What do you think?
Rate this book


69 pages, Paperback
First published January 1, 1999
لب کلام در نوشتههای مهم فارستر، شکست ابنای بشر است در برقرار کردن ارتباطی رضایتبخش با یکدیگر، ناتوانی آنان است برای درهمشکستن دیوارهای تعصب که بین آنها قد کشیده است و ایجاد رابطههایی متقابل که امکان آنها چنین گسترده است.
ارزش داستانهای او بیشتر در تصویر چهرههای مشخص مردم نهفته است. فارستر سخت به این اصل معتقد است که هر عضو جامعۀ بشری حق دارد در محدودۀ امنیت جامعه، تا آنجا که میتواند، خودش باشد […] فارستر در صفحۀ عنوان یکی از رمانهای بسیار خوب خود، هواردز اند (۱۹۱۰) عبارتی نهاد که نمایندۀ فلسفۀ شخصی خود اوست: «فقط بپیوند.»
در ماشین بازمیایستد […] نشان داد که چگونه یکی از عوامل کنونی پیچیدگی اجتماعی، ماشین، بر زندگی طبیعی انسان مسلط شده است […] این داستان از همۀ آثار ولز بدبینانهتر است و ذرهای از ایمان او را به علم در بر ندارد […] این یکی از نخستین داستانهای علمی تخیلی و پیشدرآمد جهان شجاع جدید الدوس هاکسلی و به علت نقش آقابالاسری ماشین، مبشر ۱۹۸۴ جورج اورول است.
دو هورا برای دموکراسی را بیشتر به واسطۀ مقالۀ «به آنچه اعتقاد دارم» میشناسند […] «قانونگذاران من اراسموس و مونتنی هستند، نه موسی و پولس قدیس.» او به مردان بزرگ اعتماد ندارد: آنان که «پیرامون خویش دشتی از یکشکلی ایجاد میکنند و اغلب برکهای هم از خون.»