دوستانِ گرانقدر، در این کتاب، که یکی از منابعِ اصلی در جهانِ موهوم پرست و خرافاتیِ اسلام میباشد، به اندازه ای خزعبلات و چرت و پرت نوشته شده است که تنها میشود به این خزعبلات خندید و افسوس خورد بر بیخردانی که به این چرت و پرتها ایمان دارند برخی از نوشته هایِ این مسلمانِ بیشعور و بیخرد را در زیر برایتان مینویسم، خودتان با خردِ خویش، داوری کنید و ببینید مسلمانهای عرب پرست و ساکن در ایران، چه چرت و پرتهایی را به عنوانِ منبع، میشناسند --------------------------------------------- در موردِ آفرینشِ آسمان و زمین به وسیلۀ خدایِ تازیان، «بتِ اللهِ اکبر» نوشته است: در شبِ معراج، هنگامی که «محمد بن عبدالله» با «الله» در آسمان مشغولِ خوردنِ غذا بودند، الله به او گفته است که وی "زمین" را در روزِ شنبه، "کوه ها" را در روزِ یکشنبه، "درختان" را در روزِ دوشنبه، "تمامی اشیاء ناخوشایند" را در روزِ سه شنبه، "نور" را در روزِ چهارشنبه، "حیوانات" را در روزِ پنجشنبه و "آدم" را که آخرین اقدامِ آفرینش بوده، در بعد از ظهرِ روزِ جمعه و بعد از نمازِ روزِ جمعه خلق کرده است عزیزانم شما فقط دقت کنید ببینید این کثافت هایِ بی شرف، چه خزعبلاتی در حلقِ این مردمِ احمق فرو میکنند.. و خاک بر سرِ ساکنینِ عرب پرستِ سرزمینم که با باورِ این داستانهایِ موهوم و مسخره به عنوانِ اصول و اعتقاداتِ دینی و مذهبی، آبرویِ انسان را برده اند... علاوه بر آن، متأسفانه این بی اصل و ریشه هایِ عرب پرست و بیخرد که در کشورِ ما زندگی میکنند، امروزه آبرویِ ما ایرانی ها را در جهان برده اند ******************** در صفحۀ ۳۱۷ نوشته: محمد بن عبدالله گفت: "باد" رحمتِ «اللهِ اکبر» است که ممکن است دربردارندۀ هم برکت باشد و هم مجازات... بنابراین از "باد" ناراضی نباشید و به آن ناسزا نگویید، بلکه از الله بخواهید که برکت هایِ آن را شاملِ حالِ شما کند و از خطراتِ باد به الله پناه ببرید دوستانِ عزیزم، همانطور که از گفتۀ مورخان پیداست، و حتی «ابن عباس» و «ابن عمر» نیز گفته اند، محمد بن عبدالله تازی، همیشه دچارِ هیستری و غش و ضعف و یا همان بیماری صرع بوده است و بر اثرِ خرافات، همیشه از پدیده هایِ طبیعی همچون باد و طوفان در وحشت و هراس به سر میبرده.... حتی همسرش «عایشه» میگوید: زمانی که باد میوزید، محمد سرش را بین زانو میبرد و شدیداً میترسید و میگفت ای الله، این باد را برایِ ما مرحمت کن، نه عذاب.. محمد از رعد و برق میترسید و به خدا پناه میبرد. او میدانست که رعد و برق به دلیل خشم الله است خوووب عزیزانِ من، این پیامبرِ تازی و بی دانش، نمیدانسته که باد یعنی حرکتِ سریعِ هوا در فضا، و باد نتیجۀ برخوردِ توده هایِ هوایِ سرد و گرم و نبودِ تعادلِ نیروهایِ موجود در فضا میباشد.. او نمیدانسته که باد کیفیتِ هوا را به تعادل میرساند و هیچ ارتباطی به غضبِ خدایش الله ندارد... بعد امروزه، عده ای بیخرد و عقب افتاده، میگویند پیامبر و امامانشان دارایِ دانشِ فرابشری بوده اند!!! این مردِ عرب و بیابانی بویی از دانش و خرد نبرده بود.. او نمیدانست که رعد و برق ربطی به خشمِ اللهِ اکبر ندارد و رعد و برق زمانی پدید می آید که دو تودۀ ابر که دارایِ بارهایِ الکتریکی ناهمگون (مثبت و منفی) هستند، با یکدیگر برخورد میکنند... از محمد که در بیابان و در جایی که دانش راه پیدا نکرده بود، بزرگ شده، بیش از این انتظار نمیرود... ولی ببینید که آن کسانی که امروزه چنین کسی را پیامبر و انسانِ ویژه به شمار می آورند، تا چه اندازه از مرحله پرت بوده و ساده لوح میباشند ******************** نویسندۀ بیخرد، در مورد خدایش «اللهِ اکبر» نوشته: پیش از «الله» هیچ چیزی وجود نداشت و تختِ فرماندهیِ او رویِ آب قرار داشت، پس از آنکه الله زمین و نواحیِ اطرافِ آن را آفرید، رویِ لوحِ حافظه اش همه چیز را نوشت، سپس "فرشتگان" از گوهرِ درخشان، "جن ها" از آتشِ بی دود و "آدم" از خاک آفریده شدند... هنگامی که آدم در بهشت آفریده شد، شیطان نزدِ او آمد و نگاهی به وی انداخت و مشاهده کرد که آدم دارایِ بدن است و با مشاهدۀ بدنِ آدم فهمید که الله مخلوقی آفریده است که بدونِ غذا نمیتواند زنده بماند چیزی ننویسم بهتر است... خودتان ببینید این کتاب است تا چرت و پرت نامه --------------------------------------------- امیدوارم این ریویو برایِ شما خردگرایان همیشه آگاه و حتی عرب پرستانِ ناآگاه، مفید بوده باشه «پیروز باشید و ایرانی»