دوستانِ گرانقدر، این کتاب از 370 صفحه تشکیل شده است که به شرحِ وزارت و وزیرانِ دورانِ حکومتِ سلجوقیان، از آغازِ حکومتشان تا مرگِ سلطان سنجر، پرداخته است --------------------------------------------- دوستانِ گرامی، در دورانِ سلطنتِ تورکانِ سلاجقه، قدرت پس از سلطان، در دستانِ پنج کس یا مقامِ اصلی قرار داشت که به ترتیب عبارتند از: خواجهٔ بزرگ، یا همان وزیرالوزرا- مستوفی الممالک- طغرائی- مشرف- عارض ***************************** خواجهٔ بزرگ، پس از سلطان همه کارهٔ حکومت بود و معمولاً همه جا با سلطان همراه و به وی مشاوره میداد مشهورترین وزیر و خواجهٔ بزرگ در دورانِ سلجوقی، خواجه ابوعلی طوسی میباشد که در کتبِ تاریخی از او با نامِ <خواجه نظام الملک> یاد شده است.. او در سالهایِ پایانیِ جفری بیک سلجوق و یکماه پیش از مرگِ سلطان ملکشاه، یعنی بیش از سی سال، وزیر الوزرا یا همان خواجهٔ بزرگ بود... آنچه نصیبِ الب ارسلان و ملکشاه شد، بسیاری دلیلش را تدبیرِ همین نظام الملک میدانند و از این رو او را قوام الملک نیز میخوانند نظام الملک در سالِ 485 هجری و در غربِ ایران، توسطِ یکی از پیروانِ اسماعیلیه به قتل رسید.. پس از قتلِ نظامِ الملک، ملکشاه به بغداد رفت و تاج الملک را برایِ مقامِ خواجهٔ بزرگ انتخاب نمود... ولی از آنجایی که تاج الملک همیشه با نظام الملک اختلاف داشت و دشمنش به شمار می آمد، نزدیکانِ نظام الملک که میدانستند با آمدنِ تاج الملک وضعیت و جایگاهشان در دربار به خطر می افتد و تاج الملک دوستان و نزدیکانش را جایگزینِ آنها میکند، بنابراین در همان بغداد، سلطان ملکشاه را مسموم کردند و او را به قتل رساندند، تا دیگر تاج الملک به مقامِ وزیر الوزرائی دست نیابد.. ولی از سویِ دیگر، ترکان خاتون، همسرِ سلطان، دستور داد تا تاج الملک طبقِ خواستهٔ شوهرِ به قتل رسیده اش، به مقامِ خواجهٔ بزرگ، گمارده شود.... زمانی که این تصمیم اجرا شد، نظامیان به اعتراض به دربار ریخته و تاج الملک را گرفته و بدنش را تکه تکه کردند.. سپس کیارق، پسرِ سلطان ملکشاه را بر تختِ سلطنت نشانده و به سرعت مقامِ خواجهٔ بزرگ را به عزالملک، پسرِ نظام الملک، سپردند... اینگونه بود که در بازیِ کثیفِ قدرت، سلطان و وزیرِ جدیدش به قتل رسیدند، تا قدرتِ دربار سلاجقه، کماکان در دستانِ پسران و نوادگان و فامیلِ نظام الملک باقی بماند *************************** مستوفی و طغرائی و مشرف و عارض، همگی مقام و یا وزیرانی بودند که هر یک دیوانِ جداگانه ای داشتند، ولی همگی از خواجهٔ بزرگ دستور میگرفتند... البته این وزیران، برایِ خود جانشین یا نایب تعیین کرده بودند.. این را هم بگویم که همچون حکومتِ اسلامیِ کنونی در سرزمینمان ایران، تمامیِ این وزیران و نمایندگانشان، دو شغله و یا چند شغله بودند... به همین سببِ است که حال و روزِ امروزِ سرزمینمان همچون آن دوران، به کثافت و نابودی کشیده شده است *************************** مستوفی دیوانش "استیفا" نام داشت و کارش مربوط به مال و اموالِ حکومتی بوده است
طغرائی دیوانش "طغرا" نام داشت که برگرفته از نوعی نگارش و خط سلجوقی میباشد و در این دیوان منشی ها و کاتبان مشغول به کار بودند
مشرف، دیوانش "اشراف" نام داشت که کارش تفتیش اموال و مالیاتها بوده است و به معاملات رسیدگی و محاسبه میکرد
عارض، دیوانش "عرض الجیوش" نام داشت و کارش مربوط به اموال لشکر و جیره و علوفهٔ لشکر و سپاهیان بوده است... از آنجا که سپهسالاران و امرایِ لشکری، از قدرت و نفوذِ زیادی برخوردار بودند، بنابراین عارضِ لشکر با آنکه وزیر بود، ولی در میانِ آنها از نفوذ و شهرتِ بالایی برخوردار نبود --------------------------------------------- امیدوارم این ریویو برایِ شما تاریخ دوستان، مفید بوده باشه <پیروز باشید و ایرانی>