Jump to ratings and reviews
Rate this book

داستان‌های خانوادگی

Rate this book
امروز سه‌شنبه است كه اصلا ربطی به من ندارد، چهارشنبه‌ها فقط به حساب می‌آيد. امروز می‌شود تا ظهر بخوابم، بعد آتش به آتش سه تا سيگار روشن كنم و دوباره بخوابم تا ساعت دو. آن موقع مژده زنگ می‌زند. می‌گويم ترانه‌های مهيار دمشقی بخواند يا چيز مزخرف ديگری كه تا تمام شود گلوم را صاف كنم، چشم‌هام را بمالم و سيگاری روشن كنم...

176 pages, Paperback

First published January 1, 2019

4 people are currently reading
16 people want to read

About the author

محمد طلوعی

20 books114 followers
I'm a writer.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (4%)
4 stars
9 (39%)
3 stars
6 (26%)
2 stars
4 (17%)
1 star
3 (13%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for مسعود.
Author 5 books339 followers
July 31, 2020
کتاب «داستان‌های خانوادگی» در واقع حاصل کنار هم نشستن دو مجموعه داستان از محمد طلوعی است: «من ژانت نیستم» و «تربیت‌های پدر». چون من ژانت نیستم را قبلا خوانده بودم این بار به خواندن تربیت‌های پدر اکتفا کردم و درباره همان هم می‌نویسم.
مجموعه متشکل از ۶ داستان است که شخصیت محوری هر ۶ داستان ضیا، پدر راوی است. از همان اول تصویری زنده و کامل از شخصیت ضیا در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد که با خواندن هر داستان گوشه دیگری از زندگی و روحیات این شخصیت برایمان تصویر می‌شود. اما در این ۶ داستان، به دلیل تنوع شگفت‌انگیز فضاهای داستانی (و حتی ژانری)، نه تنها به ویژگی‌ها و قصه‌های مختلف زندگی ضیا، که با تنوع جذابی از جهان‌های ذهنی نویسنده روبه‌رو می‌شویم. در داستان اول یعنی «تابستان ۶۳» (که به گمانم آن را بیش از همه دوست داشتم) با توصیفی دقیق و واقع‌نما از دستشویی یک قطار داستان آغاز می‌شود و بعد هر چه پیش‌تر می‌رویم ماجرایی خیال‌گونه خود را به داستان تحمیل می‌کند که هم در روایتی خواندنی و هم با ایده‌ای خلاقانه غنی شده است. گویا جایی در زندگی ضیا، گرهی، اختلالی، یا خطایی در نظام علت و معلولی آفرینش رخ داده و حالا امروزاثری از آن در جهان واقعی محمد (راوی که پسر ضیا باشد) یافت شده است.
داستان دوم، «نجات پسردایی کولی» در فضایی کاملا متفاوت، اگرچه همان‌قدر تصویری و ریزبینانه، رخ می‌دهد. داستان یکی از وقایعی که پس از انقلاب اسلامی بر یک خانواده طبقه متوسط ایرانی در گیلان گذشته و حالا پس از سال‌ها راوی با زخم آن بازی می‌کند.
داستان سوم «Made in Denmark» داستان ضیائی است که می‌خواهد مهاجرت کند، برای آن برنامه می‌ریزد، خیال می‌پرورد، بچه‌ها را آماده زیستن در سرزمین بیگانه می‌کند، بی آن که بداند همسرش در این باره چه می‌اندیشد و چه برنامه‌ای دارد. داستانی که با دوراهی بزرگ رفتن و ماندن پیش روی راویِ آن زمان چهارساله، لایه‌ای دیگر به خود می‌گیرد.
داستان «دختردایی فرنگیس» روایت تجربه مشترک جمعی از ایرانیان طبقه متوسط است در تلاش برای یافتن و ساختن و داشتن خانه در زمانه‌ای که سرنوشت همه چیز در هاله‌ای از ابهام بود. ضیا تصمیم گرفته دار و ندارش را در ساختن مجتمعی مسکونی سرمایه‌گذاری یا قمار کند و در میان پیچیدگی‌های حاصل از این وضعیت، رابطه ضیا با دختردایی فرنگیس ماجرا را پیچیده‌تر هم می‌کند.
داستان «مسواک بی‌موقع» در امیرآباد و از رابطه میان کوی دانشگاه و ساختمان‌های رو به رویش شکل می‌گیرد که برای من خوابگاهیِ دانشگاه‌تهرانی می‌تواند خاطره‌انگیز باشد. داستانی بخشی از زندگی دانشجویانی را روایت می‌کند که شاید برای نخستین بار جدا از قید و بندهای خانواده زندگی می‌کنند و البته نیازها و عواطف و شور جوانی ماجراهایی را در همین زمینه برایشان رقم می‌زند.
و سرانجام داستان آخر «انگشتر الماس» را شاید بتوان جانِ کلام این مجموعه داستان دانست اگر برای روابط انسانی جایگاهی در قلب داستان امروز قائل باشیم. ضیا و پسرش محمد که راوی داستان‌هاست، با همه مشکلات و چالش‌هایی که همیشه بینشان بوده و با خواندن پنج داستان قبلی دست کم از بخشی از آن آگاهیم، حالا باید در سفری چند روزه کنار هم باشند. نه فقط دور و بر هم، که همین‌قدر نزدیک: کنار هم.
شیرین بودن طنز روایت، موقعیت‌های چالش برانگیز در روابط انسانی و اجتماعی، نثر روان و خوشخوان، تنوع شگفت‌انگیز جهان داستانی و البته روایتی که همچون رودی بر بستر داستان می‌لغزد و پیش می‌رود، از «داستان‌های خانوادگی» مجموعه داستانی خواندنی و جذاب می‌سازد.
Profile Image for Amirreza.M.1.
44 reviews52 followers
February 3, 2024
این کتاب را دو سال پیش لابه‌لای کتاب‌های خاک‌گرفته‌ی داستان ایرانی از یک‌کتاب‌فروشی قدیمی خریدم. به اعتبار اسم نویسنده که خالق آناتومی افسردگی بود و مثل اینکه شهرت زیادی داشت. خود آناتومی افسردگی رمان غریبی بود از نوعی زندگی شهری مدرن تهرانی. تهرانی‌ترین رمان ممکن بود. نه اینکه از رمان خوشم بیاید ولی قلم محمد طلوعی را دوست داشتم. خلاصه فرصتی شد که این هفته‌ی اخیر بنشینم و داستان‌های کوتاهش را بخوانم. جایی گفتم این کتاب حس خانه‌ای را میدهد که در یک بعدازظهر بارانی صاحبانش نیستند و فقط صدای تیک‌تاک‌ ساعت توی خانه میپیچد با ناله‌های یخچال. فکر میکنم همین توصیف کافی باشد برای این کتاب حقیقتا خوب. داستان‌ها اکثرا بدون پایان مشخصی بودند ولی روند داستان به‌مهارت پیش برده شده بود و آدم میتوانست بنشیند پای کار. مشخصا طلوعی از آن دست نویسنده‌هایی‌ست که خیلی نگاه می‌کنند و خیلی به‌خاطر میسپرند. تجربه‌های زیسته‌‌ی کتاب عالی بودند و بومی‌نویسی در حد مناسبی وجود داشت. اگر از بعضی‌ نثر‌های مبهم کتاب بگذریم، در مجموع خوشحالم که زمانم را پای این کتاب گذاشتم.

