«بَر تبعید» روایتیست از تبعید حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای به شهرهای ایرانشهر و جیرفت در دوران اختناق پهلوی دوم. این کتاب به دوران ۲۸۵ روزۀ تبعید رهبر معظم انقلاب در سالهای ۵۶ و ۵۷ میپردازد؛ دورۀ مهمی که به جزئیات آن پرداخته نشده بود و اتفاقات و وقایع آن، از دسترس خارج بود. آنچه در کتاب «بَرتبعید» آمده، داستان و تاریخ گذشته نیست، تصویر زیبایی است از سبک زندگی و مبارزه و مردمداریِ یک مرد الهی، که میتواند برای امروز و فردای همۀ ما الگو باشد. «بَرتبعید» روایتیست مستند که در درجۀ اول، بر بيانات و خاطرات مقام معظّم رهبري استوار است و پس از آن، بر خاطرات یارانِ نزدیک ایشان در آن دوران. این کتاب در ۲۹۶ بهصورت رنگی ارائه شده است که علاوه بر متن، دارای ضمیمۀ اسناد و تصاویر نیز هست.
از زندانرفتنهای رهبر انقلاب در دوران رژیم طاغوت، کم و بیش، چیزهایی شنیده و میدانستم. اما از تبعید ایشان، خبر نداشتم! از اینکه ایشان 285 روز در سالهای 56 و 57، به شهرهای ایرانشهر و جیرفت تبعید شدهاند. و متاسفانه دربارۀ این دوران مهم، تابهحال کتابی منتشر نشده بود و جزئیاتی از آن دوره، در دسترس نبود. کتاب «بَر تبعید» چهل سال پس از سالروز تبعید ایشان به ایرانشهر در دسترس عموم قرار گرفته؛ چهل سال!! و این، قبل از هر چیز نمونهایست از مظلومیت رهبر مقتدر نظام اسلامی؛ از اینکه مردم، از زندگی و سیرۀ عملی ایشان، تقریباً چیزی نمیدانند. سیرۀ عملی آیتالله خامنهایِ جوان در این دوران، به قدری جذاب و شیرین و درسآموز بود که خواندن کتاب در عرض دو سه ساعت تمام شد. پیش از مطالعۀ کتاب، فکر میکردم رهبر انقلاب چقدر مظلوم هستند که مردم از زندگی ایشان چیزی نمیدانند؛ اما بعد از خواندن کتاب، دریافتم آنکه مظلوم است، ما هستیم، نه ایشان. اگر ما ایشان را نشناسیم، ما مظلوم میشویم یا ایشان؟ درواقع در نشناختن این سیرۀ درخشان و معرفتافزا، به ما ستم شده! ما در غربتند، نه حضرت خورشید که در اوج عزت دنیایی و اُخروی قرار دارند.
یک مستند راجع به همین موضوع دیده بودم. جزئیات کتاب جذابتر بود. و احساس کردم چیزی از قلم نیافتاده. لحظه های دراماتیک خوبی در داستان هست که لابد به خاطر سبک مستند نگاری کتاب عمدا پر رنگ نشده و فقط روایت شده. مانند لحظه وقوع سیل هنگام نماز جماعت در مسجد. (که روایت آقا خیلی جذاب تر از روایت کتاب بود) دو چیز هم برایم خوشایند نبود. یکی همین که یک بار کلیت ماجرا در اول کتاب تعریف شده بود و بعد در حین خواندن متن کتاب انسان وقایع را با آنچه اول روایت شده مقایسه می کند و از خط داستان خارج می شود. یکی هم اینکه تکرار یک اتفاق در یک سکانس خوشایند نبود. یک موضوع را یک بار از زبان دانای کل می خوانیم و در پاراگراف بعد همان اتفاق را شخص دیگری روایت می کند. یک مورد دیگر هم اینکه غیر از شخصیت های اصلی بعضی از شخصیت ها خوب و کامل معرفی نمیشوند
البته اشکالات بالا به خاطر این است که سبک کتاب مخلوطی از روایت و مستندنگاری است. خیلی میطلبد که از دل این کتاب داستان های خوبی استخراج شود بسیار هم کشش فیلمنامه شدن دارد خسته نباشید .
اسم از اینجا بر تبعید انتخاب شده، که آقا در تبعید نبود، بر تبعید بود که حقیقتاً هم همینجور بوده ایرانشهر را به هم ریخته این پسر زهرا سلام الله علیها خواندنی و کیف کردنی ست حقیقتاً
کتاب روایت دوران تبعید رهبری در شهرهای ایرانشهر و جیرفت است این روایت در ابتدا بر اساس مصاحبه ای با خود ایشان در این موضوع و سپس با توجه به سخنان همراهان ایشان در دوران تبعید و دیگر گفته های خودشان درباره این ایام تنظیم شده است از نکات جالب توجه این روایت نقش آفرینی ایشان در زمینه های متعدد در همان دوران کوتاه و سخت تبعید در بین مردم است به خصوص در قضیه سیل ایرانشهر که ایشان به نوعی نفر اول شهر در کمک رسانی و امداد می شوند
خیلی خوب بود، به وسیله این کتاب میشه با سایر یاران امام خمینی و مبارزان رژیم پهلوی و کارهایی که انجام می دادند آشنایی نسبی پیدا کرد، -عکس های افراد در آخر کتاب و ارجاعاتی که در طی متن کتاب به وسیله پانویس ها میشد، به شناخت افراد و یادآوری اسامی خیلی کمک میکرد کاش کتابهای دیگه که اسامی افراد زیادی درشون اومده مخصوصاً کتاب های دفاع مقدس، هم از این روش استفاده کنند -اگر همراه یا قبل از داستان سیستان رضا امیرخانی خوانده بشه درک جامع تری میده -بعضی از عکس های رهبر در آخر کتاب واقعا عکس های نابی داره، مثلا عکسی که در محوطه ریاست جمهوری از رهبر گرفته شده رو خیلی دوست داشتم
شخصیت انسان های بزرگ رو دوست دارم و آیت الله خامنه ای برای من غیر قابل توصیف هستن ایشون فراتر از یک شخصیت عالی و مستحکم ، شخصیتی الهی دارن و واقعا روحیه و منش ایشون برای من بسیار دوست داشتنی هست و این کتاب و کتاب هایی که درباره ایشون هست کمک میکنن بیشتر و بهتر با شخصیت شون آشنا بشم https://taaghche.com/book/45381