بیشتر مردم به اشتباه پیشرفت های عظیم اجتماعی و اقتصادی ژاپن را در نیمه دوم قرن نوزدهم مرهون تدابیر و راهنمایی های امپراتور میجی می دانند، در حالی که او در موقع جلوس به سلطنت فقط شانزده سال داشت. در فاصله 1850 تا 1870، مردان بزرگی از خانواده های سامورایی در ژاپن پا به عرصه وجود گذاشتند و منشاء تغییرات و تحولات مهمی در این کشور شدند. در ژاپن، امپراطور شانزده ساله قادر نبود کار زیادی انجام بدهد. در واقع این روشنفکران بودند که با استفاده از قدرت و مقام امپراطور، اصطلاحات اساسی را به نام او پایه گذاری کردند. اقدامات این روشنفکران را می توان اساسی ترین قدم ها در رشد و توسعه اقتصادی ژاپن دانست.
من این کتاب رو به صورت الکترونیکی و با استفاده از اپلیکیشن طاقچه خوندم. مسئله غلط تایپی یه مسئله جدی در مورد این کتاب هست اما محتوا انقدر با ارزش هست که میشه راحت از این مسئله گذشت. این کتاب نتیجه تحقیق دکتر مدنی در مورد توسعه و پیشرفت ژاپن هست و منابع مطالعاتی ایشون در انتهای کتاب لیست شدند. دکتر مدنی در این کتاب به بررسی فرهنگ و رفتار مردم ژاپن پرداخته و به ما ثابت کرده که پیشرفت و توسعه ژاپن ناشی از فرهنگ مردم ژاپن هست. نظر من در مورد این کتاب این هست که دید نویسنده نسبت به شرایط کاملا باز و همه جانبه هست. تمام مزایا و معایب فرهنگ مردم ژاپن رو برای ما شکافته و میتونه یک راهنمای خوب برای توسعه باشه. مسیری که ژاپن برای پیشرفت طی کرد از زمانی که قدرت الهی امپراتور ازش گرفته شد و قدرت بین امپراطور و شوگون(فرمانده نظامی) تقسیم شد، کامل ترسیم شده. حقیقت اینه که شاید ما نتونیم از مسیری که ژاپن طی کرد پیش بریم، چون اون انعطاف رفتاری مردم ژاپن رو نداریم، اما حداقل سود این کتاب این هست که به ما میگه این مسیر قبلا طی شده و مزایا و معایب این مسیر این هست. میتونیم با چشم باز مزایا رو بگیریم و از معایب دور باشیم. در نهایت این کتاب رو به همه کسانی که دغدغه توسعه کشور رو دارن پیشنهاد میکنم. یادگاری از کتاب : ” با توجه به انعطافپذیری و نوپذیری حیرت آور ژاپنیها اختلاف و ستیز با غرب به آسانی و به سرعت به دوستی و تفاهم تبدیل شد. شایان ذکر است که آمادگی برای قبول روشهای نو و استفاده از تجربیات دیگران همیشه یکی از ویژگیهای این ملت محسوب میشود. در واقع آن را باید رمز موفقیت ملت ژاپن به حساب آورد. به بیان دیگر سابقه امر نشان میدهد که هیچ ملتی در دنیا همانند ژاپنیها در مواقع ضروری خود را به آسانی با شرایط زمان تطبیق نداده است. “
خلاصهای که از کتاب "ژاپن چگونه ژاپن شد؟" تهیه شده صرفا حاوی مطالبی از کتاب است که از نظر بنده مهم بوده و به صورت تیتروار جهت سهولت در مراجعههای بعدی خودم به کتاب تهیه شده است. پیشنهاد میگردد برای استفاده کامل از مطالب کتاب آنرا خریداری نموده و به صورت کامل مطالعه بفرمایید.