۱۴۰۲/۱۱/۱۴
Profile Image for Dawn's book diary.
112 reviews15 followers
February 14, 2023
این کتاب ترکیب دو مجموعه‌ی داستان کوتاهه: «من ژانت نیستم» و «تربیت پدر». خیلی سعی کردم با داستان‌ها ارتباط برقرار کنم ولی نشد. لحن راوی رو دوست نداشتم و فضای داستان‌ها به نظرم خیلی تیره و سرد بود.
تنها داستانی که دوست داشتم «تابستان۶۳» بود.
Profile Image for Pardis Jalali.
50 reviews11 followers
July 25, 2019
آدم را وامی‌دارد به نوشتن قصه‌های معمولی‌اش. روان و ملموس
34 reviews3 followers
July 24, 2022
کارهای محمد طلوعی را دوست دارم. بخشی به خاطر اینکه خیلی خوب از مکانهای واقعی و آدرس‌های درست در داستان‌های واقعی و خیالی استفاده می‌کند و حتی اگر آن مکان و آدرس برایم آشنا نباشد - که اغلب هست- زنده و شفاف میبینمشان. بخشی به خاطر اینکه دوره‌های زیسته خودم را با نگاهی دیگر، و با پرداختی متمایز از آنچه خودم زیسته و دیده‌ام بازنویسی می‌کند. گویی در مکانی آشنا و زمانی یکسان اتفاقات، حالات و توصیفات متمایزی را تجربه کرده‌ایم.
این کتاب را هم در همین راستا دیدم. نوعی از زندگی و خاطراتی که گرچه اصلا شبیه زندگی و خاطرات من نیست، به سادگی باور پذیر است و می‌توانست برای من هم اتفاق بیفتد
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.