فکر کنید سیصد سال دیگر جهان به چه صورتی است؟ در رمان علمیـ تخیلی آدم نما با دنیایی روبهرو میشویم که در آن انسانها با پیشرفت تکنولوژی سلولهای بنیادی از مرگ رها شدهاند. بیش از دو صده از انقلاب سلولهای بنیادی (اسب) گذشته است. انسانهای آرمانشهرِ پس از «اسب»، تمام تلاششان را میکنند تا شهروندانی مفید و موفق باشند، جراحیهای بهبودشان به موقع انجام شود و از مرگ دور بمانند. آنها در حرفههای چهلساله خود با جدیت فعالیت میکنند و به قوانین منطقه زندگی خود پایبندند. «اتوود» که در دوره حرفهای اخیر خود نویسنده بوده، برای دومین بار زیر تیغ جراحی سلولهای خاکستری مغز میرود و بخشهای زیادی از حافظه خود را از دست میدهد. تلاش اتوود برای پر کردن بخشهای حذف شده خاطراتش، با چند اتفاق بیرونی بزرگ همراه میشود، راکتورهای هستهای مناطق چندگانهی دنیا منفجر میشوند و بانکهای سلولهای بنیادی از کار میافتند. اتوود به مرور متوجه میشود نویسندگی او و پاک شدن حافظهاش به اتفاقات بزرگی که دنیا را به آشوب کشانده، بیارتباط نیست و
ضحی کاظمی متولد 1361 در تهران است. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهی مهندسی و سپس کارشناسی ارشد زبان و ادبیات انگلیسی ادامه داده و از سال 1391 تا کنون، 16 اثر داستانی از ایشان در ایران منتشر شده است. چهارمین اثر او با عنوان «سال درخت» که در سال 1393 منتشر شد، مورد استقبال منتقدین و مخاطبان ادبیات داستانی قرار گرفت. این رمان که در سبک رئالیسم جادویی نوشته شده، با ترجمه¬ی خانم کارولین کراسکری در همان سال به انگلیسی برگردانده و در لندن منتشر شد. کاظمی از اولین نویسندگان ایران است که به صورت حرفه ای در ژانر علمی تخیلی و فانتزی دست به قلم برده و آثار متعدد و متنوعی در این ژانرها خلق کرده است. تا کنون 7 اثر بزرگسال گمانه زن و مجموعه رمان سه جلدی «دنیای آدم نباتی ها» برای گروه سنی نوجوان، از ایشان منتشر شده و دو اثر دیگر در ژانرهای فانتزی و علمی تخیلی در دست چاپ دارد. رمان پساآخرالزمانی «باران زاد» او که سال 98 منتشر شد، همزمان به انگلیسی در لندن به انتشار رسید. این رمان به عنوان برنده جایزه «نوفه» برای بهترین رمان گمانه زن سال انتخاب شد. همچنین، کاظمی برای رمان «رنسانس مرگ» در سال 99 برای بار دوم، برنده جایزه «نوفه» شد و رمان «کاجزدگی» او در اولین دوره برگزاری «نوفه» در سال 97، مورد تقدیر قرار گرفت. «سندروم ژولیت» پرفروش ترین اثر بزرگسال کاظمی، در زیرژانر دیستوپیا با ساختار روایی کارآگاهی نوشته شده و مورد استقبال خوب مخاطب ادبیات گمانه زن قرار گرفته. آخرین اثر منتشر شده کاظمی، رمان «پاکسازی تز قاتل» است که در سال 1402 در ژانر علمی تخیلی-جنایی منتشر شده است. پیش از این در سال 1400 مجموعه داستان «زمان سوار» شامل 9 داستان کوتاه گمانه زن به بازار آمد. ضحی کاظمی در حال حاضر مدیر کتابفروشی راماست، اولین کتابفروشی تخصصی ادبیات گمانه زن در ایران.
