سرزمین جذامیها شامل بیست داستان و بیست متن ادبی است که شامل موضوعات اجتماعی از قبیل «خشونت علیه زنان»، «کودکآزاری»، «مشکلات کارگران»، «بیتوجهی به سالمندان»، «کودکان کار» و... میباشد در صفحه اول این کتاب، نویسنده کتاب خود را با این جملات، به قشر فرودست جامعه تقدیم کرده است: «این کتاب را تقدیم میکنم به باشرافتترین مردمان سرزمینم، دستفروشان، کارگران، کودکان کار، زنان ناچار و تمام فرودستان.»
کتاب با مقدمه مغرورانه و پرادعای نویسنده آغاز میشود و به طور مختصر اشاره دارد که نوشتن و ویرایش این کتاب بسیار طول کشیده، و همهچیز به خاطر دقت و وسواس نویسنده بوده است، و روی هر چیز به شدت فکر شده است.
اما وقتی اولین داستان از این مجموعه را میخوانید، غلطهای تایپی، اشتباهات نگارشی، تغییر بیدلیل و نابخردانه سبک نوشتار، آشفتگی کلام، بیهودگی، و موج ایدههای خام بیپالایش اعصابتان را به هم خواهد ریخت.
نتوانستم بیش از ۲۲ صفحه از این کتاب را بخوانم، و احساس میکنم که همان زمان را هم از دست دادهام...
اگر فرصتی پیدا کنم، و اعصابم در حالت خوبی باشد، شاید کتاب را کامل بخوانم و بعدا نظر دقیقتری درباره تمام آن بنویسم؛ اما در حال حاضر، به هیچوجه از این کتاب خوشم نیامده، و بهتر است که ویراستاری زحمت بکشد و این کتاب را بهبود دهد یا نویسنده به بازنویسی مجدد رو بیاورد.