نغمه ثمینی، نمایشنامهنویس، متولد ۱۳۵۲ در ایران، دارای دکترای پژوهش هنر (اسطوره و درام) است. از او تاکنون هفت نمایشنامه و دو کتاب پژوهشی منتشر شدهاست. همچنین بیش از ده نمایشنامه از جمله «شکلک» و «خواب در فنجان خالی» در ایران و نیز کشورهای دیگر از جمله هندوستان، انگلستان و فرانسه بر صحنه رفتهاست. وی از سال ۱۳۸۲ در مقام فیلمنامهنویس مشغول بهکار شد. از فیلمنامههای او که برخی به صورت مشترک نوشته شد میتوان به «خونبازی»، «حیران» و «سهزن» اشاره کرد؛
1. «قدرت ها همیشه با بدن ها درگیرند. چرا که بدن، بدیهی ترین تجسم خود و دیگری در فضای اجتماعی ست [...]. همچنین بوردیو اشاره می کند که قدرت اجتماعی-سیاسی چگونه از طریق بدن ها بر ذهن ها قدرت می راند، و عاداتی بدنی چطور به دست اسطوره ی سیاسی اداره می شود و به احساس و تفکر منجر می شود» (صفحه 11)
فصل اول کتاب به جایگاه بدن و بازنمایی آن در اساطیر و فرهنگ سنتی ژاپن می پردازد. همچنین مفهوم بدن را در دو سنت فکری شینتو و بودیسم، و تقابل آن ها را فرهنگ ژاپن نشان می دهد. در ادامه جایگاه بدن و مفهوم سنتی آن را در وجوه مختلف فرهنگی ژاپن مانند سبک لباس پوشیدن زنان، نمایش های سنتی، مراسم هایی مانند مراسم چای و هاراگیری سامورایی ها پی می گیرد.
2. «جنگ ها سخت ترین انتقام خود را از بدن ها گرفته اند. خانه ها خراب شده اند، شهرها ویران شده اند، اما خانه و شهر و آجر و سنگ و چوب رنج نمی کشند. این بدن ها هستند که در جنگ ها رنج و درد را لمس می کنند. [...] بدن ها بازتاب دهنده حقیقی تجربه جنگ اند؛ چه آنجا که به عنوان بدن فیزیولوژیک و فردی، واقعیت فراموش شده ی درد و معلولیت را حمل می کنند و چه آن جا که در بازی قدرت به نماد تبدیل می شوند». (صفحه 10)
فصل دوم به تأثیر دوران میجی و غرب گرایی و مدرنیزاسیون ژاپن بر "بدن ژاپنی" می پردازد. در ادامه با وقوع جنگ جهانی دوم، به تعریف رسمی و ایدئولوژیک حکومت ژاپن از بدن انسان ها و بخصوص بدن سربازان و نظامی ها می پردازد. و اینکه جنگ و شکست حقارت بار ژاپن و رویارویی عریان جامعه با رنج ها و ویرانی های وارد بر بدن ها، چگونه موجب فروپاشی یکباره ی این تعاریفِ فرهنگی و سنتی از بدن می شود.
3. «خاطره ها فرارند و [...] هیچ هنری همانند سینما این توان را ندارد که خاطره ها را چنان باز بسازد که انگار رخ داده است و به بخشی از تجربه بصری و شنیداری ما تبدیل شده است». (صفحه 10)
در فصل پایانی، نویسنده به چگونگی بازنمایی و پرداختِ بدن در سینمای ژاپنِ پس از جنگ جهانی دوم می پردازد. نویسنده در این فصل بازه ای بیست ساله از سینمای ژاپن را انتخاب می کند، آن را به سه دوره تقسیم کرده و ویژگی های سینمای هر دوره را تبیین می کند. سپس فیلم هایی که هر دوره را نمایندگی می کنند، معرفی کرده و تصویر و بازنماییِ "بدن ژاپنی" در آن ها را نشان می دهد. وی با بررسی این آثار از منظرِ "بدن"، گاها تفسیرهای ناب و دست اولی از فیلم ها ارائه می دهد.
پ ن 1: تفسیرهای ارائه شده بر فیلم های سینمای ژاپن به قدری دقیق و ریشه دار (در فرهنگ ژاپنی) هستند که می توان آن ها را به راحتی و با خاطری جمع برای "ادبیات ژاپن" نیز به کار بست. پ ن 2: باتوجه به اینکه خانم ثمینی دستی بر آتش نویسندگی هم دارند، انتظار می رفت در این کتاب شاهد نثر و ادبیاتِ قوی تر و کم دست اندازتری باشیم. پ ن 3: در آخر این کتاب را به همه ی علاقه مندان به جامعه شناسی بدن و ادبیات و سینمای ژاپن توصیه می کنم؛ موضوع مورد بحث در این کتاب، حوزه ای ست که در ایران کم تر (به شکل کتاب) بدان پرداخته شده است، و نیز نویسنده در این کتاب با تسلط بر فرهنگ ژاپنی و سینمای ژاپن ظاهر شده است.
