كتاب مجموعهاي است از خاطرهها، مخاطرهها و زندگي دشوار اما جذاب در شرايط اضطرابانگيز پايگاه، پايگاهي كه ژنراتورهاي آن نيز مشكل دارد و گاهي برق قطع ميشود. قطع برقي كه اگر چند ساعت به طول بينجامد، همهي مردان و زنان پايگاه در مدت كوتاهي خواهند مرد. اما اميد همچنان زنده است اين كتاب يادداشتهاي واقعي اقامت چند ماهه يك خانم دكتر است در پايگاه تحقيقاتي امريكا در قطب جنوب، در ماههايي از سال كه شب جاوداني به قطب مسلط است و سرما به صد درجه زير صفر ميرسد. امكان هيچ ارتباطي با پايگاه نيست مگر از طريق اينترنت. در نخستين روزهاي اين شب طولاني، خانم دكتر متوجه بروز غدههايي در سينهاش ميشود؛ يعني آغاز يك سرطان. ولي به علت دشواري وضع، هيچ دارويي جز آنچه در پايگاه وجود دارد به او نخواهد رسيد. غدهها بزرگ ميشوند و خانم دكتر فقط از طريق ارتباط اينترنتي به بعضي معالجههاي ابتدايي تن درميدهد. او حتي به نظرش ميرسد كه ميتواند با يك دست و به كمك آينه غده زير بغل خود را عمل كند. اما چنين كاري محال است.