احمد اعطا با نام ادبی احمد محمود (۴ دی ۱۳۱۰، اهواز – ۱۲ مهر ۱۳۸۱، تهران) نویسندهٔ معاصر ایرانی بود. او را پیرو مکتب رئالیسم اجتماعی میدانند. معروفترین رمان او، همسایهها، در زمرهٔ آثار برجستهٔ ادبیات معاصر ایران شمرده میشود
این کتاب شامل داستانهایی ست که با سایر آثار این نویسنده (که من تا امروز خواندهام) متفاوت است. هر کدام از داستانها به نوعی با شهوت و روابط جنسی گره خورده، داستانی در مورد زنا با محارم، زنی که برای شهوت از خانوادهاش میگذرد و .. در این کتاب هم احمد محمود همچنان توصیفهایی رسا از احوال و موقعیتها ارائه میدهد که ذهن مرا سمت سینما میبرد. در واقع موقع خواندن به این فکر میکنم که موضوع داستانها و توصیفات قابلیت به تصویر کشیدن در برابر دوربین هم دارند.
دوباره لنگر انداختی راه بیفت باید ادامه بدیم می دونی آخر این صاحب مرده ها و به پوتینها اشاره کرد که رنگ اخرائی تیره ای داشت و کثافت رویشان کوره بسته بود و به پاهایش سنگینی می کرد باه که تو هم اگر به چیزی پیله کنی از خجالت کنه بیرون میای بابا حیا کن دست از سر این پوتینا بردار عینهو مرغ کرچ می مونه ولی آخر می دونی غرض دارم راستش را بخوای مرض داری همچنین شاید مرض ولی تو نمی تونی بفهمی من از عذابی که این پوتینا بهم میده خوشم میاد