روی تخت دراز کشیدهام. اتاق تاریک است. دستهایم را باز کردهام و به سقف خیره شدهام. نور تابلوی مغازهی آنطرف خیابان به لوستر میخورد. برای لحظهای بیضیهای تودرتوی قرمز روی سقف میرقصند و لحظهای بعد از هم جدا میشوند. اتاق که تاریک میشود حس میکنم هر انسانی کسی را برای خودش دارد. اتاق که تاریک میشود انگار، چهار دیوارش را برای تنهایی ساختهاند. هر چقدر هم که دورمان شلوغ باشد یا دوستان زیادی داشته باشیم، باز هم خلوت خودمان را نیاز داریم. داستانهای عاشقانه و پرهیجان را میخوانیم، اما یادمان میرود اینها را نویسندهای در تنهایی خودش نوشته است. که این تنهایی اگر نباشد، خلاقیتی هم نیست. «از پیدا شدن بدم میاد!» روایت آدمهایی است که به دنبال این خلوت برای خلاقیتشان هستند. که به این آسانی به دست نمیآید!
بیش از ده ساله که من و مصطفی با هم رفیقیم و خوشحال شدم که مجموعه ش منتشر شد و ای کاش زودتر این اتفاق میافتاد. با این که جهان ما دو تا با هم خیلی فاصله داره ولی خیلی خوب همدیگه رو درک میکنیم و مخاطب همه داستانهای همدیگه بودیم و من قبل از انتشار همه این داستان ها رو توی جلسه های مختلف از مصطفی شنیده بودم. توی داستانهاش زن ها فرشته خصال و صریح در ابراز عشق هستند و مردها منفعل و سرخورده این الگویی بود که برای نزدیک به یک دهه جهان داستانی مصطفی رو ساخته بود ولی توی دو سه تا از داستانهای متاخر این مجموعه این الگو کمی شکست و من همین کارهای جدید رو بیشتر دوست دارم نمره من به داستانها:
دوست بیشتر داشتن: ★★ یاس پیچیده به تاک گوشهء حیاط: ★★★★ جبری که میکشیم: ★★★ یکی از ما هم که شده باید زنده بماند: ★★★ تنهایی در اتاق آخر: ★★★★★ به خانومت سلام برسون: ★★★ ویلای کاکاییها: ★★★★ فرور کوچک و فرور بزرگ: ★★★★ غول بازی: ★★★ انحنا در استوانه: ★
مصطفی مردانی رفیق و استادم تو زمینه ی داستان نویسیه و الحق که کارش حرف نداره.بااینحال به قول جناب اساطیری، زمان زیادی برد تا کتابش رو به چاپ برسونه و از نظر من کتابش ارزش خونده شدن داره.و صددرصد راه جذابی پیش روی نویسنده خواهد بود
بنظزم کتابی نبود که ارزش خواندن را داشته باشه. فاقد ساختاردهی مناسب داستان های کوتاه بود. و هنوز خیلی جای کار داره. حرف خاصی برای گفتن نداشت. تنهایی و عدم درک شدن را میشد درک کرد. این کتاب برای کساییه که داستان های کوتاه علاقه مند هستند گزینه خوبیه. مخصوصا کتابهای ایرانی. ولی قلم نویسنده این کتاب به نظرم اصلا خوب نبود و به پای خانم زویا پیرزاد نمیرسه
📚 کتابی که امشب قصد معرفی دارم توسط نویسنده به من هدیه داده شد. من هم تصمیم گرفتم لطف این عزیزان رو با هدیه دادن کتاب های عزیزشون جبران کنم.
برای همین احتمالا هر زمان به 10k برسم یک برنامه اجرا میکنم که این کتابهارو هدیه بدم.
Giveaway gifts معادل انگلیسی این کار میشه و تو جهان تقریبا میشه گفت معروفه.
برای هدیه دادن هیچ شرط و مسابقه ای برگزار نمیکنم.
بعدها در مورد این کار حتما تو استوری توضیح خواهم داد.
خب بریم سر معرفی این کتاب 😍 من همیشه عاشق داستان کوتاه بودم و هستم. تقریبا میشه گفت از ٩ سالگی که عضو کانون کودکان و نوجوانان شدم و نه تنها تابستان بلکه کل سال به کتاب خوندن مشغول بودم.
کتاب آقای مردانی شامل داستان کوتاه هایی است که خیلی زیبا به نگارش درآمده اند و هر داستان جذابیت خاص خودش رو داره و گاهی دوست داشتم هر داستان برای خودش یک کتاب بشه چون انگار هنوز حرف برای گفتن داشت. . 🌸 داستانهای عاشقانه و پرهیجان را میخوانیم، اما یادمان میرود اینها را نویسندهای در تنهایی خودش نوشته است. که این تنهایی اگر نباشد، خلاقیتی هم نیست. «از پیدا شدن بدم میاد!» روایت آدمهایی است که به دنبال این خلوت برای خلاقیتشان هستند. که به این آسانی به دست نمیآید! 🌸
کتاب سبک و جمع جوریه و بخاطر کم حجم بودن همراهم بود و وقت های خالی میخوندم.
پیشنهاد میکنم بخونید نه صرفا چون این کتاب هدیه است، نه بلکه برای افرادی که تازه کتابخون شدند میتونه شروع خوبی باشه. . #mobilegeraphy #داستان_کوتاه_با_نگار #کتابخونه_نگار #مصطفی_مردانی #از_پیدا_شدن_بدم_میاد #نشرنفیر 7w
برای من که تقریباً هیچ داستانی از نویسندگان جدید فارسی نخوندم خوندن این کتاب خودش یه چالش به حساب میومد بخصوص اینکه داستان کوتاه بود. متن کتاب طوریه که انگار نویسنده کنارت نشسته و داره برات از خاطرات خودش تعریف میکنه و به خوبی میتونی بر اساس حرف هاش تصویر سازی کنی، برای من که به کتاب هایی عادت کردم که شخصیت پردازی مسیر طولانی تری رو طی میکنه خیلی سخت بود که بتونم اینقد سریع با داستان همراه بشم اما این موضوع عیب کتاب نیست بلکه نقطه قوت کتاب بود که در کمترین زمان ممکن و خیلی خوب اون بعد از شخصیت داستان معرفی میشود. هرچند بعضی جاها یه سری جزئیات مطرح میشود که ربطش به داستان برای من گنگ بود. کلیت کتاب در برگیرنده تنهایی هست که به خوبی توی همه داستان ها به جز داستان ویلای کاکایی ها به تصویر کشیده میشود. از بین داستان ها فقط از "یکی از ما هم که شده باید زنده بماند" اصلا خوشم نیومد و از نظر من هیچ ساختار، منطق و هدفی نداشت.