Zoha Kazemi is an Iranian speculative fiction writer. She was born in 1982, in Tehran and is currently living there. She has an engineering BS and an MA in English literature. She started writing and publishing stories around twelve years ago and writes both in Farsi and English. So far, she has published 14 novels, a short story collection, and a flash fiction collection in Iran. Her novels “Rain Born” (Austin McCauley Pub.) and “Year of the Tree” (translated by Caroline Croskery, Candle and Fog Publications) are available in English. She has won the Noofe award for the best speculative novel of the year in Iran, two times in a row for her dystopian novel “Death Industry” and her post-apocalyptic novel “Rain Born”. Her first sci-fi novel “Pine Dead” was acknowledged in the first Noofe award. She has also written other dystopian novels like “Humanoid” and “The Juliet Syndrome” which is a best seller in Iran. Kazemi has published a three-volume novel for young adults called “The World of Lollipop People” and a fantasy novel titled “The Covering Dust”. Her short story collection “Time Rider” consisting of nine speculative stories was published in 2021. Her latest dystopian-crime novel “Purging of Murder Chipsets” was published in 2023. She has a thriller-fantasy novel for YA named “The Mehrzan Gate” under publicasion. Kazemi owns a bookshop in Tehran named “Rama Bookstore” which is specialized in speculative fiction.
به نظر من این رمان نسبت به دو رمان قبلی که از سرکار خانم کاظمی خونده بودم یه پیشرفت قابل ملاحظه و یه حرکت سریع رو به جلو به حساب میاومد. ایدۀ داستانی خوبی داشت و خوب هم نوشته شده بود نشون میده که نویسندههای وطنی دارن به سرعت خودشون رو به رقیبان غربی نزدیک میکنن. این داستان در ژانر پادآرمانشهری جا میگیره و نظام حکومتیای رو به تصویر میکشه مسائل خصوصی شهروندان رو بنا به مصالح خودش تعیین و تصحیح میکنه و افرادی که ذهن اونها تحت تأثیر قرار گرفته، مطمئناً نمیتونن اعتراضی به حکومت داشته باشن. (شاید از این نظر یادآور رمانهای فارنهایت 451 نوشتۀ ری بردبری یا 1984 نوشتۀ جورج اورول باشه ولی به قول جان کمبل میشه یه ایدۀ داستانی رو به ده نویسنده داد و ده داستان متفاوت ازشون گرفت.) جدای از خود داستان (که نمیشه در اینجا اون رو لو داد) اگر بخوام این رمان رو از لحاظ سبک نگارش با رمانها «کاج زدگی» و «خاک آدمپوش» مقایسه کنم، متوجه میشم که شخصیتهای داستان از پیلۀ ذهنیت خودشون خارج شدن و تعامل بهتری باهم پیدا کردن (البته باز هم در بعضی جاها میبینیم که رویدادهای بیرونی باز هم از درون ذهن شخصیتها تعریف میشن) این خارج شدن از ذهن باعث شده شخصیتپردازی قدرت بیشتری بگیره و برای خواننده ملموس بشه. مخصوصاً شخصیت اصلی داستان که خیلی خوب توصیف شده بود. ماجراها و فضای داستان هم تقریباً تا نزدیک انتهای داستان توصیف خوبی داشت ولی به نظرم نقطۀ اوج داستان یه مقدار خلاصهتر از چیزی بود که باید میبود و جای توصیف و تشریح بیشتری داشت. جدای از این، باقی داستان عالی بود. یکی از فناوریهای توصیفشده در داستان، ویدی بود که من خیلی ازش خوش اومد. این که همیشه و همهجا بشه از این فناوری استفاده کرد و با ویدیِ همهچیز و همهکس ارتباط داشت، یکی از اون چیزهاییه که دوست دارم هرچه زودتر محقق بشه. در کل از این کتاب راضی بودم و خوندنش رو به علاقهمندان به داستانهای علمیتخیلی توصیه میکنم.
