Jump to ratings and reviews
Rate this book

خاک زوهر: یا وقت چیدن گیس‌ها

Rate this book
ته تهش، یک روز همان به وقت جوانی، جایی پشت میز کارت در آن میانه‌ها یا موی سپید کرده و تکیه زده بر نیمکت یک پارک، یکهو به سرت می‌زند که اتفاقی در کار نبود. رمان «خاک زوهر» داستان خون دادن یا تکیه زدن است با و بی‌اتفاقی که در کار بوده یا نبوده؛

102 pages, Paperback

First published January 1, 2018

10 people want to read

About the author

نرگس مساوات

6 books2 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (4%)
4 stars
1 (4%)
3 stars
6 (24%)
2 stars
6 (24%)
1 star
11 (44%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for Behzad.
653 reviews122 followers
December 12, 2018
به خاطر تعریف و تمجید سنگینی که محمد حسینی در اینستاگرامش از این رمان کوتاه کرده بود کنجکاو خواندنش شدم. بخشی از تعریف و تمجید سنگین حسینی این بود:
مساوات صاحب قلمی است که رمان فارسی سال های سال در عطشش به سر برده است. کتاب را که بخوانید حیرت می کنید از شور و شعور و دانش سطر سطر آن. رمان داستانی امروزی را طرح می زند. اما نه داستانی پیش پا افتاده را. خاک زوهر کسی را با کسی مواجه نمی کند. انسان را با زیستن و زندگی مواجه می کند و این نکته کمی نیست.

کتاب رو که باز کردم دیدم تقدیم شده به محمد حسینی و پیش خودم گفتم نوشتۀ حسینی دربارۀ کتاب شاید نان قرض دادن و به جای آوردن وظایف مراد مَر مرید را بوده. ینی اینکه گفتم شاید رمان خوبی نباشه.
شروع کردم به خوندن.
نکات خوب: زندگی و دردها و خوشی ها و دغدغه های شخصیت اصلی رمان باورپذیر بود برای من و احتمالا باورپذر و ملموس باشه برای همۀ مایانی که این روزها جوان هستیم و جوانی رو داریم برگ برگ جلو می بریم. اتفاقات و احساسات و افکار مطرح شده در لابلای سطور از دل بر آمده بودن و بنابراین بر دل می نشستن. گُنده گویی و اَدا بازی نداشت کتاب و یه سری اتفاق رو از زندگی شخصیت اصلی گرفته بود و گفته بود رو به جلو. نثر رمان هم اوکی بود، یه چیز معمولی و نه ضعیف نه خاص و قوی
نکات بد: پیرنگ خاصی نداشت رمان. چیزی نداشت که آدم رو بکشونه جلو. و خب اگه صد صفحه نبود کتاب همراه با کلی صفحۀ سفید در فاصلۀ بین فصل ها، قطعن برای من خسته کننده میشد و نمیتونستم ادامه ش بدم. زندگی هایی که ازشون میگفت خیلی تکراری و نخ نما و روزمره بودن گاهی. دانشگاه، درس خواندن، خوابگاه، رفت و آمدهای کارمندی، دعواهای عادی خانوادگی، و غیره. بعضی اشخاص و رخدادها کارکرد خاصی نداشتن به نظرم و بیخود آمده بودن در کتاب.
در کل کتاب اوکیی بود، ولی فکر نمیکنم به هیچ وجه شایستۀ تمجید محمد حسینی بود. چیزهایی که محمد حسینی دربارۀ کتاب نوشته منو به این امید و انتظار انداخت که با یه رمان بی سابقۀ انقلابی تکان دهنده مواجه میشم که ادبیات معاصر رو دگرگون کرده یا به هر حال کار تازه ای کرده. ولی این کتاب کار تازه ای نداشت. هیچ کار تازه ای. هرکاری کرده بود رو قبلن و جاهای دیگه خونده م.
ولی خب متوسط بود.
شاید دو و نیم ستاره بهتر باشه
Profile Image for Zohreh Hanifeh.
390 reviews105 followers
February 6, 2020
به نظر بعضی‌ها شتاب‌زده است، به نظر من نه. گرچه پایان‌بندی کتاب کمی عجولانه بود. به نظر بعضی‌ها لحن و زبانش عجیب و غریب است، به نظر من کاملاً طبیعی و صمیمی. روایت جوری بود که تو را همراه خودش به جلو می‌کشید، طوری که در دو خوانش تمامش کردم. بخشی از دغدغه‌هاش برایم ملموس بود، بخشی دور از ذهن.

