Jump to ratings and reviews
Rate this book

سرگذشت ترجمه‌های من

Rate this book
روزی در خانه نشسته و به کار خود یعنی ترجمه مشغول بودم که دیدم آقایان جنتی و جعفریه مدیران مشترک انتشارات «روایت» از در درآمدند و چند نسخه ای از چاپ تازه (پنجم) کتاب «زارا» را که نوشته خود من است برایم آوردند. ضمن ابراز تشکر و صحبت درباره تسریع در امر چاپ و نشر کتاب «غروب فرشتگان» اثر پاسکال چاکماکیان نویسنده فرانسوی زبان ارمنی که من از زبان فرانسه به فارسی ترجمه کرده ام و به وسیله انتشارات «روایت» چاپ و نشر خواهد شد آقای جنتی گله کردند و گفتند که شما از پارسال تا به حال و عده اثر تازه‌ای اعم از ترجمه یا تألیف به ما داده ولی به وعده وفا نکرده‌اید.

من درد پیری و ضعف چشم و در دست نداشتن یک اثر خارجی جالب توجه برای ترجمه را به عنوان عذر در وفا نکردن به عهد مطرح کردم، ولی آقای جنتی این پوزشها را موجه ندانستند و پیشنهادی به من کردند که به نظرم بسیار جالب آمد. گفتند از ترجمه های فراوانی که کرده اید و تعداد آنها نزدیک به هفتاد اثر است، به ترتیب سالهای ترجمه، شرحی درباره علت اقدام به ترجمه و توضیح مختصری از موضوع کتاب، و سپس منتخبی از متن ترجمه را به عنوان نمونه تدوین و تنظیم کنید و مجموع آن را به صورت کتابی به ما بدهید که چاپ کنیم.

648 pages, Hardcover

First published April 1, 1994

4 people are currently reading
40 people want to read

About the author

محمد قاضی

72 books99 followers
محمد قاضی در ١٢ مرداد ١٢٩٢ در شهر مهاباد استان آذربایجان غربی دیده به جهان گشود. پدر او میرزاعبدالخالق امام جمعه مهاباد بود. محمد قاضی آموختن زبان فرانسه را در مهاباد آغاز کرد. او در سال ۱۳۰۸ با کمک عموی خود میرزاجواد قاضی که از آلمان دیپلم حقوق گرفته بود و در وزارت دادگستری کار می‌کرد، به تهران آمد و در سال ۱۳۱۵ از دارالفنون در رشته ادبی دیپلم گرفت. در سال ۱۳۱۸ دورهٔ دانشکده حقوق دانشگاه تهران را در رشتهٔ قضایی به پایان برد. او در طول این دوران همیشه جزو بهترین شاگردان زبان فرانسه بود

شهرت محمد قاضی به عنوان مترجم از ترجمه کتاب «جزیره پنگوئن‌ها» نوشته آناتول فرانس آغاز شد. استقبالی که خوانندگان از این کتاب به عمل آوردند موجب شد تا آقای نجف دریابندری از مترجمان معروف مقاله‌ای در تقریظ از این کتاب در روزنامه اطلاعات تحت عنوان «مترجمی که آناتول فرانس را نجات داد» بنویسند. با انتشار این کتاب در اوایل دهه ۱۳۳۰ محمد قاضی به شهرت رسید و بعد از آن مرتب به کار ترجمه ادامه داد

یکی از مهمترین ترجمه‌های محمد قاضی ترجمه «دن کیشوت» است که از سال ۱۳۳۳ تا ۱۳۳٦ طول کشید. او در این ترجمه چیره‌دستی و پشتکار بی‌نظیری نشان داد. متن اصلی دارای ضرب‌المثل‌ها و اشعار متعددی است که او برای پیدا کردن معانی آنها بارها به کلیسای کاتولیک‌ها در خیابان فرانسه رفت و با مراجعه به کشیشان معانی آن اشعار را پیدا نمود. همچنین برای ترجمه ضرب‌المثل‌ها سعی کرد معادل آنها را در زبان فارسی پیدا کند و اصل آنها را در پای صفحه قید نماید. دکتر زرّین‌کوب در مقاله‌ای در مجله سخن در باب ترجمه دن کیشوت نوشت که «مترجم زبان مناسب با ترجمه این اثر را پیدا کرده است». جمال زاده نیز در مجله راهنمای کتاب نوشته که «اگر سروانتس فارسی می‌دانست و می‌خواست دن کیشوت را به فارسی بنویسد از این بهتر نمی‌شد

