زوایای تاریک، کناب خاطرات نیست. یعنی همهاش خاطرات نیست، و همهی خاطرات جلال الدین فارسی هم نیست. همانطور که خودش میگوید (ص138) در این کتاب قصد دارد برخی زوایای تاریک تحولات معاصر را روشن کند. برای همین پرهیز ندارد که گاهی چندین صفحه به بیان تاریخ، و نه خاطرات بپردازد، و خیلی از رویدادها را هم نگفته یا کمگفته بگذارد و بگذرد. فارسی از آن آدمهای قائم بهذات است (و مگر همهی شخصیتهای تاریخ در مقام روایت، و خاطرهگویی، قائم بهذات نیستند و نمیشوند؟!). از این رو، او هم خود را محور تحولات و منشا اغلب رویدادها میداند! فارسی در این کتاب سعی دارد منصفانه روایت کند. خوبیها و بدیهای افراد و گروهها را توامان میگوید. از بعضی افراد و گروهها خوشش نمیآید: غیر از آنها که مشهورترند مثل نهضت آزادیها و دم و دستگاه سیدموسی صدر، میشود از سیداحمد خمینی و شهید قرهنی هم اسم برد. اسم نبردنهایش گاهی آزاردهنده است و البته مشکوک. هرچند بعضی از اسمهایی که در این کتاب نبرده را بعداً در مصاحبههایش فاش میکند. (نمونهاش ص393 که از مصطفی چمران نام نمیبرد.) فارسی خود را متعهد به دو اصل اساسی -در دوران مبارزات- معرفی میکند: اسلامگرایی، و محوریت قائل شدن برای امام. افراد و گروههایی که به زعم او از این دو معیار فاصله بگیرند، به میزان فاصلهشان «افشا» میشوند. با وجود این، امامی که در این کتاب تصویر میشود، دستکم در چندجا، امام مناقشهبرانگیزی است؛ مثل نگاه ابزاری او به نهضتی ها (ص466)، یا نظر او درباره حجاب زن و فرزند ابوالحسن بنیصدر (ص520). کتاب ظاهراً در سالهای بعد تجدید چاپ نشده و هماکنون هم ناموجود است. بعضی فرازهای کتاب، در طول این سالها با نقد و نِقاش روبرو شده است.