سبا بعد از فوت پدر و مادرش همخانه خانواده برادرش میشود اما چند سال بعد، به دنبال راه چارهای برای مشکلات زندگیاش؛ تصمیم میگیرد از خانواده کوچک برادرش جدا شود. به خواهرش پناه میبرد ولی درست وقتی که گرفتار حل و برطرف شدن سوء تفاهمات است، مشکلات تازهای سر راهش میآید که او و احساساتش را بیاراده درگیر آدمی با گذشتهای پیچیده و سخت میکند. آدمی که شاید برای او یک انتخاب اشتباه باشد اما عشق جور دیگری به دست و پایشان میپیچد و ...
اتمام ۱۹/مــرداد/۰۰ ۰۳:۰۰ قشنگ بود😍 دوستش داشتم🥲.. هق..💔 دومین کتابی بود که از الناز محمدی خوندم و به نظرم خیلی خوب بود! حتی از کتاب قبلی بیشتر! خیلی بیشتر..! قلم پخته و روان و قوی ای داشت! چقدر لذت بردم واقعا🤤 جز معدود داستانایی بود که عاشق شخصیت منفیش شدم🥺♥️ اخ قلبم..🤧💔 هرچی از معما و هیجان داستان بگم کمه (داشتم میمردم ببینم چی شده و چی قراره بشه) عــالی بود..!!!! کتاب خوندن هم چندروزی طول بکشه بد نیستاا! تو این ۵-۶ روز حال کردم😂 دروغ چرا راستش بعد یه مدتی که سمت کتابای قطور نرفته بودم، وقتی اینو شروع کردم ترسیدم از حجمش😂 و همین باعث شد خوندن نیمه اول کتاب رو ۵روز طول بدم ولی از همون نیمه دوم تا اخر رو یه روزه (همین الان) تموم کردم😎🥳
«-غرورمو وقتی شکستم که برای نگه داشتنت از خطی که گذاشتی، گذشتم. دروغ گفتم. مزهی داشتن تو با بوسیدنت ثابت شد. میدونستم فقط اینجوری میمونی. بازم اینارو بذار جای اون جملهای که میخوای بشنوی.» .
پ.ن: مدیونین فکر کنین تقلب کردم و تاریخ رو به جای ۲۰م نوشتم ۱۹🤧
بومرنگ قصه ي قضاوت است. قصه ي یک انتخاب اشـتباه ، تکـرارش و بازگشـت دوباره ي آن... _اسمش بومرنگه بابا. هم میتونی باهاش بازي کنی،هم شکار کنی . ولی حرف من و گوش کن. اگه بلد نیستی پرتش نکن چون ممکنه وسط بازي هم شکار کنی. اونوقت هیچ وقت خودتو نمی بخشی. حواست و جمع کن که درست پرتش کنی. وقتی پرتش می کنی یادت باشه هرجا بره طرف خودت برمی گرده، پس اول فکر کن بعد پرت کن :/
بازی زندگی بازی بومرنگ هاست و پندار و کردار و سخنان انسان دیر یا زود با دقتی حیرت انگیز به خود او باز میگردد. . سبا بعد از فوت پدر و مادرش هم خانه ی خانواده ی برادرش می شود اما چند سال بعد به دنبال راه چاره ای برای مشکلات زندگی اش؛ تصمیم می گیرد از خانواده ی کوچک برادرش جدا شود. به خواهرش پناه می برد ولی درست وقتی گرفتار حل و بر طرف شدن سوتفاهمات است مشکلات تازه ای سر راهش می آید که او و احساساتش را بی اراده درگیر ادمی با گذشته ای پیچیده و سخت می کند. ادمی که شاید برای او یک انتخاب اشتباه باشد اما عشق جور دیگری به دست و پایشان می پیچد. . بومرنگ اولین کتابی بود که از خانم محمدی خوندم و به شدت جذبم کرد و مشتاق شدم باقی کتابهاشون رو هم بخونم. ژانر کتاب عاشقانه _ معماییه و مضمونش در مورد انتقامه. شخصیت های این کتاب هرکدوم به نحوی و با شدتهای مختلف سعی دارن از کسی انتقام بگیرن. . نویسنده به درستی حوادث رو پشت سر هم ردیف کرده و معمای داستان رو خیلی تمیز درآورده و مهم تر از اون منطق داستانه که نمیلنگه. داستان ریتم تندی داره و پر از اتفاقات ریز و درشته طوری که بعضی قسمتها، نویسنده فرصت نفس کشیدن رو به مخاطب نمیده. با وجود حجم زیادی که کتاب داره و فونت ریزش اما به هیچ وجه خسته کننده و کند پیش نمیره. کشش زیادی داره و تعلیقش تا آخرین صفحه حفظ میشه. . نقطه قوت نویسنده جدا از پرداخت خوب داستان، شخصیت پردازی بی نقصشه. به نظرم اینکه شخصیتها طوری خلق بشن که خواننده حتی نگران شخصیتهای خاکستری و منفی داستان هم بشه و با اونها همذات پنداری کنه، اوج هنر نویسندهاس. اما پررنگ ترینش برای من شخصیت کیارشه که واقعی ترین و ملموس ترین شخصیت داستان حساب میشد و از همون صحنههای اول که کیارش پر از خشم و بغض و نفرت بود، باهاش همراه شدم و تا آخر داستان تغییرات شخصیتیش رو به وضوح حس کردم. تغییراتی که اتفاقی نیست و قانع کنندهان. . در نهایت اگر مخاطب رمانهای عاشقانه با تم معمایی و تعلیق بالا هستین، این رمان جزو بهترین گزینههاست.
اولین کتابی بود که از این نویسنده خوندم و واقعا در جریان اتفاقاتش غرق شدم... یکی از نقاط عطف رمان شخصیت پردازی قوی بود علی الخصوص روی شخصیت منفی داستان... آقای الف! به حدی غرق داستان شده بودم که یه لحظه کنار گذاشتنش هم ناراحت کننده بود و در بین تمامی مشغله های کاری، سعی میکردم عقلمو راضی کنم تا به ساز دلم برقصم و فقط چند صفحه... چند صفحه بیشتر ازش رو بخونم!