از اول كه شروع كردم، كتاب رو بهخاطر فضاي پساآخرآلزمانياي كه داشت، متفاوت و جالب ديدم، اما خب بهمرور حس كردم بهجاي اينكه بهعنوان يك كتاب چاپ بشه، ميتونسته يه داستان فانتزي توي مجله باشه؛ و البته توضيحاتي كه بعضي جاها براي القاي حس پساآخرالزماني ميداد، كمي زيادهروي بود و من رو دلزده كرد؛ از طرفي يه جاهايي با وجود اينها، كشش خوبي داشت انقدر كه بتونم تمومش كنم :)
امروزه تبلیغ کتب خانم ضحی کاظمی را بسیار میبینیم در کنار لیست کتبی که از ایشون منتشر شده . به همین جهت باید بگم که من نمیدونم این عنوان چندمین عنوان ایشون هست و امید وارم اولین باشه و در عناوین بعدی شاهد پیشرفت باشیم . زیرا ادم نما عنوانی درخور تعریف به هیچ عنوان نمیباشد . من نمیتوانیم اثار تالیفی را از اثار ترجمه متمایز کنیم چون به عنوان یک مخاطب لذت بردن از اثر و درست کنار هم قرار گرفتن عناصر هست که برام مهمه و هیچ گاه بخاطر تالیفی بودن یا تازه کار بودن نویسنده سطح توقع خودم را پایین نمی اورم . انهم در حالی که نوسندگان فارسی زبان بسیاری هستند که اولین اثر چاپ شدشان دست کمی از یک شاهکار نداشته به خصوص در ادبیات گمانه زن . ادم نما عنوان قابل خوندنی هست ولی به هیچ عنوان عنوان خوبی نیست . اگر بخوام خیلی کلی به ایرادات اشاره کنم در اغاز باید به ناتوانی نویسنده در دنیا سازی و ایجاد حس روایت در یک دنیای سایبرپانک اشاره کنم و بعد به پلات سولاخ و بی جواب موندن بسیاری از سوالات سرهمبندی الکی بسیاری از موضوعات اصلی و اب بستن در بسیاری از موضوعات نه چندان مهم اشاره کنم به نظر بنده قصد نویسنده از نگارش ادم نما فقط روایت یک سری احساسات در دنیایی پیشرفته و اینده است . اما هیچ تلاشی صورت نگرفته (یا تلاش همراه با شکست بوده) تا پلات مناسب .یا دنیا سازی مناسب به عبارتی ایجاد بستری مناسب برای روایت و القای احساساتی که هدف نوشتن این عنوان بوده را فراهم کنند . امید وارم در اثار دیگر این نویسنده شاهد پیشرفت در قلم و روایت و داستان گویی و دوری از زیربنا قرار دادن احساسات باشم .
امتیاز دادن بهش سخته برام. از طرفی برای کشور ما حرکت تقریبا جدیدی هست. خیلی از مفاهیم کتاب دقیقا توی کاج زدگی همین نویسنده استفاده شده، مثل عقیم سازی جمعیت، تولید نوزاد با دستکاری ژنتیکی توی انکوباتور، شغلهای دستوری، ابزاری به اسم ویدی که همون موبایل پیشرفته هست، و فضای سرد و یخ دستوری. با اینحال چون حرکت تازه ای هست و جزء پیشگامان محسوب میشه، تلاش بانو ضحی کاظمی قابل ستایش هست ولی برای من کشش و جذابیت خیلی خیلی کمی داشت.
متاسفانه خیلی با فضای رمان نتونستم ارتباط سازی کنم. هرچند هیچ کجای رمان به این اشاره نشده بود که زبان مردم چیه، یا منطقه جغرافیایی شون کجاست. حتی طوری پردازش شده که این سیستم در مورد کل دنیا بود. اسامی جهانی بودن. فرهنگ یا اداب خاصی وجود نداشت. مذهب وجود نداشت. دین تعریفی نداشت
یه جاهایی هم حس کردم نویسنده دچار کلیشه نویسی شده. همون سیستمی که خیلی از رمانهای علمی تخیلی آمریکایی ازش پیروی می کنن. فقط شاخ و برگش شخصی سازی شده. دلم میخاست یه رمان علمی تخیلی ایرانی بخونم. ولی ایرانی نبود
درکل این رمان هم به نظرم قابل ستایش و تقدیر هست. مثل کاج زدگی. و امیدوارم شاهد آثار درخشان تر از ایشون باشم