در جنگ جهانی دوم نزدیک به 2 میلیون نفر ژاپنی کشته شدند و 40 درصد شهرها در اثر بمباران ویران گردید. وقتی امپراتور پیام تسلیم ژاپن در جنگ را در رادیو اعلام کرد: با تمام تلاشی که کردیم از آمریکا شکست خوردیم! بسیاری از مردم از شدت غم و غصه خودکشی کردند. بعد از اتمام جنگ به حقوقدانان آمریکایی اجازه داده شد تا برای ژاپنیها قانون بنویسند. حال این شرایط را با عراق و افغانستان امروزی مقایسه کنید! در حال حاضر سطح کمی و کیفی مردم ژاپن به درجهای رسیده است که بسیاری از اجناس آمریکایی را بیکیفیت میدانند و خواهان کالاهای آمریکایی نیستند. تا اواسط قرن 19 خبری از نظام اقتصادی آزاد در ژاپن نبود. نظریات رشد اقتصادی ژاپن: 1. شرایط اقلیمی: ژاپن دارای آب و هوای متعادل و مناسبی برای رشد اقتصادی است و به دلیل جدا بودن خاک آن از قاره مانع حمله اقوام وحشی به این کشور میشد. 2. ثبات سیاسی: 260 سال انزوای سیاسی ژاپن مانعی بوده که اروپاییان نتوانند به آسانی بر آن نفوذ پیدا کنند. 3. اصلاحات اولیه در بخش کشاورزی: ثبت حق مالکیت زمین، اصلاح نظام مالیاتی، آموزش کشاورزی، صنایع روستایی 4. فرهنگ خلقیات و ارزشها مناسب توسعه: فرهنگ ژاپنیها و نزدیکی آن با اروپاییها سبب شد ژاپن هنگام رویارویی با تمدن غرب آنرا بپذیرد. در قرن 12 ما شاهد حکومت یزدان سالاری بودیم به طوری که پادشاه مشروعیت الهی داشت و وجودش پرستش میشد. در اواخر همین قرن نظامیان به قدرت رسیدند و خانواده سلطنتی تضعیف شد و تقسیم قدرت بین مرد مقدس (پادشاه) و مرد قدرتمند (نظامیان) صورت گرفت. حال در بازی سیاسی ژاپن دو عنصر قدرت وجود داشت و تعادل قدرت به وجود آمده بود. جدا شدن دین از سیاست قدرت و اعتبار را گرفت و روحانیون مستبد و بانفوذ عملا از بین رفتند. اما درهمان زمان در کشورهایی مثل چین و ایران یک منبع قدرت وجود داشت !! سلسله توکوگاوا از سال 1603 الی 1867 در ژاپن به قدرت رسید و در این سلسله از فئودالیسم عبور کرده و به نظام سرمایهداری مدرن و صنعتی وارد شدند. در اواخر قرم 16 اصلاح و توسعه کشاورزی سبب افزایش سطح تولید و تجاری شدن کشاورزی گردید. از طرفی این اصلاحات به مدت دو قرن ادامه پیدا کرد. اصلاح و توسعه کشاورزی: 1. احیای زمین و استفاده از زمینهای تازه 2. استفاده از ابزارها و فنون تازه 3. کاهش دخالت در امور روستاها 4. تاسیس بازارهای محلی جهت مبادله تولید مازاد بر مصرف 5. اصلاح نظام مالیاتی 6. مالکیت قطعی زمین 7. تقسیم کار و تخصصی شدن تولید تمام عوامل بالا سبب شد تا کشاورزان ژاپنی قبل از جنگ جهانی دوم بیشترین تولید در هر هکتار را درمیان 51 کشور جهان به خود اختصاص بدهند. رشد صنعت اکثر صاحبان کارگاههای صنعتی و بازرگانان قبلا روستانشین بودند و از روستاها به شهرها مهاجرت کرده بودند به دلیل شرایطی که داشتند انسانهای سخت کوش و عادت به کار زیاد و طولانی داشتند و همین امر سبب موفقیت