Jump to ratings and reviews
Rate this book

پازولینی و سینمای شعر

Rate this book
پیر پائولو پازولینی ، سینماگر،شاعر،داستان نویس و نظریه پردازسینمایی برجسته ایتالیایی ، در طول عمر نسبتا کوتاه خود(53سال)آثار بسیاری در زمینه سینما و ادبیات خلق کرد و تاثیر عمیقی بر فیلم سازان نسل پس از خود گذاشت . با این که هیچ یکاز فیلم های پازولینی ، حتی انجیل به روایت متی که برداشت خاص او از زندگی عیسی مسیح است تا کنون امکان نمایش عمومی در ایران را نداشته اند با این حال وی در میان علاقه مندان جدی سینما در ایران فیلم ساز محبوب و سرشناسی است...

240 pages, Paperback

First published January 1, 2018

9 people want to read

About the author

پرویز جاهد

24 books12 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (10%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
6 (60%)
2 stars
2 (20%)
1 star
1 (10%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for Mohammad Hrabal.
455 reviews302 followers
July 28, 2022
این کتاب هم‌ مانند کتاب «جهان تیره و تار بلا تار» ایرادات زیادی داشت. با این‌ وجود درصورتی ‌که فیلم‌های پازولینی را دیده‌اید و علاقه‌مند هستید آن را بخوانید.
********************************************************************
«با اینکه پازولینی را به‌عنوان یک تئوریسین تحسین می‌کنم، اما چندان علاقه‌ای به فیلم‌هایش ندارم. او غالباً یک نوع ابهام متکبرانه و خشک به تصاویرش تحمیل می‌کرد و از لحاظ بصری فیلم‌هایش ظرافت چندانی نداشتند. ترکیب‌بندی های ناهنجارش ناشیانه و یکنواخت بودند و علاقه بیش ‌از حدش برای تمرکز روی صورت‌ها اغلب از توانایی‌اش برای تدوین سلیس و روان جلوگیری می‌کرد. سبک او نامتعادل و معنای فیلم‌هایش زیاده از حد ادبی و سطحی و ناهماهنگ بودند.» دیوید تامسون. صفحه ۵۵ کتاب
Profile Image for Rêbwar Kurd.
1,032 reviews92 followers
July 16, 2025
سینمای پازولینی نه از گوشت است، نه از استخوان؛ از واژه است. واژه‌هایی که دیگر بر زبان جاری نیستند، بلکه بر تصویر می‌نشینند. اگر آیزنشتاین از سینما آوای دیالکتیک بیرون کشید و گدار آن را به سیاست و زبان بدل کرد، پازولینی آن را به شعر تبدیل کرد، شعری بی‌قرار، خونین، سرشار از شهوت و خشم و ایمان و نفرت.

پازولینی شاعر بود، نه فقط در دفترهای شعرش، بلکه در نحوه‌ای که به جهان نگاه می‌کرد. در فیلم‌هایش، به‌جای داستان، حس هست؛ به‌جای منطق، تداعی؛ به‌جای روانشناسی، اسطوره. حتی وقتی روایتی بازسازی می‌شود – مانند انجیل به روایت متی یا ادپوس شهریار – این بازسازی نه تاریخی است و نه واقع‌گرایانه. پازولینی حقیقت را نه در مستندات، که در ضرباهنگ درونی زبان جست‌وجو می‌کند؛ در مواجهه‌ی بی‌واسطه‌ی بدن، طبیعت، و خشونت با شعر.

شعر در سینمای او، نه بازی با زبان، بلکه شکستن زبان است. در مقاله‌ی معروفش «سینمای شعر»، او از زاویه‌ی دید سوبژکتیو، پرش‌های زمانی، ناپیوستگی روایی، و صدای ذهنی به‌عنوان ابزارهای شاعرانه در سینما نام می‌برد. اما آن‌چه پازولینی را متفاوت می‌کند، تنها ابزارها نیستند، بلکه نیّتی‌ست که پشت آن‌هاست: مقاومت در برابر نظم، معنا، و سلطهٔ ایدئولوژی.

پازولینی هم‌زمان مومن و کافر بود. هم فرزند کلیسا بود و هم تبعیدی از آن. هم مارکسیست بود و هم بی‌اعتماد به انقلاب. این تناقضات، فیلم‌هایش را به میدان نبرد بدل کرده‌اند. در سه‌گانه‌ی زندگی (دکامرون، حکایت‌های کانتربری، هزار و یک شب)، او جسم را می‌ستاید، لذت را تجلیل می‌کند، اما نه برای تفریح، بلکه برای تقابل با جهان مدرن و سرمایه‌داری که تن را به کالا تقلیل داده است. در سالو اما، همین بدن، به محل شکنجه و انقیاد بدل می‌شود. فیلمی کابوس‌وار، بی‌رحم، آینه‌ای از فاشیسم و مصرف‌گرایی، که پازولینی با آن، در واپسین روزهای زندگی‌اش، نه فقط جهان، که خودش را نیز محاکمه می‌کند.

سینمای پازولینی، سینمای نفی‌ست. نفی قدرت، نفی کلیشه، نفی سازش. او نمی‌خواهد سرگرم کند، نمی‌خواهد همراهی کند، نمی‌خواهد آرامش بدهد. او می‌خواهد نگاهت را بشکند. چه در چهره‌ی دهقانان فیلم‌های اولیه‌اش، چه در بدن برهنه‌ی پسربچه‌ای در کوچه‌های ناپل، چه در زخم‌های بی‌پایان قربانیان سالو، پازولینی همواره در پی نمایاندن حقیقتی ناآرام است. حقیقتی که شعرش، چون فریاد، بر پرده می‌کوبد.

پازولینی را نمی‌شود دوست داشت بی‌آنکه زخم برداشت. سینمایش را نمی‌شود فهمید بی‌آنکه به‌درون پرت شد. اما شاید همین باشد معنای سینمای شعر: سفری به ژرفای زبان، به تاریکی رنج، به روشنایی رهایی. نه در داستان، که در نگاه؛ نه در معنا، که در تجربه. و در نهایت، او در میان خدایان سینما، تنها شاعری‌ست که دوربین را چون قلم در دست گرفت، و با آن، زندگی را سرود.
Profile Image for Mind.
117 reviews17 followers
July 10, 2020
پازولینی در بخشی از مصاحبه با جان هلیدی گفته‌است:

من از ریشه با چنین جامعه‌ای مخالفم؛ جامعه‌ای مثل اسرائیل؛ جامعه‌ای که بر پایه اندیشهٔ نژادی و موعودی استوار است. تأسیس یک کشور بر پایه شالوده مذهبی سه هزار ساله، کاری خطرناک و جنون‌آمیز است. من با این بینش مذهبی و ملی‌گرا مخالفم. چنین چیزی وحشتناک است، هر چند که مبنای همه دولت‌ها از همین قبیل است.
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.