محمد قاضی در ۱۳۵۴ به بیماری سرطان حنجره دچار شد و هنگامی که برای معالجه به آلمان رفت، بیماری تارهای صوتی و نای او را گرفته بود و پس از جراحی، به‌علت از دست دادن تارهای صوتی، دیگر نمی‌توانست سخن بگوید و از دستگاهی استفاده می‌کرد که صدایی ویژه تولید می‌کرد. با این حال کار ترجمه را ادامه داد، و ترجمه‌های جدیدی از او تا آخرین سال حیاتش انتشار می‌یافت

محمد قاضی همیشه می‌گفت: «مرگ من آن روز خواهد بود که نتوانم ترجمه کنم و امیدوارم که آن روز به این زودی‌ها فرا نرسد.» و به راستی چنین بود. بعد از پایان ترجمه «راز اقلیم آسمانی» اثر میکاوالتاری، کتاب «نوحه درون» را به همراه احمد قاضی ترجمه کرد و ٤٨ ساعت بعد از پاکنویس آن ترجمه در بامداد بیست و چهارم دی ١٣٧٦ روی در نقاب خاک کشید

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
4 (28%)
4 stars
4 (28%)
3 stars
1 (7%)
2 stars
4 (28%)
1 star
1 (7%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Moshtagh hosein.
472 reviews34 followers
January 19, 2022
این کتاب که اخیرا از نشر علمی تحت عنوان مجموعه زوربای ایرانی پخش شده
مجموعه مقدمه‌ها و بخشی از ترجمه عناوین کتابهای تالیفی و ترجمه آقای محمد قاضی
هست
خواندنش خالی از لطف نیست.
Profile Image for Sepehr Asadi.
50 reviews1 follower
May 1, 2025
یک بار دوستی داشتم زهرا نامی، که یک بار رفتیم و تئاتر دیدیم (اوایل دانشگاه، در کرونا، و رفتیم بک تو بلک رو دیدیم چون دو تا بلیط مهمان داشتم و نمی‌خواستم به یکی از بچه‌های دانشگاه بگم و با من بیاد. برای همین هم به ایشون گفتم چون در گروه تلگرامی مشترکمون گفته بود بدش نمیاد ببینه این اجرا چیه که زیاد فروخته. جفتمون بعد از اجرا بابت وقتی که ازمون برای این اجرای تخمی صرف شد ناراحت بودیم و شاکر بابت این که حداقل از جیب پولی برای بلیطش ندادیم. اینم یه خاطره‌ی کوچولو از من بابت این اجرا.) قبل از اجرا که توی کافه‌ی طبقه‌ی بالای تئاتر ایرانشهر نشسته بودیم، حرف کتاب و کتابخوانی شد. خودش، که مهندسی مکانیک می‌خوند اگر اشتباه نکنم، چندان کتابخوان نبود، ولی گفته بود که تمام ترجمه‌های محمد قاضی رو خونده، چون مادرش تمامی ترجمه‌هاش رو می‌خریده و می‌خونده. این یک تجربه از من در قبال خوانندگان عمومی کتاب و مجموعه‌الآثار یک مترجم (یا همان canon) بود. بعداً هم که بیشتر با کتاب‌خوانان حرفه‌ای آشنا شدم و بیشتر هم پی آثار مترجمان رو گرفتم، براس من محمد قاضی در بین مترجمان به یک فیگور جالب بدل شد. برای همین هم دوست داشتم بهش بپردازم.

در کل اخیراً بیشتر از هرچیزی بحث ترجمه به زبان فارسی و همینطور تثبیت فیلد ترجمه در دوران پهلوی دوم به شکل جدی برام دغدغه شده. سنن مترجمی و ویراستاری اون زمان، همچنان یک ارتدوکسی هست که مباحث ترجمه‌ی امروز به فارسی در ایران امتداد مسائل و انتخاب‌های اون زمان میشن. برای همین هم کسی بتونه نگاه‌هایی به اون زمان رو ارائه بده، برای من شدیداً جالبه. یکی از کتبی که در ذهنم بود، این «سرگذشت ترجمه‌های من» از قاضی بود.

