در تهران و آبادان تحصیلات مقدماتی خود را گذراند و وارد دانشگاه تهران شد تا پزشکی بخواند. در سال ششم پزشکی را رها کرد و به سوی ادبیات جذب شد. طاهباز نخستین تجربه ادبی خود را با انتشار «نشریه ادبی آرش» آغاز کرد. او دراین نشریه آثار برجسته ادبیات معاصر ایران را چاپ میکرد
بین سالهای ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ ه ش مدیریت انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را بر عهده داشت و برای شناساندن ادبیات کودک ایران در جهان کوشش کرد. طاهباز همچنین به گردآوری بیش از بیست هزار برگ از دستنوشتههای نیمایوشیج پرداخت و در طول سی و پنج سال، با انتشار بیست و سه دفتر، توانست مجموعه کامل شعرهای نیما و آثاری درباره او را منتشر سازد. وی در طول عمر کاری خود به ترجمه برخی آثار برجسته ادبیات جهان همت گمارد که ترجمه آثاری از جان اشتاینبک، ارنست همینگوی، آرتور میلر و ساموئل بکت از آن جملهاند. «کی از کی میترسد؟»، «گربهها و خروسها»، «بچهها و کبوترها»، «قلب ما: دستگاه گوارش ما»، «گنجشک خانه کاغذی»، «شاعر و آفتاب»، هدیهای برای بچههای کنار شط”، «ماهی سرخ شده»، «پیروزی بر شب» «برایم قصه بخوان» از نوشتهها و ترجمههای او برای کودکان است
وی در طول زندگی خود چند بار جوایز مختلف ادبی را از آن خود کرد که جایزه سیب طلایی دوسالانه براتیسلاوا برای کتاب «با هم زندگی کنیم» از آن جمله است
کتاب «موج» در کار نشر نوشتهها و ترجمههایی برآمد از نویسندگانی همچون سیمین دانشور، جلال آل احمد، غزاله علیزاده؛ دکتر حمید عنایت، محمد قاضی، دکتر مهدی سمسار، احمد شاملو، بهرام بیضایی، دکتر جواد مجابی و محمدعلی سپانلو. از آثار اوست
دوستانِ گرانقدر، این کتاب همانطور که از عنوانِ آن پیداست به روستایِ "یوش" و وضعیتِ زندگی ساکنانِ آن در آن زمان و کار و بارشان، رفتارشان با ارباب و کدخدا، ضرب المثلها و بازی ها، مدرسه و دامداری و کشاورزی، مسائلِ مذهبی و اینگونه موارد پرداخته است که به نوعی مربوط به این دوره و زمانه نمیباشد و میتواند پژوهشی باشد از زندگیِ مردمانِ شمال در آن بخش از ایران و در دورهٔ تاریخی که مربوط به دههٔ سی یا چهل میشود ... بخشی هم به دو شاعرِ آن منطقه، یعنی نیما یوشیج و امیری پازواری، مربوط میشود و البته در پایان عکسهایی از مردم و خانه ها و چیزهایِ دیگر نیز آمده است --------------------------------------------- امیدوارم این ریویو در جهتِ آشنایی با این کتاب، کافی و مفید بوده باشه <پیروز باشید و ایرانی>
آل احمد در روستا: سال 1333، جلال آل احمد کتاب مونوگرافیکی منتشر میکند به نام «اورازان»، که شرح مشاهدات چندین سالهی اوست بر روی این روستا، مردمانش و شیوه زندگی و آداب و رسوم آنها. در سالهای بعدی نیز او دو مونوگرافی دیگر را تحت عنوان «تات نشینهای بلوک زهرا»(1337) و «جزیره خارک در یتیم خلیج فارس»(1339) میکند؛ شاید همین مداومت، پیگیری و البته تیزبینی و ذکاوتِ آل احمد در مشاهدهی زندگی مردم و تغییراتِ آنها در طی زمان بود که «موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی» دانشکده ادبیات دانشگاه تهران (به مدیریت احسان نراقی) را بر آن میدارد که سرپرستی نگارش چندین دفتر مشابه را در اوایل دهه 40 به او میسپارند، و سازمان برنامه هم بودجه آن را متقبل میشود. اگرچه طبق آنچه که طاهباز در مقدمه کتاب «یوش»(1342) آورده است، این نظارت با چاپ سه کتاب منتفی میشود («فشندک» از پورکریم، «یوش» طاهباز، و «ایلخچی» از ساعدی)، اما موجی به راه میاندازد که عملا دهه 40 و 50 و حتی 60 را به سالهای طلایی مطالعات و تکنگاریهای روستا مبدل میسازد.
طاهباز در دیار نیما: همانطور که در بالا گفته شد، دومین دفتر مونوگرافی (تکنگاری) که زیرنظر آل احمد منتشر میشود، مونوگراف «یوش» بود. سیروس طاهباز که خود از شاگردان نیما یوشیج بوده است، به واسطهی علاقه زیادی که به استادش داشت، تصمیم میگیرد که مونوگرافی خود را در مورد «یوش» (استان مازندران) بنویسد (او بعدها مجموعه یادداشتهای نیما را نیز منتشر میکند). پس طاهباز به همراه پسر نیما، شراگیم در تابستان 41 به یوش سفر میکند و یکماه را در آنجا میماند و مشاهدات خود را ثبت میکند.
به نظرم در این دفتر، طاهباز نتوانسته آن مشاهدهگریِ تیزبینانهای را که آل احمد به کار میگیرد، تکرار کند؛ بسیاری از جاها، کتاب عملاً به سفرنامه و حتی خاطرهنویسی تقلیل پیدا میکند، و آن ساختار نظاممند و ثبت و ضبطهای مردمنگارانه را فراموش میکند؛ و انگار بعضی جاها دوباره یادش میآید که برای چه کاری آمده است، شروع میکند مثلا با جزئیات دربارهی بستن اجزای خیش و گندمکوب حرف میزند. اما چیزی که مرا به کتاب جذب کرد، این روایتِ دست اول و از نظر زمانی تقریباً نزدیک به زمان زیست نیما در یوش بود؛ فضایی که کتاب از روستا و مناسبات آدمهایش میسازد، خواننده را ناخودآگاه به میان اشعار و حتی داستان «مرقد آقا» از او میاندازد؛ و به نظرم (و حتی به نظر خود آل احمد و طاهباز)، این برای درک و نزدیکی به اشعار نیما بسیار ضروری است.
پ ن: لازم به تذکر نیست که امتیاز داده شده، نسبت به کتاب های مونوگرافيک آل احمد و حتی ساعدی سنجیده شده است؛ واما اگر بخواهیم از ارزش تاریخی و جایگاه و تأثير اینگونه کارها حتی بر روی ادبیات بگوئیم و بر طبق آن ها سنجش کنیم، ارزش این مونوگراف ها قطعا بالاتر از این هاست.