آنها شده بود به طوری که در قرن 18 و اوایل قرن 19 صنایع نساجی پیشتاز صنایع ژاپن بود. کشت پنبه در کشور سبب رفع نیاز واردات شده بود و کارگاههای پارچهبافی افزایش پیدا کرده بود. بعد از مدتی ژاپن درها را برای واردات کالا باز کرد و همین امر سبب شد صنایع ژاپن با مشکلات زیادی مواجه شوند. بیشترین واردات ژاپن پارچه و لباس نخی بود که کیفیت بهتری نسبت به تولید داخل داشت. ماشینهای نساجی و پارچه بافی و نخریسی وارد کشور شد و جایگزین ماشین آلات قدیمی گردید. نخ مرغوب وارد میکردند و پارچههای مشابه خارجی با کیفیتی بهتر تولید میکردند و همین تولیدات را جایگزین خارجیها میکردند. هدف ژاپنیها بالا بردن کیفیت محصولات بود به همین دلیل بهترین ماشینهای نساجی جدید را وارد کرده و با مهارت ویژهای که در یادگیری و انتقال دانش داشتند موفق به نمونهبرداری و ساختن ماشینها میشدند. ژاپنیها بدون بستن مرزهای خود و یا تحمیل تعرفههای سنگین واردات در سایه کار و تلاش در مدت کمتر از 10 سال نه تنها بازار داخلی خود را به دست آوردند بلکه به صادرات هم رسیدند. ایجاد ارزشهای نو، فرهنگ تجارت، تاکید بر کار گروهی و وجدان کاری اصول کاری آنها بود. در سال 1721 پول در جامعه ژاپن متداول شد و این نحو تفکر که پول و ثروت اهمیت دارد جا افتاد. طبقه سرمایه دار در ژاپن متولد شد که خوشگذران و سخت کوش بود و علاقه زیادی به هنر داشت که همین سبب رونق گرفتن تئاتر، موسیقی و نقاشی در ژاپن شد. اقتصاد پولی سبب ظهور بازرگانان شرکت های بزرگ تجاری شد. در سال 1721 در ژاپن بیشتر شرکتها اساسنامه داشتند و قوانین سختگیرانهای برای استخدام پیاده کرده بودند. تمام موارد مربوط به احترام به مشتری را رعایت میکردند و نیازهای پرسنل را پیشبینی کرده بودند. در ابتدا پیشرفت بر پایه سابقه بود اما از سال 1735 ترفیعات بر اساس شایستگی شخصی حاصل میشد. در ژاپن سرمایهگذاران هم به عنوان یک سامورائی شناخته میشوند سامورائی که با پذیرش ریسک و به خطر انداختن داراییها ی خود برای کشورش فداکاری میکند. با پیشرفتهایی که ژاپن در صنعت کشتیسازی کسب کرد در حال حاضر به عنوان بزرگترین سازنده کشتی دنیا شناخته میشود. موفقیت یک کشور در صادرات بستگی به توانایی در رقابت در بازرهای جهانی دارد. نباید فراموش کنیم که چین هم بیش از یک دهه است که تعصبات خشک ایدئولوژیکی خود را کنار گذاشته است و سیر صعودی و غیرقابل مهار آن به وضوح قابل مشاهده است. الگوبرداری از نظام اقتصاد سرمایهداری دعوت از شرکتهای اروپایی و آمریکایی و ژاپنی برای سرمایهگذاری تقویت بخش خصوصی ژاپنیها به شدت تحت تاثیر افکار و نوشتههای نویسنده آلمانی فردریک لیست قرار گرفته بودند و اعتقاد عجیبی به حمایت از صنایع داخلی داشتند. هدف سرمایهداران ژاپنی افزایش ثروت نیست برتری بازرگانی کشورشان در بازارهای بین المللی است و در یک کلام مهم خدمت به کشور است. همیشه نوعی