قبلاً این کتاب رو زیاد می‌دیدم و از قیمت زیادش ناراضی بودم. بالاخره از کتابخونه‌ی دانشگاه گرفتمش. پیشتر فکر می‌کردم که احتمالاً کتابی است که مترجم زیاد از ترجمه‌های خودش و خاطرات مربوط به این‌ها، و شاید سیستم مترجمی‌اش بگه. اما بخش‌هایی که دنبالشون بودم حتی کمتر از ۱۰ درصد بدنه‌ی کتاب هستند. برای همین هم تو ذوقم خورد.

البته تا حدی هم حق رو به خود محمد قاضی میدم، چون تألیف کتاب رو اواخر عمرش شروع می‌کنه و خاطرات‌نویسی خودش، پروژه‌ی دیگری بوده. باید سراغ اون کتاب برم بعد از این تا چیزی که می‌خوام رو پیدا کنم.

بیشتر شکلی از کتاب‌سازی محسوب میشه و میشه دید که حتی کسی مثل قاضی هم، حتی اگر با اصرار ناشر باشه، همیشه از کتاب‌سازی در امان نیست. ساختار کتاب، سیر زمانی نشر کتب ترجمه شده و حتی چند کتاب تألیفی خودش هم هست. هر بخش، دارای مقدمه‌ی کتاب، بخشی از متن ترجمه شده، و در برخی از بخش‌ها خاطره‌ای در باب دلیل ترجمه شدنش و پیشنهاد شدن کتب به ایشون و... است.

هرچند چیزهای جالبی رو هم دیدم. شاید برای من جالب‌ترین بخش‌های کتاب، اندک گزاره‌هایی از دلیل امنتاع محمد قاضی از ترجمه‌ی یک سری کتب بود. و همینطور انتقادی که به ترجمه‌ی علی‌اصغر سروش از «مادر» گورکی می‌کنه که چرا با لهجه‌ی تهرانی کتاب رو ترجمه کرده. خیلی هم سروش رو بابت این کار کوبیده. هرچند دوست دارم که با کسی مسلط به روسی صحبت کنم و ببینم که لحن واقعی زبان این رمان چی بوده و آیا سروش در دل نوشتار رئالیستی سوسیالیستی گورکی به‌درستی از زبان عامیانه استفاده می‌کنه و این سیاست فرد میانه‌ی مترجم فرانسوی بوده که قاضی رو به اشتباه انداخته، یا در نهایت حرف قاضی درست‌تره.

در کل، از ۵۴۳ صفحه‌ی کتاب (بازچاپ علمی فرهنگی)، شاید نهایتاً صفحات اولیه‌ی کتاب و حدوداً اندازه‌ی ۳۰-۴۰ صفحه برام جالب و سودمند بود. مقدمه‌ها و نمونه ترجمه‌ها رو اسکیپ می‌کردم چون اگر بخوام بخونمشون، ترجیح میدم که موقع مطالعه‌ی خود کتب بخونمشون.
Profile Image for Alireza.
161 reviews2 followers
March 3, 2022
این کتاب مرجع بسیار خوبی برای دوستداران مترجم توانمند کشورمان استاد محمد قاضی است. استاد قاضی در این کتاب به معرفی آثار برجسته ترجمه های خود پرداختند و بخشهایی از اثر ترجمه شده و بیوگرافی نویسنده اصلی کتاب را نیز آورده اند. تبحر استاد قاضی در ترجمه انواع رمان و ترجمه آثار فاخر ادبیات جهان بوده است بنابراین مطالعه این اثر را به علاقمندان رمان پیشنهاد میکنم. نام این استاد بزرگ به نیک نامی در صفحات روشن تاریخ این سرزمین کهن ثبت است! روانش شاد و نامش جاودان باد.
Profile Image for Ali Doostan.
47 reviews
January 26, 2022
کتاب بدی نبود. بعضی از فصل‌ها همراه با خاطرات جالبی بود و تو بیشترشون فقط مقدمه‌ی مترجم و بخشی از ترجمه آورده شده.
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.