Jump to ratings and reviews
Rate this book

Alejandro and the Fishermen of Tancay

Rate this book
Don Morales tells stories. He tells lots of stories. About Chimbote, the Peruvian town where he lives. About fishing, the lifeblood of the town. And about change, which is not always the same as progress. Stories about the first people to inhabit the region and stories about the people who live there now. Stories about the early people’s love of the land and more recent people’s destruction of it. Stories about how people used to get along with one another and stories about how things got to be so bad that the government began to murder its own citizens. Don Morales is a wise man. But he is also a sad man, mourning the loss of the past, of better times, of brotherhood. With his short, evocative stories—told with simplicity and beauty—he pulls his readers closer to him, as if he were speaking directly to us. For the good fishermen of Tancay, life was better yesterday than it is today. It was better to live in harmony with the sea. When they lived in harmony with the natural world, there was harmony in the human world, too. With a nostalgic feel, yet reflecting Peru’s current political instability, this is a delightful book with an important message. When the natural order is disrupted, it is not only fish that die. When nature dies, so might we all.

144 pages, Paperback

First published January 1, 2004

Loading...
Loading...

About the author

Braulio Muñoz

12 books1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (12%)
4 stars
4 (50%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
1 (12%)
1 star
2 (25%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books246 followers
April 28, 2021
چگونه یکی راز ماهیت چیزها را آشکار می‌کند، راز ماهیت وجودی‌شان را؟

بعضی از اهالی می‌گویند که می‌توان آینده را در چین‌وچروک‌های آدم‌های پیر خواند. می‌توانی این کار را با تمرکز انجام بدهی. من فکر می‌کنم می‌توان با آنچه که از گذشته باقی‌مانده این کار را کرد، آنچه که در مدت زیادی عوض نمی‌شود ولی در خاطره‌ها می‌ماند. به دست‌هایم نگاه کن، می‌بینی؟

گره‌دار، چروک‌خورده و استخوانی. این فقط از زندگی کردن زیاد است. نه آلخاندر آینده ردپاها را گم نمی‌کند. اما حالا مسئله من نیست. آنچه را که باید به خاطر بیاوریم، برای تو است.

دهه‌ی شصت، چیمبوته شهری رو به حرکت بود. فقط یک چراغ راهنمایی و بزرگراه شرکت پان آمریکن تنها جاده سنگفرش شهر بود. بقیه خیابان‌ها خالی بودند و پر از چاله‌وچوله و شکاف.

آدم‌ها خشن بودند و به کوچک‌ترین بهانه‌ای به جان همدیگر می‌افتادند. ولی همه این‌ها به‌جای خود و آن بوی بدی که باید به خاطر بیاوریم. بوی گند ماهی پخته شده. وقتی باد می‌وزید، کارخانه‌های لعنتی مه خاکستری‌رنگی را استفراغ می‌کردند که توی خیابان‌ها می‌پیچید. یادت هست؟

اتاق‌های زیادی برای زندگی کردن وجود نداشت. مردم توی پیاده‌روها و کوچه‌های باریک جاهایی را پیدا می‌کردند، بهترین جایی که می‌توانستند، بدون آب و برق و بدون هیچ‌چیز در این مکان چیزی جا نمی‌گرفت به‌جز رختخواب و یک اجاق نفتی و نه حتی یک میز و چیزهای دیگر. به همین خاطر بود که پلیس نتوانست جلوی رشد این بیغوله‌ها را بگیرد. آن‌ها همه‌جا سبز می‌شدند، انگار از ناکجا آبادی آمده بودند و همین‌طور تا کوه‌های خاکستری را احاطه کردند.

ولی ابتدا فقط معلوم نبود از کجا سر درمی‌آوردند. چون گاهی یک ماه تمام برنامه‌ریزی می‌کردند، آن‌ها قالی‌های حصیری و دیرک و چوب می‌خریدند. گاهی حتی پرچم پرو هم بود. وقتی آماده می‌شدند جایی در حاشیه‌ی بیابان جستجو می‌کردند و بعد هجوم می‌بردند، و تقریباً همیشه شنبه‌ها، چراکه اهالی بتوانند وسایل را حمل کنند.

«برای رفتن حاضری، دن مورالس؟ بزن بریم.»

دوشنبه‌ها سخت‌ترین روزها بود چون مردها برمی‌گشتند سرکار و پلیس می‌آمد و همه چه را که ساخته بودند ویران می‌کرد. زن‌ها، همیشه پشت سر می‌ایستادند، با بچه‌ها و آدم‌های مسن، باید تا که آنجا می‌توانستند از آلونک‌هایشان دفاع می‌کردند، حتی با چوب و سنگ.

خیلی‌ها به زندان می‌افتادند. آن روزها رنج‌های بسیار بردیم. به این خاطر بعضی از بیقوله‌ها پا نگرفت. ولی بعضی‌ها هر طور شده باقی ماندند. در طول ایام، دیوارهای حصیری جایش را به آجر داد، در حیاط پشتی با دست ساخته می‌شد، با ماسه، سیمان و قالب‌های فلزی.
34 reviews
March 11, 2009
Sad and beautiful with a very interesting and compelling narrator and storytelling style.
Displaying 1 - 2 of 2 reviews