آیا تاکنون برای شما اتفاق افتاده است به جایی بروید که آن را اصلاً نمیشناسید اما آدمهایش برای شما آشنا هستند، حتی بیش از آشنا، مثل افراد خانوادهٔ خودتان؟ … بانو و مرد مرده، در یک فضای رئال جادویی، سرنوشت جامعهای را به تصویر میکشد که برای ما آشناست، اما در عین حال آن را نمیشناسیم. ما در این جامعه زندگی کردهایم، پس چرا چنین برای ما غریبه است؟ این داستان به نقد روابط انسانی امروز در جامعهای میپردازد که در آن کم؟ کم انسان از هویت راستین خود تهی میشود و باور میکند فرد دیگری است. این نمایشنامه را بازیگران آمریکایی در دانشگاه آیووا نمایشنامهخوانی کردند و در بین ده اثر از نمایشنامهنویسان برتر جهان مقام اول را کسب کرد.
چیستا یثربی (متولد ۲۷ مهر ۱۳۴۷) نمایشنامهنویس، منتقد، مترجم، شاعر، ناشر و نویسنده تئاتر و سینما در ایران است
فوق لیسانس و لیسانس روانشناسیاش را از دانشگاه الزهرا گرفت. فعالیتهایش را در حوزه تئاتر از سال ۱۳۶۸ آغاز کردهاست. وی بیش از ۲۶ نمایشنامه نگاشته و نمایشهایی چون «جمعه دم غروب»، «چنگیزخان»، «اتاق تاریک»، «کارناوال با لباس خانه»، «حیاط خلوت»، «مهمان سرزمین خواب»، «زنی که تابستان گذشته رسید»، «سرخ سوزان»، «یک شب دیگر هم بمان سیلویا» و «زنی برای همیشه» را کارگردانی کردهاست. وی تا به حال جوایز متعددی را از جشنوارههای مختلف دریافت کرده و بیشترین تعدادجایزه متن اول را از جشنواره بینالمللی فجر داشته، بارها داور تاتر و کتاب بوده است؛ در سال ۱۳۸۹ نمایش «جنایت و مکافات» را براساس رمان «جنایت و مکافات» در جشنواره کلاسیکهای روسیه در مسکو اجرا کرد که این نمایش در این جشنواره در سه رشته نامزد شد و موفق گردید جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کند.
برای فراگرفتن تئاتر از کلاسهای جهاد دانشگاهی الزهرا، فرهنگسرای نیاوران شروع و در ادامه با کانون تئاتر بانوان همراه شد و به یادگیری اصول اولیه بازیگری ـ کارگردانی پرداخت. در همان موقع «اتاق آینه» را با همکاری بهزیستی راهاندازی کرد که از سال ۷۲ تا سال ۷۴. طرح موفقی بود. به گفته خودش: "سوژه از مردم (اغلب مشکلاتشان) و اجرا توسط اعضای گروه بود. کار ما حل مشکلات به وسیله اجرای تئاتر بود. بعد از آن «دادگاه جادویی» را کار کردم و بعد «جمعه دم غروب» و بعد «سرخ سوزان» که در جشنواره سیزدهم فجر به عنوان کار برتر شناخته شد و در جشنواره چهاردهم هم به عنوان بهترین متن در باره «زن در عرصه انقلاب» شناخته شد. حالا هم (شهریور ماه ۷۵) مشغول کار روی «پهلوان ریزه» هستم
خیلی وقت بود نمایشنامه نخوندم، دلم تنگ شده بود. بانو و مرد مرده به نظرم خیلی جالب بود داستانش و دلم خواست میتونستم ببینمش، عکس دستهجمعی با خانمبزرگ هم دوست داشتم تقریبا ولی جنایت و مکافاتش به نظرم خیلی چیز مسخره و بی موردی بود نمیدونم شایدم من متوجه منظور کلیش از این نمایشنامه نشدم! درکل خوندنش خالی از لطف نبود، الان که فکرمیکنم اولین نمایشنامهای هم که خوندم از خانم یثربی بود...