کنترل دولتی برقرار است که به آن سرمایهداری ارشادی گفته میشود. صاحبان سرمایه و بازرگانان به ندرت در تصمیم گیریهای کشور ورود میکنند. ژاپن شناسان اعتقاد دارند در قرن 19 مدیریت کشور در تمام سطوح از کارایی لازم برخوردار بود. از قرن 16 ژاپنیها به نقش و اهمیت آمار در زندگی انسانها واقف بودند. آمار جمعیت را به صورت دقیق جمع میکردند تا به صورت صحیح از کشاورزان مالیات بگیرند. بعضی از نویسندگان اعتقاد دارند رشد بینظیر اقتصاد ژاپن در سایه کاهش میزان رشد جمعیت در قرن 18 و نیمه اول قرن 19 رخ داد. درک بالای ژاپنیها نسبت به اهمیت کنترل زاد و ولد در زندگی اقتصادی و رفاه است. داشتن فرزند کمتر رفاه انسان را افزایش میدهد زیرا بازدهی بالا میرود. در دوره توکوگاوا در شهرهای بزرگ مدارس خصوصی بازرگانی دایر شد. ژاپنی ها یکی از معدود کشورهایی بودند که اهالی آن علاوه بر ژاپنی به زبان چینی هم تسلط داشتند. میزان درصد دختران و پسرانی که در مدارس تحصیل میکردند از بعضی کشورهای اروپایی از جمله فرانسه بیشتر بود. وجود کتابخانههای عمومی، علاقه زیاد مردم به کتابخوانی و همین امر سبب گردید تا الگوبرداری درستی از کشورهای پیشرفته صورت پذیرد. آموزشهای عالی: مدرسههای عالی با نام شین که به دانشآموزان یاد میداد سرنوشت انسان هنگام تولد نوشته نشده است بلکه آینده او در سایه آموزش، تلاش و پشتکار حاصل میشود. توسعه راههای ارتباطی: انقلاب شهرسازی و توسعه سریع راههای ارتباطی نقش بزرگی در توزیع سریع کالا و رونق داد و ستد در قرن 17 و 18 ژاپن داشت. در سال 1840 کتابچههایی به صورت راهنما در اختیار کشاورزان قرار میدادند که در آن چگونگی افزایش تولید از طریق مدیریت زمان توضیح داده شده بود. در کتابها کشاورزان تشویق میشدند تا سحرخیز باشند، استراحت کمتری بکنند و برنامهریزی داشته باشند. در فرهنگ حال حاضر ژاپن کار وظیفه است نه یک هدف. کار یک عمل مقدس محسوب میشود. کشورهایی مثل تایوان، کره جنوبی و سنگاپور از ژاپن الگوبرداری کردند یعنی ساعت کاری بیشتر و صرفهجویی در مصرف دوره انزوا ژاپن: بیش از دو قرن ژاپن در انزوا بود زیرا فکر میکردند: 1. افکار و فرهنگ غربی را تهدیدی جدی برای ثبات و استقلال ژاپن میدانستند. 2. برقراری ارتباط فئودالها با خارج و گرفتن سلاح از غرب و ایجاد مزاحمت برای دولت مرکزی آمریکا اولین کشوری بود که درهای ورود خارجیان به ژاپن را بعد از مدتها به زور گشود. آمادگی برای قبول روشهای نو و استفاده از تجربیات دیگران همیشه یکی از ویژگیهای این ملت محسوب میشود. رشد و توسعه اقتصادی در هر ملتی نیاز به افراد متعهد، آگاه و وطن پرست دارد. مردان سلسله میجی در دوران توکوگاوا به ممالک غربی سفر کرده بودند زبان غربی میدانستند و هدف اصلی آنها سربلندی ژاپن بود و در این راه فداکاری میکردند و به دانش و فناوری غرب احترام میگذاشتند و سعی میکردند به درستی از آنها تقلید