"تشنگی"،"بیپروایی"و"سقط جنین" سه نمایشنامه تک پردهای هستن که در آنها شخصیت های اصلی که در ابتدای پرده به خود میبالند و خودرا قدرتمندتر از محیط اطراف خود میدادند، در آخر پردن خودرا عاجز و ناتوان در برابر حقیقتی که مستقیم به صورتشان کوبیده میشود پیدا میکنند.
در "تشنگی" شخصیت های داستان خودرا عاجز دربرابر قدرت طبیعت پیدا میکنند. چیزی که حتی گران قیمت ترین جواهر هم نمیتواند آنانرا نجات دهد.
در دو نمایشنامه دیگر، شخصیت اصلی به دلیل خطایی که خود مرتکب شده به هلاکت میافتد. آنان که در ابتدا امید به تحت کنترل داشتن شرایط دارند در آخر خودرا گرفتار و گناهکار اصلی مییابند و تمام رشته هایشان پنبه میشود.
در کل مضمون این سه نمایشنامه تکبر انسان مدرن نسبت به حقایق موجود است که در نهایت با بیتوجهی خودشان موجب فلاکت خود آنها میشود.