟ او را جادو کردهاند؟
* کتابی از برندهی جایزهی هانس کریستین اندرسن ۱۹۷۰
Italian journalist and writer, particularly famous for his children books, which have been translated in many different languages but are not well known in the English speaking world. In 1970 he was awarded the Hans Christian Andersen Medal for children's literature.
خب باید اعتراف کنم که انتظارم از نویسنده کتاب کیک آسمانی خیلی بالاتر بود از این حرف ها! نمیدونم شاید چون اون رو در دوران کودکی خونده بودم. ایده این کتاب رو دوست داشتم ولی خب نحوه پردازش این ایده رو نه. بنظرم خشونت های عجیب غریب زیاد داشت. مثلا بریدن اعضای بدن لامبرتو. در کل خوندنش رو به کسی پیشنهاد نمیکنم. نتونستم باش ارتباط برقرار کنم و فاز ذهنی نویسنده رو بفهمم. نقاشی هاش رو هم بیشتر از خود استان دوست داشتم!