هرچند در بعضی مسائل سطحی و شتابزده بود اما کلیت دیدگاه این کتاب نسبت به تمدن غرب جای فکر و تامل زیادی دارد. حداقل به عنوان یک نگاه جدی انتقادی از منظر اسلام ارزش آشنایی را دارد. از این منظر که کتاب، زاویهی جدید و غریبی را برای تفکر نسبت به این تمدن باز کرده بسیار ارزشمند است.
عمدتاً سه دیدگاه در بارهٔ نسبت اسلام با «تجدد» یا «مدرنیته» وجود دارد ۱- غربی شدن بدون قید و شرط ۲- دیدگاه تفصیل و تفکیک، خوباش را بگیر، بدش را رها کن ۳- نفی کلی تجدّد و تمدن جدید مهدی نصیری در این کتاب دیدگاه سوم را مطرح کرده است. البته ایشان مرزی بین مقام نظر و عمل قائل شدهاند. به طور نظری تجدد به طور کلی نفی میکند، اما در مقام عمل به دلیل پیوند و ارتباط عمیقی که بین معیشت و نظام زندگی مردم با ساختارها و محصولات تمدن جدید، ایجاد شده است و هر روز نیز بر ابعاد آن افزوده میشود، گریزی از اخذ بسیاری از محصولات تجدد نداریم، و در صورت نفی آنها، جامعه دچار اختلال در نظام معیشتی و عسر-و-حَرَج میشود که مطلوب شریعت نیست.
نسخهای که خواندم: اسلام و تجدد، مهدی نصیری، کتاب صبح، نوبت چاپ سوم، بهار ۸۷