وقتيكه كران بدي به عنوان رئيس زندان تيهار انتخاب شد – در واقع يك جور تنبه براي اين مامور پليس اصلاح طلب هند كه حتا ماشين نخست وزير را به خاطر در مكان ممنوع پارك شدن توقيف كرده بود – چهره ي زندان سياه ترين بود. يكي از منفور ترين ِ مكان ها در كل ِ آسيا: و يكي از بزرگ ترين زندان هاي آسيا. كران بدي به تماشاي زندان رفت: كاري كه رئيس هاي قبلي نكرده بودند، توانست راه هايي براي ارتباط با زندانيان پيدا كند و توانست قدم هايي براي انجام اصلاحات در زندان بردارد: قدم هايي كه موفق بودند و او را چنان محبوب ساختند كه دالايي لاما بر كتابش مقدمه بنويسد. كتاب حاضر داستان آن روز ها است: داستان زندان كه چه بود، با شرح و جزئيات دقيق و اينكه چه شد. كران بدي را از رياست زندان بركنار كردند، شايد چون زندان را به همان شكل فجيع پيشين بهتر مي پسنديدند، ولي او چهره به جهان نشان داد: كتاب هايش را نوشت كه نشان بدهد غير ممكن وجود ندارد.