این مشیت پروردگار است که آنچه باید دید، دیده میشود و آنچه نباید، پنهان میماند. او که نمیداند، به خواست اوست که نمیداند. و آنکه میداند، به برکت مشیت اوست که میداند. آن پردهای که بر چشم ما کشیده شده، با همان دستی که آن را بافته است، برداشته خواهد شد... او شبان ماست. برهای که شبان را اطاعت نکند، گرسنه به خانه بازمیگردد. و آنکه گرسنه به خانه میآید، مرگ را همبالین خود میکند. آنکه فردا را میجوید...
محمد چرم شیر (زاده ۱۳۳۹ تهران) نمایشنامه نویس و مدرس تئاتر است. او دانش آموخته رشته ادبیات نمایشی در سال ۱۳۶۶ از دانشگاه تهران است. محمد چرمشیر بیش از صد نمایشنامه نوشته است. وی پنجاه و چهار نمایشنامه چاپ شده داردو نمایشنامه هایش به زبان های انگلیسی آلمانی و فرانسوی ترجمه و در کشورهای ایران، آلمان، انگلستان، فرانسه، ایتالیا و آمریکا اجرا شده اند.
نیاز نیست که حتما از قبل رمان فرانکنشتاین رو خونده باشین در همین حد رو بدونین کافیه: فرانکنشتاین با وصلهپینهی تکهتکههای جسدهای مختلف یک موجود جدید خلق میکنه و اونو زنده میکنه. باقی ماجرا دیگه کاملا متفاوته و دوتا قصهی مختلفه.
جدای از خلاقیتهای روایی و مضمونی، چیزی که خیلی نظر منو جلب کرد تکنیکیه که در دیالوگ نویسیها بهکار رفته. اینکه عموما ۲ یا چند موضوع و موقعیت مختلف، که عموما هم خیلی بیربط به هم هستن، رو توأمان باهم و تنیده در هم میگه. عین بدن خود مخلوق فرانکنشتاین. حرفهای بریده بریده که از جاهای مختلف بریده شده و به هم وصلهپینه شده و یک مونولوگ رو تشکیل داده.
نکته: این نمایشنامه رو در حال حاضر نشر جمهوری چاپ میکنه که اون نسخه توی گودریدز نبود که ثبت کنم.