کنند. مصلحت اندیشی و انظباق پذیری از ویژگیهای ژاپنی هاست. انقلاب فکری و تحول فرهنگی پیش نیاز تحول و توسعه یک جامعه است این اتفاقات در ژاپن قبل از شروع قرن 20 رخ داد. در ژاپن بر خلاف چین اطاعت کورکورانه نداریم همکاری و هماهنگی بین مردم و پذیرش منطقی رهبر وجود دارد. فرار از کار و مسئولیت ننگ تلقی میگردد. سربازانی که به جبهه اعزام میشدند فکر اینکه زنده بمانند و به خانه بازگردند برای آنها غیرممکن بود. ژاپن هم مانند اروپا رنسانسی را تجربه کرده است. جنبش kei در اوایل دهه 1870 در این برهه روشن فکرانی بودند که کار دولتی نگرفته و توده های مردم را ارشاد میکردند این افراد خواهان تغییرات گسترده در جامعه بودند. در نوامبر 1871 تعدادی از سران حکومت وقت ژاپن برای مذاکره در مورد قراردادهای تحمیلی نابرابر عازم اروپا و آمریکا شدند. بعد از بازگشت از اهمیت رقابت و کمک به افزایش تولید و ثروت در جامعه نوشتند. دولت هم کمک بسیاری کرد تا بازار رونق بگیرد. گزارش ها یک نکته بسیار مهم داشت: تمام ممالک جهان در نیمه دوم قرن 19 در حال مبارزه برای کسب قدرت و ثروت بودند. در سال 1873 مردم کمتر دانش خود را به اشتراک میگذاشتند. فوکوزاوا یکی از معروفترین روشنفکران قرن 19 ژاپن اعتقاد زیادی به تفکرات و فرهنگ غرب داشت اما به موقع هم از آن انتقاد میکرد. او اعتقاد داشت مدارس و دانشگاهها هستند که جوانان را برای زندگی بهتر آماده میکنند. فوکوزاوا در سال 1863 یک مدرسه عالی به سبک غربی تاسیس کرد، اولین دانشگاه خصوصی ژاپن شد؛ امیرکبیر 14 سال قبل از فوکوزاوا در تهران اقدام به تاسیس مدرسه عالی کرد. فوکوزاوا اولین کوره فولادسازی را از هلند وارد ژاپن کرد. ایران قبل از ژاپن صاحب کوره فولادسازی شده بود! اگر دنبال توسعه و پیشرفت هستید باید با محیط هماهنگی و سازگاری داشته باشید. ژاپنیها بدون تعصب قبول کردند که یک ملت عقب مانده هستند. بهترینهای دنیا را به دست میآوردند و بومیسازی کرده و به بهترین شکل در ژاپن پیاده سازی میکردند. در دورهای ماشینهای مستعمل مربوط به نساجی را از انگلستان میخریدند و از آنها استفاده میکردند. اینکار سبب میشد قیمت پائینی برای خرید ماشین آلان هزینه کنند و از طرفی ماشینهای مستهلک و قدیمی نیازمند کارگر بیشتری بود پس میزان اشتغال پایین نمیآمد. بخشهای ضررده و ناکارآمد به بخش خصوصی فروخته میشد. قانون آموزش اجباری همگانی پیاده سازی شد. امپراتور دستور داد که آموزش شامل حال تمام طبقات شود. ژاپنیها اعتقاد دارند آموزش و پرورش کلید موفقیت در زندگی است. هرچیزی به جز آموزش در درجه دوم اهمیت قرار دارد. پیوندهای گروه های سیاسی و مذهبی با تعلیم و تربیت وجود نداشت. مدارس فنی و حرفهای گسترش زیادی پیدا کرد. اعزام افراد شایسته جهت تربیت متخصصین به کشورهایی مثل هلند، انگلستان، آمریکا و روسیه افزایش پیدا کرد. تجدید نظر کاملی در حقوق قضایی و اصلاحات