سلسله جلسات زن در متون مقدس کتاب زن در آیین مسیحیت ماحصل سلسله جلسات و سخنرانیهای آقای علیجانی در حسینیه ارشاد در باب حقوق زنان در ادیان (مسیحیت، یهود، زرتشت و اسلام) است. شیوه آقای علیجانی در جلسات مذکور بدین صورت بوده که در هر ترم، ابتدا اطلاعات اولیهای در باب عقاید و اصول آیین مورد بحث ارائه کرده و سپس بطور خاص به بررسی حایگاه زن در آن دین پرداخته. در پایان هر ترم نیز جلسه پرسش و پاسخی با حضور آقای علیجانی، روحانیان و متالهان آن آیین برگزار شده. کتاب مذکور نیز ساختار مشابهی دارد ( بههمراه آیات گردآوری شده در مورد زنان در عهد جدید در فصلی جداگانه). تا جایی که مطلع هستم دو کتاب از این مجموعه (مسیحیت و یهود) چاپ شده و به دو کتاب دیگر مجوز انتشار داده نشده
کتاب زن در آیین مسیحیت این دومین کتابی بود که بصورت متوالی در حوزه حقوق زنان در مسیحیت خواندم. اولین کتاب با عنوان زن در مسیحیت نوشته هانس کونگ بیشتر جنبه الهیاتی و تاریخی دارد که با متدولوژی دقیق به جایگاه زن در تاریخ تفکر مسیحی و کلیسا میپردازد. این امر سبب گشته که کتاب مذکور پیام بخصوصی برای خوانندهی ایرانی که (احیانا) صرفا خواهان بررسی اجمالی جایگاه زن در مسیحیت است، نداشته باشد. اما کتاب دوم (زن در آیین مسیحیت) تا حد زیادی پاسخگوی خوانندگان ناآشنا به ادیان و مسیحیت خواهد بود و این نقطه قوت کتاب محسوب میشود نویسنده در گام نخست، اطلاعات کلیای در مورد مسیح، آیین مسیحیت و کتاب عهد جدید ارائه کرده است. در گام دوم و در سایهی اطلاعات ارائه شده در فصل پیشین، به بررسی جایگاه زن در مسیحیت میپردازد. بخش سوم شامل منبع فشردهای از آیات مربوط به زنان در عهد جدید و بخش پایانی نیز گزارش جلسات پرسش و پاسخ است. در قسمت بعدی به گوشهای از محتوای کتاب اشاره میکنم
زن در آیین مسیحیت رویکرد آقای علیجانی دراین پژوهش، جداسازی اناجیل اربعه (به عنوان آنچه مسیح گفت و انجام داد) و دیگر بخشهای عهد جدید (شامل آنچه شاگردان و رسولان گفتند و کردند) است. به عقیده نویسنده، در کلیت عهد جدید نوعی دوصدایی وجود دارد: صدای مسیح در اناجیل به عنوان معیار رفرم در نظر گرفته شده و دیگر بخشهای عهد جدید با آن سنجیده میشود. مواردی که با معیار ناهمسو باشد، به عنوان صدای دوم و مصداق دوصدایی عهد جدید معرفی میگردد. معیار گرفتن اعمال و تعالیم مسیح به مثابه رفرم، نشان میدهد که نویسنده مسیح را خارج از چهارچوب عرف و انقلابیای آوانگارد در عصر خویش میداند. موارد مثبت و منفیای که نویسنده به عنوان نقاط ضعف و قوت مسیحیت در باب زنان ذکر کرده، بطور خلاصه در جدول زیر آمده است
در گزارش جلسه پرسش و پاسخ، سوالهای نسبتا خوب و چالش برانگیزی بیان شده. پاسخدهندگان به سوالات در این بخش آقایان علیجانی، راطاوسیان و مقدسنیا هستند. بجز پاسخهای راطاوسیان که از نظر من نسبتا ضعیف با استدلالهایی صرفا درونمذهبی و دگم هستند، باقی پاسخها درخور توجه و خواندنی هستند در پایان، نویسنده جمعبندی کلیای از پژوهش خود ارائه میدهد. بنابر عقیده نویسنده، با وجود مواردی که میتوان آنها را تبعیضآمیز خواند، جایگاه زن در مسیحیت مثبت ارزیابی شده و میتوان این آیین را گامی رو به جلو در تاریخ ادیان محسوب کرد. نتیجهگیری مذکور دو علت دارد: 1- سنگینتر بودن وزنه موارد مثبت و انساندوستانه 2- انعطافپذیری مسیحیت جهت قرائتهای نوگرایانه به علت رویکرد طریقتمحور (در مقابل شریعتمحور) این آیین