«به هم رسیدن در میانسی» روایت نوجوانی به نام «شکرا...» است که بهواسطه برادر ناتنیاش «زکریا»، ناخواسته وارد فضای مبارزات علیه رژیم پهلوی میشود و اتفاقاتی خواندنی برای او رقم میخورد. این رمان حول محور تلاش شکرا...برای نجات زکریا است که بهواسطه مبارزات انقلابی تحت تعقیب ساواک قرارگرفته است میچرخد. شکرا... عزم خود را جزم میکند تا هر طور شده مانع از دستگیری زکریا توسط ساواک شود. شکرا... در میان روایت داستان و تلاش برای سردرگم کردن مأموران در دستگیری زکریا، گهگاه نقبی به گذشته میزند و با روایت داستانی فرعی به عمق ماجرا میافزاید. رمان «به هم رسیدن در میانسی» رویهمرفته، روایت خوشخوانی از زندگی نوجوانان است با همان طنازیها و اضطراب و هوس قهرمان شدن که در «به هم رسیدن در میانسی» بهخوبی با زبان داستان عجین شده و خواننده در فرازوفرودهای آن با هم ذات پنداری باشخصیت اصلی گامی مهم در ارتباط برقرار کردن با داستان برمیدارد.
داستان سادهای بود؛ مثل همهی داستانهای ماجرجویانهای که در نوجوانی در ذهن خودم میساختم. محیط شمال کشور و سرسبزیاش را به خوبی در داستان استفاده کرده بود و استفادهاش از زبان محلی دلنشین بود. تقریبا هیچ سوالی برای خواننده باقی نگذاشت و با وجود این که از زبان اول شخص بود و محدودیت داشت، در مواردی با استفاده از راوی اول شخص دیگری، داستان را تکمیل میکرد. در کل بیشتر برای ردهی سنی نوجوان مناسب است.
یه داستان جمعجور در کمتر ۷۰ صفحه! آنهم در حالوهوای انقلاب و مبارزه. راستش با توجه به مخاطب داستان(نوجوان) و هیجانی که در همین کوتاهی خلق کرده چهار ستاره دادم؛ اگرنه سه ستاره برایش کافی بود.