اداری صورت گرفت. در ژاپن هم داستان کاپیتالاسیون وجود داشت. ژاپن در قوانین خود تجدید نظر کرد و قوانین جدید مورد تایید اروپاییها قرار گرفته و کاپیتالاسیون لغو شد. در پایان جنگ جهانی دوم ژاپنیها موافقت کردند آمریکاییها برای آنها قانون اساسی نوشته و اکنون هم این قانون مورد تایید آنها قرار دارد. در ژاپن نوع لباس پوشیدن و اصلاح سر و فرهنگ غذا خوردن به دستور امپراتور به شکل غربی درآمد. داروین نظریهای دارد که میگوید: جاندارانی که قادر به تطبیق خود با شرایط جدید نباشند از صحنه زندگی خارج میشوند. مقایسه پایههای فرهنگی و اقتصادی ایران و ژاپن: 1. فئودالیسم: کاهش قدرت مرکزی و تقسیم قدرت بین شوگونها (فرماندهان) و دایمیوها (لردهای فئودال) اما در ایران زمین نماد قدرت و ثروت است و بخشی از ثروت همیشه به زمین تبدیل میشود. 2. در ژاپن استقلال نسبی نهادهای منطقهای و روستایی وجود داشت 3. دولت ژاپن در ایجاد تسهیلات لازم و تشویق بخش خصوصی به تولید صادرات نقش عمدهای داشت ژاپن اولین کشور آسیایی بود که از سال 1899 تدریس مطالب مذهبی در مدارس آن ممنوع اعلام شد. ژاپنیها مهمترین هدف برای توسعه و پیشرفت را در تاسیس مدارس در روستاها و دانشگاهها در شهرها میدانستند. درصد قابل توجهی از درآمد خانوادهها صرف تحصیلات فرزندان میشود. برنامهریزان آموزشی تنها به فکر باسواد کردن مردم نیستند بلکه پرورش روحی و جسمی جوانان و تقویت اعتماد به نفس مهم است. خطاکار تنبیه نمیشود سرزنش میشود. کودکان از کودکی عادت به انجام کارهای گروهی پیدا میکنند. اصرار بر اعمال نظرات شخصی دور از ادب است. در مقطع دبیرستان نه تنها دانش آموزان مدارس خود را تمیز میکنند بلکه به صورت گروهی خیابانهای اطراف مدرسه را نیز پاکیزه میکنند. دانشآموزان تشویق به پرورش گل و گیاه میشوند و اهمیت حفظ محیط زیست به آنها گوشزد میشود. کثرتگرایی مذهبی: در ژاپن اعتقاد مذهبی سختگیرانه وجود ندارد. تفکر و ترس از مرگ در ذهن ژاپنیها وجود ندارد و فعالیتهای دنیوی مهم است. هیچ کشوری به اندازه ژاپن آماده قبول روشهای جدید و تطبیق آن با فرهنگ خود نبوده است.
اطلاعات کتاب در مورد ژاپن ابتدایی و مغلوط و در مورد تاریخ ایران معاصر هم نویسنده چندان اطلاعات مفیدی نداره، بخصوص در جاهایی که دست به قیاس بین ایران و ژاپن میزنه. نویسنده یا از روی ندانستن یا عامدانه بخش هایی از تاریخ ژاپن و ایران رو ناگفته میگذاره تا به نتیجه گیری مطلوبش برسه
جزؤ معدود کتاب هایی هستش که یه نویسنده ایرانی تونسته به خوبی بنویسه.
راجع به تاریخ ژاپن و مسیر تبدیل شدن ژاپن به ابر قدرت امروزی هستش. راجع به دین، سیاست، فرهنگ، قدرت و… در ژاپن صحبت کرده. اگه به تاریخ ژاپن علاقه مندید این کتاب رو حتما بخونید.
راستی من این کتاب رو تو نرم افزار طاقچه خوندم اگه شما هم میخواین با هزینه کمتر کتاب رو بخوانید میتونید از لینک زیر استفاده کنید: