Jump to ratings and reviews
Rate this book

خروج

Rate this book
علیرضا سیف‌ الدینی
خروج از روزهایی که من مدرسه‌ رو می‌شوم و برادرِ کوچکم همیشه سر سفره‌ ی شام لقمه‌ دردهان خوابش می‌ برد و مادرم کنار سفره برایش رختخواب می‌ اندازد، شروع نمی‌ شود. خروج از آن روزهایی هم که من هنوز به دنیا نیامده‌ام و پدر و مادرم، که در شناسنامه‌ هایشان با هم هم‌سن‌ اند، در آن روزهایی که تبریز از نظر اجتماعی و سیاسی روزهای سختی را از سر می‌ گذراند، ده دوازده ساله‌ اند و سال‌ ها باید بگذرد تا همدیگر را پیدا کنند و اول خواهر مرحومم به دنیا بیاید و بعد خواهر دیگرم و بعد من و برادرم، شروع نمی‌ شود. خروج از زمانی شروع می‌ شود که تمامِ روی زمین آب است تا چشم کار می‌کند. بعد کبوتری از راه می‌ رسد و صورت‌ های گوناگون تبریز را نشانم می‌ دهد که هر کدام انگار از زیر ابرهای تیره همچون دور تند فیلمی می‌گریزد و شهر مدام ویران می‌ شود و آباد می‌ شود و، شاید در این گشت و گذارها پدر و مادر ده دوازده‌ ساله‌ ام را به طور تصادفی در کوچه و خیابانی از کوچه‌ ها و خیابان‌ های تبریز می‌ بینم بی‌ آن‌ که بشناسمشان و بی‌ آن‌ که بدانم سال‌ های سال بعد آن‌ ها روزی همدیگر را پیدا می‌ کنند و در خانه‌ ای در محله‌ ی دوه‌چی ساکن می‌ شوند و من بعد از دو خواهرم به دنیا می‌ آیم و سال‌ ها سال بعد خروج از دل خاطره‌ های مربوط به گشت و گذارهای ذهنی و عینی و از خلال کتاب‌ هایی که خوانده‌ ام متولد می‌ شود و رمانی می‌ شود از صورت‌ های تبریز و من و هرآن‌ چه آن کبوتری که صورتِ واحدی دارد و گاهی پیدا و گاه ناپیدا می‌شود نشانم داده است.

389 pages, Unknown Binding

Published January 1, 1390

3 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (20%)
4 stars
1 (10%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
2 (20%)
1 star
5 (50%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Negar Khalili.
217 reviews80 followers
November 13, 2019
اول کتاب خوب شروع شده بود. و واقعا ایده می‌تونست بهتر پرداخته بشه و شخصیت‌ها هم. اولش خیال کردم با یه کتاب خوب طرفم. ولی یکم که گذشت کاملا علاقه‌م رو از دست دادم و مرا نگرفت...
یه بخش‌های مثبتی داشت مسلما. ولی در کل در یک جمله جذاب نبود. یه کوه توصیف داشت که به نظرم بی‌فایده و تباه بودن. اگر اون همه توضیح اضافه حذف یا خلاصه می‌ؤدو یا بیشتر می‌رفت در خدمت روایت که مخاطب خسته نمی‌شد، حدس می‌زنم اثر نجات پیدا می‌کرد.
فضای کتاب یکم سورٰئالی به نظرم رسید. اون فضا رو خوب پرداخت کرده بود. و بعضی روایتاش جالب بود.
و همچنان معتقدم بزرگترین انتقاد وارد بهش همین کش‌دادن‌ها و توصیفات بیهوده است...
Profile Image for Shakiba Abedzadeh.
38 reviews89 followers
January 4, 2019
در ستایش تاریکی....
نوشتن از این کتاب به بازخوانی و دقتِ خیلی بیشتری نیاز دارد. اما برای فقط مرورِ تجربه‌ی خواندن، این را می‌گویم که این کتاب لبه‌ی تیغ است. در صفحاتی بسیار درخشان، چه از نظر روایت و چه از نظر اجرا و در صفحاتی شعاری و ملال‌آور. از کنار اشکالات روایی هم اگر بگذریم ( مثلا اینکه در زمستان سال ۶۷ هنوز بمباران هست، در صورتی که جنگ آن موقع تمام بود) از این کتاب با تمام پُر نفسی‌هاش، لحظه‌های زیادی در حافظه‌ام خواهد ماند.
Profile Image for Tahmineh Baradaran.
571 reviews140 followers
March 1, 2019
مان «خروج» درباره مردی نقاش است که در پی پيدا شدن تابلوهايی از خواهری که چهل سال است از گم شدنش می گذرد، مجبور به سفری به شهر زادگاهش در تبريز می شود.

او طی روزهای اقامتش در مسافرخانه ای در تبريز با ماجراها و اتفاقاتی روبرو می شود و با اشخاصی آشنا و با خاطراتی در ذهنش مواجه می شود که جهانش را به کلی دگرگون می کند.

ماجرای اين رمان در حد فاصل سال های ۱۳۲۴ تا ۱۳۶۷ خورشيدی می گذرد و بعضی رويدادهای تاريخی هم در پس زمينه اصلی داستان مطرح می شود.
11 reviews
September 24, 2020
استاد سیف الدینی الحق که نویسنده ای بزرگ هستند. زمان و مکان در این داستان بازی تازه ای آغاز میکنند. لذت بردم از خواندنش
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.