خاطرات پیرمردی ادیب و صاحب فضل... سرراست و دلنشین. علاقمند شدم به آثارش و یکی یکی دارم میخونم و جذابه. علاقه این نویسنده به ایران و زبان فارسی هم جذابیت خودشو داره که جا به جا توی آثارش بهش اشاره میشه.
________
من باو نگاه کرده به خود میگویم: هر تغییری که در وضع روزگار ما پیش میآید خواه آن تغییر بر وفق دلخواه ما باشد یا نباشد بهرحال غبار ملالی از آن بر خاطر ما مینشیند زیرا که هر مرحله از زندگی که میگذاریم و میگذریم جزئی از خود ماست که میمیرد و دیگر باز نمیگردد. ورود در هر زندگی نو مستلزم مرگز زندگی کهن است.
تو گویی دخترک بکنه اندیشه من پی برد و گفت: آقای بونارد من حقیقتا خوشبختم ولی میخواهم گریه کنم.