خانم ضحی کاظمی نویسندهی ایرانی مورد علاقهم بود و هست و به همین دلیل انتظارم از ایشون بالا رفته بود ولی در کل بد نبود بیشتر با سرعت روند داستان مشکل داشتم خیلی سریع یا خیلی کند نبود. گیرا نبود و شخصیت پردازی ها زیاد باورپذیر نبودن و نمیشد باهاشون ارتباط زیادی برقرار کرد ولی به خاطر پیرنگ داستانی جالب و جهان سازی جذابش ۳ ستاره حقش بود
داستان کتاب داستان جذابیه، البته در بعضی از قسمتها تداعیکنندهی رمانهای معروفه؛ نامگذاری شخصیتها خیلی نمادین صورت گرفته که هم جالبه هم ممکنه برای بعضیا خوشایند نباشه و شخصیتپردازیها میتونستن بهتر باشن. کتاب از زاویه دید اول شخص نوشته شده و متن تا یه جایی به تناسب وضع روحی شخصیت اصلیه، اما فرم متن، کوتاهی جملهها و گنگ بودن بعضی از شرایط بعد از تغییر وضعیت روحی شخصیت اصلی، تغییر نمیکنه! ضربآهنگ متن هم میتونست بهتر تنظیم بشه و اینکه لحظههای احساسی یا مهیج داستان به جای اینکه نمایش داده بشن، توصیف شدن و باعث میشن خواننده خیلی حس همدردی و ارتباط با داستان رو نداشته باشه! اوایل داستان هم، داستان کمی کند پیش میره اما بعدش خوب میشه! اما داستان کتاب و طرحش برای من خیلی جذاب بودن و روند شکلگیری معماها و رسیدن به جواب ها نسبتاً خوبه! پایان کتاب کمی زیادی مبهم بود اما به هر حال پایانبندی خوبی هم داشت! در کل کتاب، کتابی بود که من از خوندنش لذت بردم و خوندنش رو نه به کسایی که یه داستان مهیج و درگیرکننده میخوان، ولی به کسایی که میخوان وقت آزادشون رو در آرامش مطالعه کنن، پیشنهاد میکنم👌
یک فانتزی فارسی پسامدرن دنیایی که در آن پیشرفت تکنولوژی را در سطوح مختلف میبینیم. با اعمال جراحی مختلف امکان جایگزین اعضای فرسوده بدن وجود دارد و عمرها طولانی شده اند. البته که قدرت پشت پرده با روش های مختلف دادن آزادی ها و امکانات بیش از حد، حواس مردم را از مسائل مختلف پرت میکند و اگر کسی بخواهد فضولی کند، با عمل از بین بردن بخشی از حافظه رو به رو میشود! خلق دنیای فانتزی در کتاب نسبتا خوب اتفاق افتاده و ایده های جالبی هم در به کار رفته اما از یک جایی به بعد شتابزدگی بیش از حد و اتفاقات پشت سر هم از جذابیت کتاب کم کرده. دنیای کتاب ظرفیت داستانی بیشتری از چیزی که نوشته شده دارد. حتی پنانسیل کاری چند جلدی را هم دارد
کاملا تصادفی به این کتاب برخوردم و موضوع کتاب کنجکاوم کرد که بخونمش چون توی ادبیات ایران داستانهای علمی تخیلی شاید به تعداد انگشتان یک دست وجود داشته باشه. خواندن کتاب رو با بدبینی شروع کردم اما انقدر کتاب هیجانانگیز و پرکششی بود که تا صفحه آخر رو یک نفس خوندم و اصلا نتونستم کنار بگذارمش. به نظر میاد اونطوری که در خود کتاب هم اشاره شده داستان کتاب از سرگذشت ندیمه مارگارت اتوود الهام گرفته شده و البته به بقیه کتابهای علمی-تخیلی با موضوع آرمانشهرهای آخرالزمانی، مثل ۱۹۸۴ جورج اورول و فارنهایت ۴۵۱ ری بردبری شباهتهایی داره و داستانش در دنیایی میگذره که حکومت درمان مرگ رو پیدا کرده اما از طرف دیگه تمام امور زندگی مردم رو کاملا تحت کنترل گرفته. داستان شاید نقاط ضعف کوچکی داشت و به نظرم حتی جا داشت طولانیتر باشه اما به عنوان یکی از معدود رمانهای علمیتخیلی ادبیات ایران فوقالعاده بود. به نویسنده کتاب خانم ضحی کاظمی تبریک و خسته نباشید میگم برای این کتاب خوب و با خواندن این کتاب شخصا یکی از طرفداران قلم ایشون شدم. کتاب رو به علاقمندان ژانر علمی-تخیلی شدیدا توصیه میکنم.