کتاب سرهم بندی شده و گنگ بود. پر از جملات تکراری و کلی. نویسنده نمیخواست کتاب بنویسد، میخواست کتاب پر کند. فصل اول "بدنهای پیش از جنگ" مثلن می خواست به نقش بدن در مراسم و نمودهای فرهنگی مثل مهمانی چای و گیشا و سامورایی و... بپردازد. نویسنده ابتدا ۴ واژهی ژاپنی را که به بدن اشاره دارند را نام میبرد. نیکوتای بدن فیزیکی، جنسی، حامل درد است. دو تای دیگر "بدن بدون خون و گوشت و استخوان" است. ( نویسنده به خودش زحمت نمی دهد که تفاوت آن دو را بیان کند) آخری هم بدن سیاسی شده. ( که آن هم البته بدون گوشت و استخوان است.) نویسنده توضیحی نداده که تاریخ این واژهها چیست چگونه در بافت تاریخی و فرهنگی ژاپن به وجود آمدند و تحول پیدا کردند دقیقن به چه اشاره دارند. غیر از نیکوتای دیگر به این واژه ها اشاره نمیشود. بعد از کمی سرهم بندی و کلی گویی دربارهی شینتو و بودیسم به مفهومی به نام "شینجین" یا "ذهن بدن" میرسد که مفهومی از سنتز شینتو و بودیسم است. بدن جنسی نیست بلکه " انتزاعی و شاعرانه و نمادین" است. بعد به کلیگویی دربارهی سامورایی و گیشا و مراسم چای و... میپردازد و می گوید اینها میخواهند بدنها را کنترل کنند و به انضباط در بیاورند و قراردادی کنند. من از نویسنده میپرسم خب که چی؟ فوکو در اثر معظمش مراقبت و تنبیه به خوبی رام کردن بدن را نشان داده آن هم با ارائهی اسناد و مدارک دقیق تاریخی. من به نویسنده پیشنهاد میکنم کتاب فوکو را بخواند و چند باره بخواند. روش تحقیق را از فوکو یاد بگیرد. همهی فرهنگها بدنها را کنترل میکند. من می خواهم بدانم فرهنگ ژاپن چگونه این کار را کرده در چه شرایط تاریخی. من می خواهم بدانم که مثلن در کابوکی تحت چه شرایط تاریخی و چگونه و چرا بازیگران مرد جای بازیگران زن را گرفتند.( ویکیپدیای انگلیسی اطلاعات جامعتری ارایه میدهد) من می خواهم بدانم با روسپیگری در دورهی ادو و میجی چگونه برخورد شد و بدنهان روسپیان چگونه کنترل شد.( نویسنده در فصل اول هیچ اشارهای به روسپیان و بدنهای فیزیکی آنها نمیکند) من میخواهم بدانم کنترل بدن مثلن زنان اربابان چه تفاوتی با کنترل بدن زنان طبقات پایین داشت. فصل سوم به تعدادی از فیلمهای سینمای ژاپن در بازهی ۱۹۴۵ تا ۱۹۶۵ می پردازد. من هم در کلیت بحث مشکلاتی دیدم و هم وقتی به طور جزیی به فیلمهای خاص میپرداخت. نکتهی مثبت این فصل این بود که نویسنده گاهی به نکتهی جالبی از منابعی که آخر کتاب لیست شده بود اشاره میکرد. کلن از خواندن کتاب سرخورده شدم. انتظاراتم را برآورده نکرد.
اگر به ژاپن، جنگ یا سینما علاقه داشته باشین، کتاب واقعا از همهی جهات راضی کننده است. کتاب بررسی موتیف تن در فرهنگ ژاپن شروع میشه، و با اتکا به اون توضیحات بدنها رو در سینمای پساجنگ ژاپن تفسیر میکنه. کتاب به نظرم فوقالعاده نیست، ولی یه پژوهش حسابیه، در زمینه ای که اونقدر نزد مخاطب فارسیزبان غنی نیست. و همین که تالیفه و حاصل چند سال حضور خود نغمه ثمینی در ژاپنه، برای من به شدت جذابترش کرد.
برای من که شیفتهٔ فرهنگ و کشور ژاپن هستم خوندن این کتاب لذت نابی بود که این چند روز نصیبم شد. هر ورقی که زدم و خوندم قندی بود که توی دلم آب میشد. خونی بود که توی قلبم پمپاژ میشد. ممنون خانوم ثمینی.