دستورزبانهایی که برای زبان فارسی نوشته شده، عمدتاً به زبان فارسی رسمی و نوشتاری اختصاص دارد. ژیلبر لازار در این کتاب که ظاهراً در زمان انتشارش نخستین اثر در نوع خود بوده، دستورزبان فارسی گفتاری را بهشکلی روشمند توصیف کرده و با نگاه تیزبین و شکافندهاش ظرافتهای آن را تا حد زیادی روشن ساخته است. جالب است که بااینکه از زمان نوشتن این اثر بیش از شصت سال میگذرد، نکتههایش هنوز تازگی دارد و غمانگیز است که بااینکه از زمان نوشتن این اثر بیش از شصت سال میگذرد، هنوز چنانکه باید، به تبیین فارسی گفتاری و دستورزبان آن نپرداختهاند. گویی این گونۀ زبانی در بررسیهای زبانشناختیِ فارسی یکسره مغفول مانده است. بااینهمه، توصیف هر گونهای از زبان در جای خود بااهمیت و بایسته است. پرداختن به دستورزبان گفتاری، فارغ از فایدههای زبانشناسانهاش، در ساخت و پرداخت زبانِ آثار داستانی و نمایشی که باید به گفتار نزدیک شود، اهمیتی بسزا دارد. ازاینحیث، از این کتاب بهرههای فراوان میتوان گرفت.