رمان آدمنما، نوشتهی خانم ضحی کاظمی است که نشر هیلا آنرا منتشر کرده. در این رمان با فضایی مربوط به دویست سال بعد از انقلاب سلولهای بنیادی در جهان رو به رو میشویم، پس ماجرای آن پساآخرالزمانی است و در شاخهی رمانهای فانتزی قرار میگیرد. با پیشرفت تکنولوژی سلولهای بنیادی در جهان، دیگر از مرگ انسانها خبری نیست! به هر انسان، یک دورهی چهلسالهی فعالیتی اختصاص مییابد که در این مدت باید با جدیت به کار، هنر یا حرفهای که برایش تعیین شده بپردازد و به قوانین پایبند بماند. اتوود شخصیت اول این رمان است و در دورهی حرفهای آخر خود یک نویسنده است که بنا به دلایلی او را زیر عمل جراحی سلولهای خاکستری مغز میبرند تا بخش زیادی از حافظهاش را پاک کنند؛ اما او بعد از عمل، تلاش میکند تا بخشهای حذف شده را بازیابی کند که این کارش منجر به وقوع اتفاقات بزرگی میشود و...،...،... همانطور که در ابتدا اشاره کردم، این رمان از نظر ساختار، در شاخهی رمانهای فانتزی قرار میگیرد. حوادث در جهانی"نیستآباد"و غیرواقعی اتفاق میافتد و ماجراهایش شامل اعمال و شخصیتها و صحنههایی است که در حالحاضر غیرواقعی به نظر میرسد و نویسنده، با ایجاد تعلیقی مناسب در فضای حاکم بر داستان، مخاطب را تا انتها با خود همراه میکند. اگر به خواندن رمانهای فانتزی علاقمند هستید و یا دوست دارید لذت خوانش یک رمان متفاوت با آنچه تاکنون مطالعه کردهاید را به خود هدیه کنید، این کتاب پیشنهاد خوبی برای شما خواهد بود
این کتاب رو مطالعه کردم و از مطالعه اون بی نهایت لذت بردم.پیرنگ قوی(به معنای واقعی ) وفضا سازی عالی کتاب رو باور پذیر کرده. نثر زیبا و شخصیت پردازی خیلی خوب و قدرت تخیل بالا، از ویژگی های بارز نویسنده کتاب هست. تعلیق کتاب خیلی بالاست. این کتاب علمی_تخیلی می تونه انتخاب عالی باشه برای کسانی که به دنبال مطالعه یک کتاب متفاوت هستند، کتابی که تلنگری باشه برای فکر کردن. امیدوارم حتما مطالعه کنید و لذت ببرید.
#آدمنما، یکی دیگر از آثار #ضحی_کاظمی در ژانر #علمی_تخیلی، #فانتزی و #آیندهنگر است؛ کتابی خواندنی و جذاب برای علاقهمندان به اینگونه داستانها. این کتاب، روایت تقابل آدمهایی که است نمیخواهند شبیه بقیه باشند، میپرسند و به دنبال گذشتهاند با آنهایی که قدرتشان در شباهت و مطیع بودن آدمها، نپرسیدن و فراموشی است. کاش در ایران، تکنولوژی ساخت فیلمهای علمی و تخیلی وجود داشت. در آن صورت آدمنما واقعا میتوانست در جایگاه منبعی برای فیلمی جذاب قرار بگیرد. به نظرم، این کتاب نیز مانند #بارانزاد میتواند دنباله داشته باشد.
بعضی از بخشهای اثر خانم کاظمی، عجیب شبیه این روزهای ما بود. از خواندنش لذت بردم.
دیدین یه غذاهایی هستن (مخصوصا دسرها) که وقتی میخورینشون اول یه طعمی حس میکنید که خیلی هم خوشتون نمیاد :/ ولی چند لحظه که میگذره دوست ندارین مزهی خوبش رو با دنیا عوض کنین؟ این کتاب بهم این تجربهی عجیب رو هدیه داد! هیچ وقت اون لحظه رو فراموش نمیکنم که کتاب رو تموم کردم و با خودم غر میزدم که این دیگه چه کتابی بود :/ و تنها چند دقیقهی بعدش تو ذهنم فقط و فقط تحسین محض بود و بس =()
کتاب پرکشش بود، نیمهی ابتدایی داستان واقعاً عالی بود ولی انگار نویسنده تو نیمهی دوم نتونسته بود شاهکارش رو ساماندهی کنه. بخشی از توصیفات و روابط کمی دور از واقعیت بود، پایانبندی اندکی هیجانزده ولی یکپارچگی شخصیتها قابل تقدیر بود. درکل اگه علمیتخیلی دوست دارید بسیار توصیه میکنم که بخونید.