(این چه ریویوییه آخه؟ ذهنم متمرکز نیست این روزها. ببخشیدم.)
Profile Image for نیکزاد نورپناه.
Author 8 books236 followers
January 6, 2020
قصه‌ی زنی که برخلاف زنهای داستانهای فارسی شبیه آدمهای واقعی‌ست. شبیه آدمهایی که دور و برم می‌بینم. زنانی که با آن الگوی محقر داستانهای فارسی فرق دارند. زنِ داستان سرگشته است (اما اثیری نیست). شغل دارد و معاشرت می‌کند. حوصله‌اش سر رفته و ملول است. قربانی نیست و مظلوم نیست و از شوهرش کتک نمی‌خورد و کسی بهش تجاوز نمی‌کند. اصلاً دنبال شوهر نیست. مکر زنانه ندارد. سانتیمانتال و صورتی نیست. گلیم خودش را از آب بیرون می‌کشد و به موقعش کلامش هم نیش دارد. از مادرش بدش می‌آید و با خواهرانش هم رابطه‌ای سطحی دارد. کتاب هم شبیه چند عکس است از زندگی این آدم. اوج و فرود به خصوصی ندارد اما همین که آدمِ پشتش کلیشه‌ای نیست، همین که کسی نیامده برایم قصه بگوید و سرگرمم کند و متعجبم کند و عوضش از چیز واقعی‌تری حرف زده برایم جالب بود.
Profile Image for Mostafa Sahari.
2 reviews1 follower
March 27, 2020
کتاب خیلی به نسل ما نزدیک است. شخصیت اصلی داستان اتفاق‌ها، عواطف و مشکلاتی را تجربه می‌کند از جنس تجربه‌های خود ما. از این لحاظ خواندنی است.
Profile Image for Fatemeh Gourabi.
28 reviews
January 28, 2020
قسمتی از کتاب :
هیچ چیز در دنیا ترسناک تر از بی رحمی مادرها نیست در سکوت با چشمان آن همه مهربان و خسته شان گوشه ای می نشینند و به وقتش جوری از پشت بهت خنجر می زنند که به جای درد کشیدن از زخم فقط حیرت می کنی ...
Profile Image for Mahnaz.
7 reviews
May 11, 2020
💛🍃کتاب "خاک زوهر " ؛قصه تکراری یه دختر دهه شصتی و مشکلاتشه.
با تموم احترام به نویسنده قصه ی خیلی خامی بود و من نفهمیدم اصلا چی شد و پگاه از زندگی چی میخواست و چرا ازدواج نکرد.داستان ناقصی بود طوری که ده صفحه که خوندم میخواستم ولش کنم اما خوندم و به زور تموم کرد.
از پنج بهش یک میدم:)
Profile Image for Matin.
9 reviews1 follower
October 23, 2020
تعریفات نویسنده ها باعث شد کتاب را در اپ فیدیبو بخوابم. کتابش خیلی تینجری بود. آبکی و شل و ول. نویسنده ش ادم باسوادیه ولی این کتاب خیلی بد بود خدایی
Profile Image for Behrad Nafissi.
17 reviews11 followers
December 11, 2021
عنوان و طرح جلد 《خاک‌زوهر》مرا در کتابفروشی ثالث میخکوب کرد و چند روز بعدتر به توصیه‌ی مجازی بهمن دارالشفایی خریدمش.
نثر و زبان این رمان کوتاه هم برایم تازگی داشت و هم در عین‌حال به طرز غریبی آشنا بود؛ هرچند در بعضی تکه‌ها متن متکلف می‌شد و سرعت خوانش را کم می‌کرد. پیرنگ داستان خط مشخصی را پی نمی‌گرفت و ساختار منسجمی نداشت و رمان ناگهانی، شتاب‌زده و غیرقابل انتظار به پایان رسید. البته این‌ها هیچ‌کدام نقطه‌ضعف بزرگی برای این اثر محسوب نمی‌شوند. و حتی باید اعتراف کنم که برش‌های زندگی پگاه، راوی اول شخص، آن‌چنان برای من کشش داشت که کتاب را در دو خوانش تمام کنم.
راوی ویراستار، مترجم و پژوهشگر فرهنگ و زبان‌های باستانی است. خانه‌به‌دوش است، ذهنی درگیر گذشته و متمرکز بر کلمات دارد و در خاکی و خانه‌ای ریشه ندوانده. سرتاسر برش‌های روایتی این اول شخص پر شده است از رنگ و بوی Decadence و عدم تعلق و او خواسته یا ناخواسته، در خلال روزمرگی زندگی، خویشتنِ خود و خاکش را قربانی می‌سازد تا تن به خانه‌ای نو بسپارد.
Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.