اینها دردناک است، اگر کسی در زندگی اش برای یک بار هم که شده، یک طرح از بدن انسان زده باشد، حتی یک طراحی کوچک، محال است بتواند صحنه ی اعدام یک انسان را تماشا کند. بدن یک انسان زیباست، چون نظام نسبت های طلایی ست . این ها به زن و درخت و طبیعت و همه چیز تجاوز میکنند. من گاهی از دیدار غروب، تا مرز سکته پیش رفته ام. نفسم از لحظه ی سقوط افتادن آفتاب بند می آید. عظیم است. اتفاق مهم کیهانی ست. راه رفتن یک آدم و پاها برای من حیرت آور است. در پاها رفتارهای زیادی می بینید. گاهی اوقات پاها شبیه چهره ی انسان میشوند. من در فیلم هام؛ اینسرت های زیادی از پا گرفته ام. همین طور نماهای زیادی از دست ها، دست ها میتوانند فضا بسازند. من از حرکت دست ها دچار هیجان میشوم؛ اینکه در نهایت این دست در کجا میخواهد بایستد. وقتی یک دست تکان میخورد، حادثه ی مهمش این است که کجا میخواهد بایستد. ایستادن و حرکت دست، اتفاق مهمی ست. قلب انسان از تصورش می ایستد. دیوانه آساست. اینها دیوانپی نیست. اینها تحلیل ذرات هستی است. این فهم زیبایی ست. من هیچ گاه زندگی نکرده ام، این بد است. نزدیکانم این را بارها به من گفته اند. درست است... آن قدر مسئله در من پیچیده است که زندگی کردن را فراموش کرده ام. حالا دارم خسته میشوم...
محمدرضا اصلانی (زادهٔ ۱۳۲۲ خورشیدی در رشت) نویسنده، شاعر، کارگردان و مستندساز ایرانی است.
محمدرضا اصلانی متولد سال ۱۳۲۲ در رشت و فارغالتحصیل هنر و نقاشی از دانشکدهٔ هنرهای تزئینی است. وی دورهٔ آموزش فیلمسازی را در وزارت فرهنگ و هنر گذراندهاست.
اصلانی فعالیت حرفهای خود در سینما را از سال ۱۳۴۶ و با ساخت فیلم مستند «جام حسنلو» آغاز میکند و سپس آثاری نظیر «بدبده»، «با اجازه»، «چنین کنند حکایت»، «تاریخانه»، «فهرج»، «مش اسماعیل»، «ابوریحان بیرونی»، «میراث شیشه»، چیغ و دل جهان را جلوی دوربین میبرد. محمدرضا اصلانی مستندسازیست که شاعرانگی را به سینمای مستند ایران افزود.
«کودک و استثمار» عنوان مستندی است که با هدف نمایش برای جامعهٔ مدیریتی ساخته شد که از بهترین مستندهای دهه ۶۰ ایران بود، اما در سال ۶۱ به شکل غیررسمی توقیف و به حاشیه رانده شد.
ساختهٔ دیگرش «خاطرات یک هفتادوپنجساله» مستند بلندی است که به سفارش بانک ملی ایران ساخته شدهاست. در بخش «چشم واقعیت» بیستوپنجمین جشنوارهٔ فیلم فجر سیمرغ بلورین ویژهٔ هیأت داوران به فیلم «خاطرات یک هفتادوپنجساله» تعلق گرفت.
ولین فیلم سینمایی اصلانی به نام «شطرنج باد» در ۱۳۵۵ بود که به عنوان تجربهای متفاوت و نو در سینمای ایران بسیار جسورانه بود. بازیگر مطرح ایرانی شهره آغداشلو شروع فعالیت هنریاش با فیلم شطرنج باد در نقش کنیزک بود.
آتش سبز محصول ۱۳۸۶ جدیدترین کار وی محسوب میشود. داستان آتش سبز برگرفته از روایت کهن و اساطیری سنگ صبور است.
سنگ صبور، روایت دختری به نام ناردانهاست که ندایی درونی بر او میگوید: «با مردی مرده وصلت خواهد کرد.» روزی ناردانه به طور ناگهانی وارد قلعهای کهن میشود. در اتاقی از اتاقهای این قلعه افسانهای، مردی مرده مییابد با هفت پیکان در بدن. کتابی در اتاق است، ناردانه کتاب را برداشته و میخواند «بسم رب العزت»، این کتاب هفت حدیث دارد و ناردانه باید هر روز یک حدیث بخواند و تنها روزی یک مغز بادام بخورد و پس از هرروز یک تیر (سوزن) از تن مرد بیرون آورد و در پایان حدیث هفتم مرد مرده زنده شده و با او وصلت خواهد کرد.
همایون شجریان در بخشهایی از فیلم «آتش سبز» آواز میخواند.
جامعهٔ هنری ایران در ابتدا محمدرضا اصلانی را با اشعارش شناخت.او از شاعران فعال و مطرح موج نویی دههٔ چهل بود که اشعارش امیدی در میان هواداران شعر مدرن برانگیخته بود. اصلانی از جمله کسانی بود که بعدها بیانیهٔ شعر حجم - شکل بهسامانرسیدهٔ موج نو - را تحت نظر یدالله رؤیایی امضا کرد.
