رژیس دبره یکی از عناصر مهم ترویج خط و سیاق انقلاب کوبا در جنبش چپ جهان سوم و اروپا بود. با رجال جنبشهای چریکی و در صدر همه، خود فیدل کاستروی محبوب، دمخور بود و آوازهاش در سال ۱۹۶۷ با کتاب انقلاب در انقلاب جهانی شد و این نویسندهٔ بیست و پنج سالهٔ فرانسوی را وارد جرگهٔ نویسندگان و روشنفکران اروپا کرد. فعالیتهای او تا مرگ چه گِوارا و دستگیری خود او در بولیوی ادامه داشت. انقلاب در انقلاب در هاوانا چاپ و منتشر شد و بهصورت مانیفستی برای «راه چه گِوارا» و کاستروئیسم درآمد
رژیس دبره در عنصر نامطلوب تمام گفت و شنودها و نوشتههای پراکنده و اشارات جستهگریخته در محافل خصوصی را یکجا گرد آورده است و بهشیوهٔ بدیع خود، بار دیگر آب در خوابگه مورچگان میریزد. این آخرین نوشتهٔ دبره دربارهٔ «تجربهٔ لاتینی» و بهقول خودش، آخرین اوراق پرونده است
Intellectual, journalist, government official and professor. He is known for his theorization of mediology, a critical theory of the long-term transmission of cultural meaning in human society; and for having fought in 1967 with Marxist revolutionary Che Guevara in Bolivia.
شب از نیمه گذشته بود، ولی وزش تند هوای گرم، کماکان در خیابان جریان داشت. بین آن حرارت فرحبخش بخاری که در لیتوگرافهای قدیمی میتابید و این حرارت سنگین و دمکرده که دمای تبناکش حتی شبها نیز پایین نمیآمد، پنجاه سال و شش هزار کیلومتر فاصله بود. بین آن اکتبر که انقلابی به این نام را بنیاد نهاد و این اکتبر طاقتفرسا و پایانناپذیر امریکای لاتین، فاصله زیادی بود. میان ژنو و این شهر نزدیک دریای کارائیب مسافت بعیدی فاصله انداخته بود. اما در این شهر، یک سویسی نهایت سعی خود را برای مجاب ساختن یک کادر کهنهکار کمونیست (که ده دقیقه پیش ملاقات کرده بود) بهکار میبرد تا او، باز هم جانش را به خاطر ارسال اسلحه و لوازم برای سایر رفقایی که در سییرا بودند (و هیچکدام آنها را نمیشناختند) به خطر بیندازد. این انقلاب خزنده آتشی بود که در زمانی کوتاه، یا فروزان میشد یا خاموش. و تهاجم بعدی – یا آخرین تقلای یک جنبش بی رمق – به این شخصیت ناشناس بستگی داشت.