من بیشترکتابی زندگی کرده ام تا تجربی. پس بایدبه آنچه میخواندم عمل میکردم. این متن ها همه متن های زندگی من بوده اند. من هرآنچه ازاسپینوزاو افلاطون یادگرفتم ، همان هاراآوردم توی زندگی ام .اینهابه من رفتاردادند. اخلاق برای من مهم شد. من سعی میکنم دروغ نگویم واین به معنای خودستایی نیست ، بلکه یک شکنجه درونی است . هیچ افتخاری نیست ..این به صورت ژنتیک درمن ساده لوحی ایجادکرده است . وقتی توبابچه هابازی میکنی آنهابامعصومیت خشن وگاهی تاسرحدقساوت ، دروغ میگویند ، کلک میزنند واینها ناخودآگاه به توهوشیاری میدهد. من درمقابل اینها ایمن نیستم وبارهافریب خورده ام ...من مسئله اندیش شده ام . بارها موقع نگرانی به من میگویند حالا که اتفاقی نیفتاده ؟ اما من نمیتوانم بی تفاوت باشم .این مسئله محوری برای من رفتارژنتیک ثانویه است ..غریزه شده است ..همیشه میخواهم پشت واقعیت راببینم ..هم ساده لوحی است ودرروابط بااین جامعه به شدت فرصت طلب و توطئه گر ، رفتاری بسیارخطرناک است .
محمدرضا اصلانی هنرمندی است صاحب نظر ،چندوجهی ، نویسنده ، مستندساز، فیلمساز. با سریال "سمک عیار" در دوران پیش ازانقلاب به یادش می آورم که تقریبا" به عنوان نوجوانی پانزده شانزده ساله ، چیز زیادی ازآن نفهمیدم.بعدها با وجوه مختلف کارش بیشترآشناشدم و علاقه مند وپیگیرکارهایش. آخرین فیلمش هم "آتش سبز" بود..فیلمی سخت ولی زیبا مثل همه فیلمها وسریالهایش .آخرین کتابش " هستی آیینه "راهم دوست داشتم. دیدن فیلمهایش حس انقباض، فشار،بهت و افسردگی برای من دارد. همان حسی که درکودکی باخواندن کتابهای " افسانه" های صبحی مهتدی به من دست می داد. ترس وافسردگی ورویا واعجاب..برای کودک دبستانی..حالی سخت..
پایانبندی پُرزور و شوری داشت امسال و این هم آخرین کتابی که درش خوندم؛ کامل و جاودانه. از اصلانی بیشتر از هرکس دیگری آموخته باشم شاید در این مدت. دوست داشتم حوصلهام میکشید و یک متن طولانی در حمد و ستایشِ سواد و پُرخوانی هم ضمیمه میکردم؛ که نیازی نیست البته.
رو در رو با محمدرضا اصلانی از تاریخ، فرهنگ، نقاشی، سینما و زندگی و جامعه سیزده نشست داریم در این گفتگوهای مکتوب. اصلانی بی گمان با گستره ی دانشِ آکادمیک و خودآموخته اش آموزگارِ ارجمندی ست که نمونه ی او را به دشواری می شود یافت. دردمندی جانِ او و تلاش همیشه ی او برای روشنگری و دور شدن از توهم های روزمره ی جامعه ی هنری را در این گفت و گو به خوبی می شود خواند. او را نیاز به ستایش کردن نیست که کارهای او گواهِ ارجمندی اوست. برای من هر مواجهه ای با محمدرضا اصلانی کلاسِ درس است. چه دیدنِ فیلم هایش، چه خواندن نوشته هایش، چه در جلسه ای شنیدنِ سخنانش و چه این گفت و گوی درجه یک که از او چاپ شده است در نشر اختران زیبایی شناسی یک اخلاق است. چرا این جامعه بی اخلاق است؟... چون زیبایی شناسی ندارد... افلاطون می گوید زیبایی فضیلت است. تو نمی توانی بدون زیبایی شناسی بگویی من اخلاقی هستم. شلخته گی بی اخلاقی ست، چون آدم شلخته حتا به خودش هم متعهد نیست. این سینمایی که الان در ایران وجود دارد، فقط در سوژه سعی می کند اخلاقمند باشد، اما یکسر بی اخلاق است. چون یک شلختگی مطلق در آن است. از بازی و رنگ و نور و طراحی صحنه بگیرید تا باقی موارد. فیلم های ما بی اخلاق اند. ص 169 انسانی که سرگرم است نمی فهمد کنارش چه می گذرد... بشر امروز چشمش سرگرم شده است و دورش را دارند خالی می کنند. هیچ چی برایش نمانده. سرگرمی که تمام شود و برگردد، تمام هستی اش خالی ست. سرگرمی همکاری با نظام هاست. سرگرمی فقط برای نظام ها مفید است. انسان با سرگرم شدن به نظام ها مهلت می دهد تا از او بدزدند. ص 208 کاراکترهای سینمای ما را ببینید، همه ساده لوح اند. این را مردمی بودن می داند؛... با زبان بی زبانی داریم جار می زنیم که ما ساده لوح ایم و بیایید ما را فریب بدهید. من حیرت می کنم. توی همه فیلم های قزمیت آمریکایی در هر طبقه ای که باشند توی خانه شان یک قفسه کتاب هست. اما شما در فیلم های روزمره ایرانی کتابخانه می بینید؟... ص 209
کمتر کسی اصلانی رو می شناسه. با خوندن این کتاب با دیدگاه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اصلانی درباره ایران و جنبش های و تفکرات معاصر در حوزه شعر نو و شهر مرسوم به شعر حجم و سینمای مستند و داستانی قبل و بعد از انقلاب آشنا می شید. جای جای کتاب پر از نکته است که نیازمند نوشخوار کردنه و جای تحقیق و بررسی داره.